آیین جشن نوروز

فرهنگ هر کشوری پیوند ناگسستنی با آداب و رسوم و سنت‏های مردمی دارد که گردهم جمع آمده و بنیان‏ ملتی را بنا نهاده‏اند که هریک به طریقی در احیا و نگهداشت سنن و آداب ملی خود می‏کوشند که در این بین گرامیداشت آیین نوروزی در میان کشورهای حوزه نوروز یکی از مهمترین این آداب و رسوم است.

جشن‌های آیینی عموما مناسبت‌ها و خصلت‌های ویژه‌ای دارند که در میان اکثر اقوام مشترک است، بطوریکه مهمترین ویژگی جشن یا عید، ریشه‌های مذهبی آن است که به این مراسم‌ها رنگ و بویی دینی و مکتبی می‌بخشد.

جشن نوروز که پس از ورود اسلام مشروعیت دینی خود را نیز کسب کرد، گستره آسیای مرکزی، شبه قاره هند، قفقاز و بالکان را در نوردیده و در بسیاری از کشورهای این حوزه 400 میلیونی گرامی داشته می‌شود.

از همین رو، سنت‌های دیرپای نوروزی از قبیل، خانه تکانی، نوپوشی، اظهار نشاط و شادمانی، استفاده از بوی خوش، دید و بازدید، دادن هدایا، فراموش کردن قهرو کینه، برقراری صلح و آشتی با دوستان، عفو و بخشودگی، رفتن به زیارت اهل قبور در آخر سال، دعا و نیایش در هنگام تحویل سال، همگی جزئی از همین ریشه‌های مذهبی است که اکنون به قوت در ایام عید نوروز در میان ملل مختلف مشاهده می‌شود.

سایه اسلام و ایران بر آیین نوروزی در میان اقوام مختلف

در حالی که بسیاری از سنت‌های ایرانیان بعد از ظهور اسلام در ایران از بین رفت و سنت‌های اسلامی جای آنها را گرفت، اما عید نوروز به جهت پاسداشت و مطابقت دادن خود با اصول اسلامی در آن بین باقی ماند. شاید به خاطر این باشد که در این روز امور معنوی و حوادث مذهبی متعددی به وقوع پیوست که آنرا جاودانه ساخت.

این در حالی است که تعیین موضع اسلام و نحوه برخورد دین با عادت‌ها، آداب، رسوم و فرهنگ ملت‌های مختلف جهان از موضوعات مهم اجتماعی و فرهنگی است که در روزگار ما تحقیقی جدی و همه جانبه می‌طلبد.

جشن نوروز حتی پس از تغییر دین در ایران نیز معنا و مفهوم آیینی خود را از دست نداد و فقط پاره‌ای از نمادها و آداب آن مبتنی بر آموزه‌های دین اسلام تغییر یافت و اصلاح شد.

کهن‌ترین یادی که از نوروز در دوران اسلامی شده است، به زمان حضرت علی (ع) برمی‌گردد و بنابر این روایات نوروز روزی است که حضرت علی (ع) به خلافت رسید و نیز روزی است که واقعه غدیر خم روی داد و نیز روز بعثت پیامبر (ص) و نزول وحی بر حضرت محمد (ص) و حتی شکستن بت‌ها به دست حضرت ابراهیم (ع) و ... است که صرف نظر از صحت و سقم این باورها، نشان از از دریچه دین دیدن نوروز است.

نوروز آیینی نیست که فقط در ایران فعلی شناخته شده باشد بلکه در تمام سرزمین‌های این منطقه، فرهنگ نوروز یک آیین محترم‏ شناخته می‌شود بطوریکه بخشی از پاکستان، افغانستان، ترکیه، آسیای مرکزی و قفقاز و...همه نوروز را جشن می‏گیرند،حالا گاهی رسمیت‏ حکومتی پیدا کرده و گاهی هم نکرده ولی هنوز زنده بوده و محمل پیوند ملل قرار گرفته است.

نگاه کارشناسی به مسئله تطابق سنت‌های اسلامی با آداب و رسوم نوروزی نشان می‌دهد اسلام با هرگونه آداب و سنت و مراسمی که با نیازهای فطری انسان سازگار و زمینه تکامل و نشاط واقعی انسان را فراهم نماید، موافق است و بسیاری از فرهنگ‌های خوب از جمله آداب و و عید ملی نوروز که مشترکات زیادی با ارزش‌های ملی و مبانی دینی داشته است، در خود هضم کرده است.

همچنان که مقام معظم رهبری در جواب سوالی درباره عید نوروز فرمودند، "اسلام با آداب و سنن ملت‌های مختلف سر جنگ ندارد، گرچه که در اسلام آداب و سنن خاصی هست، هیچ اشکالی ندارد که ملت‌های گوناگون در کنار آداب و سنن اسلامی، آداب و سننی را که از قرن‌ها تجربه یا عادت یا به هرحال از گذشتگان به ارث برده‌اند، حفظ کنند. تنها یک شرط باید مورد ملاحظه قرار گیرد و آن این است که این آداب و سنن ملت‌ها با روح اسلام منافاتی نداشته باشد..."

عقلانیت موجود در دین عامل گسترش فرهنگ اسلامی در میان اقوام مختلف

این در حالی است که گذشته از مراسم جشن و شادمانی به عنوان عید نورز و نیز انجام سلسله کارهایی مانند پوشیدن لباس تازه، خانه تکانی، نظافت، صلح ارحام، دید و بازدید، بخشندگی، سلسله اعمال عبادی نیز مانند غسل، نماز و روزه، و حتی خواندن دعایی ویژه اکنون در میان مللی که سنت نوروز را پررنگ تر از گذشته گرامی می‌دارند، نمایان است.

همچنان که مخالفت نکردن اسلام با آن دسته از آداب، سنن و فرهنگ‌های پسندیده و پذیرفته شده در میان ملت‌ها و حساسیت نشان ندادن به آنچه بی زیان و ضرر است، مانند زبان، خط، گویش، نوع پوشش و یا تایید وپذیرش آنها به هیچ وجه به معنای تاثیر پذیری از فرهنگ‌ها و موضع انفعالی در برابر آنان نیست، بلکه اینگونه موضع گیری‌های واقع بینانه مبتنی بر خرد و منطق و استوار بر اصول دین و دوری از تعصب‌های بی جا و بی مورد دلیل قوت و باعث سرعت گسترش روزافزون اسلام بوده و اسلام را دینی جاودانه، جامع، جهانی، پرجاذبه و ماندنی ساخته و عالی ترین نوع تاثیر گذاری و فرهنگ سازی را در سطح جهانی داشته است.

از اینرو عید نوروز را می‌توان به عنوان یک عید با رنگ و بویی مذهبی در کشورهای مسلمان منطقه برشمرد. جایی که مردمانش در گذر زمان از رسوم و خرده فرهنگ‌های قومی به فرهنگ کلان منطقه‌ای دست پیدا کرده‌اند که ثبت جهانی نوروز از سوی یونسکو و به رسمیت شناختن آن نشان از عقلانیت و سنت‌های حسنه‌ی ماندگار و جاودانه‌ای دارد که بلوغ فکری و فرایند فطری ملل بصیر و مسلمان را در حفظ میراث ماندگار فرهنگ غنی نشان می‌دهد.

همچنان که "شهید مطهری" در کتاب "اسلام و مقتضیات زمان" در اینباره نوشته است: "از جامعیت اسلام است که نسبت به بسیاری از امور دستور نداشته باشد و مردم را آزاد بگذارد.یک سلسله آداب و رسوم میان مردم و هست که اگر آنها را انسان از طریق مثبت انجام بدهد، نه جایی خراب میشود و نه جایی آباد و اگر ترک هم بکند همین طور".

بنابراین در صورتی که دلیل معتبری بر مخالفت شریعت با نوروز در دست نباشد و بر این آیین باستانی و ملی آثاری چون بدعت، تشریع، تشبه به دشمن، شرک، فساد و تضاد با ارزش‌ها مترتب نگردد، مقتضای اصول و قواعد کلی اسلامی و موازین فقهی و اصولی بی اشکال بودن برگزاری مراسم نوروزی است و به صرف اینکه سنتی کهن و متلعق به ایران باستان و عهد زرتشتیان است، نمی‌توان با نام دین مخالفت با آن برخاست و آن را نا مشروع اعلام کرد.

یادآور می‌شود، آمیختگی و اشتراکات سنت‌های حسنه عید نوروز با فرهنگ اصیل اسلام و هضم شدن آن با فرهنگ متعالی اسلام از نظر آیات و روایات بیانگر رخدادهای تاریخی و پیوند عید طبیعت با عید معنویت در تکامل، تعامل و وصول به حیات غایی است.

در نهایت آنکه، عید نوروز بهار طبیعت است، اگر ما خرافات و نقاط منفی و تاریک را از چهره این عید بزداییم و به معرفی و شناساندن آن دسته از آداب و رسومی همت گماریم که نه تنها هیچ منافاتی با ارزش‌های اسلامی و ایرانی ندارد، بلکه تایید کننده واجبات و اصول دین مبین اسلام نیز خواهد بود، از دید مکتب نیز عیدی عزیز و ارجمند را معرفی کرده‌ایم

آیین جشن نوروز

فرهنگ هر کشوری پیوند ناگسستنی با آداب و رسوم و سنت‏های مردمی دارد که گردهم جمع آمده و بنیان‏ ملتی را بنا نهاده‏اند که هریک به طریقی در احیا و نگهداشت سنن و آداب ملی خود می‏کوشند که در این بین گرامیداشت آیین نوروزی در میان کشورهای حوزه نوروز یکی از مهمترین این آداب و رسوم است.

جشن‌های آیینی عموما مناسبت‌ها و خصلت‌های ویژه‌ای دارند که در میان اکثر اقوام مشترک است، بطوریکه مهمترین ویژگی جشن یا عید، ریشه‌های مذهبی آن است که به این مراسم‌ها رنگ و بویی دینی و مکتبی می‌بخشد.

جشن نوروز که پس از ورود اسلام مشروعیت دینی خود را نیز کسب کرد، گستره آسیای مرکزی، شبه قاره هند، قفقاز و بالکان را در نوردیده و در بسیاری از کشورهای این حوزه 400 میلیونی گرامی داشته می‌شود.

از همین رو، سنت‌های دیرپای نوروزی از قبیل، خانه تکانی، نوپوشی، اظهار نشاط و شادمانی، استفاده از بوی خوش، دید و بازدید، دادن هدایا، فراموش کردن قهرو کینه، برقراری صلح و آشتی با دوستان، عفو و بخشودگی، رفتن به زیارت اهل قبور در آخر سال، دعا و نیایش در هنگام تحویل سال، همگی جزئی از همین ریشه‌های مذهبی است که اکنون به قوت در ایام عید نوروز در میان ملل مختلف مشاهده می‌شود.

سایه اسلام و ایران بر آیین نوروزی در میان اقوام مختلف

در حالی که بسیاری از سنت‌های ایرانیان بعد از ظهور اسلام در ایران از بین رفت و سنت‌های اسلامی جای آنها را گرفت، اما عید نوروز به جهت پاسداشت و مطابقت دادن خود با اصول اسلامی در آن بین باقی ماند. شاید به خاطر این باشد که در این روز امور معنوی و حوادث مذهبی متعددی به وقوع پیوست که آنرا جاودانه ساخت.

این در حالی است که تعیین موضع اسلام و نحوه برخورد دین با عادت‌ها، آداب، رسوم و فرهنگ ملت‌های مختلف جهان از موضوعات مهم اجتماعی و فرهنگی است که در روزگار ما تحقیقی جدی و همه جانبه می‌طلبد.

جشن نوروز حتی پس از تغییر دین در ایران نیز معنا و مفهوم آیینی خود را از دست نداد و فقط پاره‌ای از نمادها و آداب آن مبتنی بر آموزه‌های دین اسلام تغییر یافت و اصلاح شد.

کهن‌ترین یادی که از نوروز در دوران اسلامی شده است، به زمان حضرت علی (ع) برمی‌گردد و بنابر این روایات نوروز روزی است که حضرت علی (ع) به خلافت رسید و نیز روزی است که واقعه غدیر خم روی داد و نیز روز بعثت پیامبر (ص) و نزول وحی بر حضرت محمد (ص) و حتی شکستن بت‌ها به دست حضرت ابراهیم (ع) و ... است که صرف نظر از صحت و سقم این باورها، نشان از از دریچه دین دیدن نوروز است.

نوروز آیینی نیست که فقط در ایران فعلی شناخته شده باشد بلکه در تمام سرزمین‌های این منطقه، فرهنگ نوروز یک آیین محترم‏ شناخته می‌شود بطوریکه بخشی از پاکستان، افغانستان، ترکیه، آسیای مرکزی و قفقاز و...همه نوروز را جشن می‏گیرند،حالا گاهی رسمیت‏ حکومتی پیدا کرده و گاهی هم نکرده ولی هنوز زنده بوده و محمل پیوند ملل قرار گرفته است.

نگاه کارشناسی به مسئله تطابق سنت‌های اسلامی با آداب و رسوم نوروزی نشان می‌دهد اسلام با هرگونه آداب و سنت و مراسمی که با نیازهای فطری انسان سازگار و زمینه تکامل و نشاط واقعی انسان را فراهم نماید، موافق است و بسیاری از فرهنگ‌های خوب از جمله آداب و و عید ملی نوروز که مشترکات زیادی با ارزش‌های ملی و مبانی دینی داشته است، در خود هضم کرده است.

همچنان که مقام معظم رهبری در جواب سوالی درباره عید نوروز فرمودند، "اسلام با آداب و سنن ملت‌های مختلف سر جنگ ندارد، گرچه که در اسلام آداب و سنن خاصی هست، هیچ اشکالی ندارد که ملت‌های گوناگون در کنار آداب و سنن اسلامی، آداب و سننی را که از قرن‌ها تجربه یا عادت یا به هرحال از گذشتگان به ارث برده‌اند، حفظ کنند. تنها یک شرط باید مورد ملاحظه قرار گیرد و آن این است که این آداب و سنن ملت‌ها با روح اسلام منافاتی نداشته باشد..."

عقلانیت موجود در دین عامل گسترش فرهنگ اسلامی در میان اقوام مختلف

این در حالی است که گذشته از مراسم جشن و شادمانی به عنوان عید نورز و نیز انجام سلسله کارهایی مانند پوشیدن لباس تازه، خانه تکانی، نظافت، صلح ارحام، دید و بازدید، بخشندگی، سلسله اعمال عبادی نیز مانند غسل، نماز و روزه، و حتی خواندن دعایی ویژه اکنون در میان مللی که سنت نوروز را پررنگ تر از گذشته گرامی می‌دارند، نمایان است.

همچنان که مخالفت نکردن اسلام با آن دسته از آداب، سنن و فرهنگ‌های پسندیده و پذیرفته شده در میان ملت‌ها و حساسیت نشان ندادن به آنچه بی زیان و ضرر است، مانند زبان، خط، گویش، نوع پوشش و یا تایید وپذیرش آنها به هیچ وجه به معنای تاثیر پذیری از فرهنگ‌ها و موضع انفعالی در برابر آنان نیست، بلکه اینگونه موضع گیری‌های واقع بینانه مبتنی بر خرد و منطق و استوار بر اصول دین و دوری از تعصب‌های بی جا و بی مورد دلیل قوت و باعث سرعت گسترش روزافزون اسلام بوده و اسلام را دینی جاودانه، جامع، جهانی، پرجاذبه و ماندنی ساخته و عالی ترین نوع تاثیر گذاری و فرهنگ سازی را در سطح جهانی داشته است.

از اینرو عید نوروز را می‌توان به عنوان یک عید با رنگ و بویی مذهبی در کشورهای مسلمان منطقه برشمرد. جایی که مردمانش در گذر زمان از رسوم و خرده فرهنگ‌های قومی به فرهنگ کلان منطقه‌ای دست پیدا کرده‌اند که ثبت جهانی نوروز از سوی یونسکو و به رسمیت شناختن آن نشان از عقلانیت و سنت‌های حسنه‌ی ماندگار و جاودانه‌ای دارد که بلوغ فکری و فرایند فطری ملل بصیر و مسلمان را در حفظ میراث ماندگار فرهنگ غنی نشان می‌دهد.

همچنان که "شهید مطهری" در کتاب "اسلام و مقتضیات زمان" در اینباره نوشته است: "از جامعیت اسلام است که نسبت به بسیاری از امور دستور نداشته باشد و مردم را آزاد بگذارد.یک سلسله آداب و رسوم میان مردم و هست که اگر آنها را انسان از طریق مثبت انجام بدهد، نه جایی خراب میشود و نه جایی آباد و اگر ترک هم بکند همین طور".

بنابراین در صورتی که دلیل معتبری بر مخالفت شریعت با نوروز در دست نباشد و بر این آیین باستانی و ملی آثاری چون بدعت، تشریع، تشبه به دشمن، شرک، فساد و تضاد با ارزش‌ها مترتب نگردد، مقتضای اصول و قواعد کلی اسلامی و موازین فقهی و اصولی بی اشکال بودن برگزاری مراسم نوروزی است و به صرف اینکه سنتی کهن و متلعق به ایران باستان و عهد زرتشتیان است، نمی‌توان با نام دین مخالفت با آن برخاست و آن را نا مشروع اعلام کرد.

یادآور می‌شود، آمیختگی و اشتراکات سنت‌های حسنه عید نوروز با فرهنگ اصیل اسلام و هضم شدن آن با فرهنگ متعالی اسلام از نظر آیات و روایات بیانگر رخدادهای تاریخی و پیوند عید طبیعت با عید معنویت در تکامل، تعامل و وصول به حیات غایی است.

در نهایت آنکه، عید نوروز بهار طبیعت است، اگر ما خرافات و نقاط منفی و تاریک را از چهره این عید بزداییم و به معرفی و شناساندن آن دسته از آداب و رسومی همت گماریم که نه تنها هیچ منافاتی با ارزش‌های اسلامی و ایرانی ندارد، بلکه تایید کننده واجبات و اصول دین مبین اسلام نیز خواهد بود، از دید مکتب نیز عیدی عزیز و ارجمند را معرفی کرده‌ایم

کارآفرینی

رهیافت فرآیندی
هدف از به کارگیری این رهیافت، تمرکز بر شناسایی فعالیت‌های کارآفرینان و بیان ماهیت کارآفرینی است.
در قلمرو مطالعه این رهیافت، بررسی همه عوامل اثرگذار در تاسیس یک شرکت جدید، مانند محیط، فرد، فرآیند و سازمان مدنظر قرار می‌گیرد.
برای مثال مواردی مانند دسترسی به سرمایه، حضور کارآفرینان مجرب، وجود نیروی کار ماهر(از نظر فنی)، میزان دسترسی به عرضه‌کنندگان، مشتریان یا بازارهای جدید بررسی می شوند. افراد نیز از لحاظ دارا بودن خصوصیات کارآفرینی مورد بررسی قرار می گیرند.
تصورات غلط
- کارآفرینی موفق فقط یک ایده بزرگ نیاز دارد: ایده بزرگ فقط قسمتی از موفقیت در کارآفرینی است.
درک نیازهای مراحل متفاوت فرآیند کارآفرینی، استفاده از روشی سازمان یافته به منظور گسترش کسب و کار کارآفرینانه و از عهده چالش‌های مدیریت کسب و کارآفرینانه برآمدن، عناصر کلیدی برای موفقیت هستند.
- کارآفرینی آسان است: شاید فکر کنید به دلیل پیگیری علایقتان و علاقه شدید به موفقیت،کارآفرینی آسان است. تعهد، تصمیم و سخت‌کوشی لازمه آن است.کارآفرینان سختی‌ها را تجربه می‌کنند و با وجود سختی‌ها ادامه می دهند.
- کارآفرینی یک شرط بندی مخاطره آمیز است: کارآفرینی مخاطرات حساب شده است.کارآفرینی موفق یعنی اجتناب از مخاطرات تخمین نزده یا به حداقل رساندن مخاطرات.
- کارآفرینی فقط در کسب و کارهای کوچک یافت می‌شود: کارآفرینی در هر اندازه سازمانی یافت می‌شود
- کسب و کارهای کوچک و کارآفرینانه همانند هم هستند.
تفاوت‌های موجود بین کسب و کار کارآفرینانه و کسب و کار کوچک:
آرزو کسی را ثروتمند نمی‌کند، اما اراده معطوف به ثروتمند شدن، بی‌شک به ثروتمند شدن می‌انجامد. کسب و کارهای کوچک الزاماً کارآفرینانه نیستند، خلاقیت و به دنبال فرصت‌ها بودن لازمه کارآفرینی است. کسب و کارهای کوچک می‌توانند رشد کنند و تبدیل به کسب و کار کارآفرینانه شوند. البته در مورد تعداد کارکنان نظرات مختلفی وجود دارد. مثلا در تعریف دیگری، شرکتی با کمتر از ۵۰۰ پرسنل در حیطه کسب و کار کوچک قرار می ‌گیرد.
مزایای عمده کارآفرینی
دستمزد: عایدی شما قطعا بیشتر از هنگامی است که برای دیگران کار می کنید.
امنیت: ادامه کسب و کار شخصی برای چند سال پیاپی، در زمان بازنشستگی نیز امنیت به همراه دارد.
ایجاد دارایی: با رشد و سودآوری شرکت شما، ارزش آن بالا می رود. به مرور زمان شرکت با ارزش می‌شود.
مزایای جنبی: مثل خودرویی برای مقاصد کاری، وام کوتاه‌مدت، بیمه عمر، پرداخت هزینه‌های تفریحی...
استقلال: سرنوشت شما به دست خودتان است. رئیس‌ و کارفرما خودتان هستید. با رونق کار نگرانی‌های مالی شما از بین می رود.
رضایتمندی: هیجان‌ها و چالش‌ها کارتان را مهیج می‌کند و برای شما خشنودی عمیق به بار می آورد.
تفاوت با مدیریت صرف
کارآفرینان بیشتر بر مبنای روال‌های اکتشافی تصمیم می گیرند. مدیران اطلاعات آماری، اعتبار و... را بررسی می‌کنند و رشد بیشتر در آینده را با بودجه‌های عددی خود مقدور می‌کنند. مدیریت صرف بر مبنای واقعیت‌هاست ولی کارآفرینی بر مبنای باورها و تجربیات مهم است.کارآفرینان جهش‌های ذهنی دارند و همیشه از سیستم خطی تفکر مدیریتی استفاده نمی‌کنند. کارآفرینان در شرایط پر ابهام و نبود قطعیت تصمیم‌گیری می‌کنند. تصمیم گیری بر مبنای واقعیت گاه رویارویی با فرصت جدید را هزینه‌بر و غیرممکن می‌سازد. مدیریت کارآفرینی تلفیقی از این دو مقوله خواهد بود و کارآفرینی سازمانی را مطرح می‌کند.
انواع کارآفرینی
کارآفرینی را به دو دسته فردی(مستقل) و سازمانی تقسیم می‌کنند. آنچه تاکنون گفته شد به صورت عام بود. اما به شکل جزئی‌تر تفاوت‌هایی میان این دو نوع کارآفرینی وجود دارد.کارآفرینی سازمانی نیز براساس نوآوری است.کارآفرین مستقل به دنبال این است که بازار محصولات را در ید قدرت خویش بگیرد ولی کارآفرین سازمانی علاوه بر بازار بر مسائل سازمانی نیز باید فایق آید. در سازمان کارآفرین منابع برای اجرای ایده‌ها راحت‌تر تخصیص می یابد. در سازمان کارآفرین، کیفیت در همه ابعاد نهادینه شده است.
در این سازمان خود انتخابی وجود دارد و کارآفرینان منتظر دستورات از بالا نیستند، سرپرستان نیز منابع و زمان را در اختیارشان می گذارند. مثلاً در جنرال موتورز کارکنان اجازه دارند تا ۱۵ درصد وقت خود را صرف پروژه‌های منتخب کنند. در واقع خودشان کار را شروع می‌کنند ولی کار واگذار نمی‌شود و فرد از ابتدا تا انتها در تیم پروژه باقی می ماند. در چنین سازمانی انجام دهنده تصمیم می گیرد چراکه وقتی لایه‌های سازمانی زیاد باشد سرعت تصمیم گیری پایین می‌آید.
کارآفرینی سازمانی: فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیند‌های نوآوری شده از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینی در یک سازمان، به ظهـور می‌رسند. کارآفرینی سازمانی از منابـع و حمـایت سازمان برخـوردار است. نوآوری می‌تواند در زمینه محصولات جدید، فرآیندهای سازمانی و روش‌های مدیریتی باشد. در سازمان کارآفرین همه کارآفرینند و مدیر کارآفرین در راس قرار دارد.
کارآفرین سازمانی: کسی که با حمایت یک سازمان، محصولات، فعالیت‌ها و تکنولوژی جدید را کشف و به بهره‌داری می‌رساند.
انواع کارآفرینان
نوظهور (در آغاز یک کسب‌وکار قرار دارد)، مبتدی(سابقه کسب و کار قبلی ندارد)، کهنه کار(سابقه فعالیت در کسب و کار دارد)، ترتیبی یا زنجیره ای(دائما در حال تغییر کسب و کار است) و مجموعه‌ای (کسب و کار اصلی را حفظ می‌کند و کسب و کارهای دیگری را آغاز می‌کند.)

راههای استحکام روابط خانوادگی و اجتماعی

 





 
هر انسانی اگر در مسیر فطرت و عقل سالم گام بردارد، از شخصیت سالمی که خداوند بر اعتدال و عدالت آفریده هم چنان برخوردار خواهد بود. سلامت شخصیت و تعادل آن، موجب می شود تا فرد بتواند به سادگی با هر مشکل و بحران درونی و بیرونی کنار آید و آن را حل و فصل کند.
رفتارهای اجتماعی اشخاص سالم، رفتارهای سالمی است که جامعه سالم را ایجاد می کند. لذا اگر هزاران و میلیون ها انسان سالم از نظر شخصیت را گرد هم آورید هرگز میان آنان اختلافی نخواهد بود. از این رو، گفته اند که اگر پیامبران در یک جا گرد آیند هرگز میان آنها اختلافی پدید نخواهد آمد.
مومنانی که امت اسلامی را تشکیل می دهند نیز از این خصلت برخوردار هستند. آنان همانند یک خانواده بزرگ عمل می کنند و برادرانی می باشند که نه تنها مال یکی مال همگی است بلکه از مقام احسان و ایثار وارد شده و از حقوق خویش به خاطر احسان می گذرند. از این رو فراتر از قوانین عادلانه عمل کرده و از حقوق خود به نفع دیگری چشم پوشی می کنند و از در احسان درمی آیند.
خانواده اسلامی و ایمانی، خانواده ای سالم است که افراد آن از شخصیت سالم و معتدل برخوردار بوده و فراتر از حقوق و عدالت رفتار می کنند. این سلامت خانوادگی در بیرون نیز به خوبی نمایان می شود، زیرا از کوزه برون همان تراود که در اوست.
از نظر قرآن، روابط میان افراد امت اسلامی می بایست همانند افراد یک خانواده سالم و معتدل باشد. از این رو روابط میان مومنان بر پایه برادری تعریف شده است. در آیاتی چند از قرآن، بر مساله اخوت ایمانی تاکید شده و حتی پیامبر(ص) به شکل نمادین میان افراد جامعه، عقد اخوت و برادری را برگزار می کرد. البته این بدان معنا نیست که تنها میان دو نفری که عقد اخوت برقرار می شود، این رابطه تعیین می شود، بلکه این عمل تنها شکل نمادینی از حقیقت جامعه اسلامی است که براساس برادری ایمانی شکل می گیرد.
بر این اساس، همه مومنان نسبت به یکدیگر در حکم برادر دینی هستند و باید روابط میان خود را براساس این اصل برادری تعریف و تعیین کنند. پس همه امت در حکم یک خانواده بزرگ هستند. چنین حکمی اقتضا می کند که بسیاری از روابط در چارچوب برادری تعریف شود که یکی از شاخصه های آن گذشت از بسیاری از حقوق و عمل براساس احسان و ایثار است؛ زیرا روابط میان برادران خویشی همواره بر این چارچوب است. بدین ترتیب اصل احسان و عفو و گذشت، هرگونه اختلافاتی را از میان برمی دارد و شقاق و جدایی میان ایشان پدید نمی آید.

● آینه بودن

اگر بخواهیم مقتضیات برادری ایمانی را تعریف کنیم، باید بخش عمده ای از مقاله را به آن اختصاص دهیم. از این رو تنها به نکته ای از نکات برادری اشاره می کنیم که در عمل اجتماعی بسیار مهم و حساس است. یکی از مقتضیات برادری ایمانی، آیینه بودن است. در روایات معتبر اسلامی این معنا بارها تکرار شده که: «المومن مرآه المومن، مومن آیینه مومن است». نتیجه آینه بودن آن است که همواره رو به روی شخص قرار می گیرد و چهره را چنان که هست نشان می دهد. از این جاست که امام صادق(ع) می فرماید: احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی؛ محبوب ترین برادران دینی ام، کسی است که عیوبم را به من هدیه کند. پس به جای این که عیوب و نواقص برادرش را مخفی و نهان سازد برای او آشکار می کند تا خود را اصلاح کرده و کمالات را در خود تحقق بخشد. این همان وظیفه ای است که در اسلام به عنوان امر به معروف و نهی از منکر تعریف شده است؛ زیرا برادر ایمانی با بیان کار معروف و پسندیده و تشویق بدان، تلاش می کند تا کمالاتی را که می شناسد و در برادر دینی مفقود می یابد در وی با انگیزه بالا ایجاد کند و از ناپسندها که نواقص و عیوب است او را دور سازد و پرهیز دهد.
این که مومن باید عیوب برادرش را به خود او گوشزد کند، بدان معناست که اگر به پشت سر رود و هیاهو کند و عیوب نهانش را آشکار کند، غیبت کرده که حکم آن نیز در آیه ۲۱ سوره حجرات حرمت است.
از خصوصیات آینه بودن آن است که عیبی را بزرگ تر یا کوچک تر از آن چه هست، نشان نمی دهد. چنان که توجهی به پست و مقام و این امور اشخاص نیز ندارد و هر آن چه دیده بی توجه به نام و نشان و پست و مقام به نمایش می گذارد. البته آینه نیز باید پاک و بی غبار و بی آلایش باشد، وگرنه تصویری دروغین ارایه می دهد. این جاست که صداقت و راستی، ارزش و جایگاه خود را نشان می دهد. برادر دینی می بایست، همانند دوستی صادق و صدیق عمل کند و هر آن چه است بی کم و کاست به نمایش گذارد.
دوست آن به که جمله عیب ترا
همچو آیینه روبرو گوید
نه که چون شانه با هزار زبان
پشت سر رفته مو به مو گوید
اگر برادر دینی واقعیت تلخ و شیرین را به نمایش گذاشت، نباید او را به سبب گفتارش سرزنش کرد و به جای این که با هوچی گری، او را شکست، خود را شکست که شکستن آینه خطاست.
آن چه بیان شد تنها گوشه ای از برادری ایمانی است که باید در روابط اجتماعی میان امت اسلام در یک جامعه ایمانی رعایت شود. می توان فهرست بلند و بالایی را از مقتضیات برادری ایمانی ردیف کرد که این مقال جای آن نیست.

● احسان، محور روابط خانوادگی

اساس روابط اجتماعی در میان همه انسان ها، عدالت است که عقل مستقل نیز آن را درک کرده و بر آن حکم می کند. از این جاست که بایدها و نبایدهای حقوقی و اخلاقی زاده می شود. اما در میان امت اسلام که یک خانواده بزرگ است، روابط در یک مرحله و مرتبه فراتر از عدالت تعریف و تعیین می شود. به این معنا که اصول خانواده اسلامی براحسان است.
برای این که این معنا به درستی تبیین شود، نگاهی گذرا به اصول قرآنی در میان فرزند و والدین و نیز همسران می اندازیم تا دانسته شود که جامعه ایمانی و خانواده بزرگ اسلامی چگونه می بایست روابط خود را تنظیم کنند.
خداوند در آیاتی از جمله ۳۲ سوره اسراء، مدار و محور روابط میان فرزند و والدین را احسان قرار داده و آن را حکمی دایمی و قطعی می داند که به هیچ وجه قابل تغییر و تبدیل و استثنا نیست. به این معنا که نمی توان زمانی و یا علتی را یافت که موجب شود حکم احسان به والدین تغییر یافته و تبدیل به امری دیگر شود و یا استثنا بردار گردد.
احسان به معنای نیکوکاری، تنها شامل امور مادی نمی شود، بلکه امور عاطفی و معنوی را نیز در بر می گیرد. بنابراین نمی توان تنها با انفاق مالی و دادن پول و غذا و لباس مدعی شد که احسان، صورت گرفته است؛ زیرا احسان به معنای نیکوکاری است که عاطفه و احساس در آن نقش اساسی را ایفا می کند. پس فرزند می بایست خود با لقمه احساس، غذا بر دهان والدین بگذارد و در این راه محبت و مودت را به اوج خود رساند.
در احسان به والدین تفاوتی میان فاجر و کافر و مؤمن و مانند آن نیست، بلکه عنوان پدر و مادر موجب می شود که این حکم قطعی شود. هم چنین این احسان می بایست دایمی باشد و تفاوتی میان مرده و زنده آنان نیست.
احسان به والدین از اصول توحید است. از این رو در هر چهار آیه ای که در مورد پدر و مادر نازل شده، احسان همراه مسئله وجوب عبادت خداوند آمده است.
جامعه اسلامی به عنوان خانواده بزرگ نیز این گونه باید عمل کند. بنابراین، هر یک از افراد جامعه ایمانی در حکم برادری ایمانی لازم است که احسان به دیگری را از اصول توحید بداند و بی توجه به برخی از اشتباهات و خطاها، احسان خود را مبذول دارد و در روابط اجتماعی، عواطف و احساسات را دخالت دهد و تنها براساس عدالت حکم نکند.
این مسئله درباره بزرگان جامعه اسلامی و پیران و سالخوردگان به عنوان والدین امت اسلامی تقویت می شود و حق سبقت ایشان در اسلام و ایمان موجب می شود تا با آنان به عنوان والدین امت اسلام برخورد شود.
در آیات دیگر قرآن، روابط میان همسران براساس احسان و مودت تعریف شده است. از این رو از همسران خواسته شده تا فراتر از عدالت به مسئله زندگی بنگرند و روابط خویش را براساس احسان و مودت تعریف کنند.
از نظر قرآن، روابط میان همسران، همانند روابط میان روح یکتا با جسم دوگانه است. ولذا در قرآن، اختلاف میان همسران به شقاق تعبیر شده است. شق، زمانی اتفاق می افتد که یک جسم به دو تکه تقسیم شود. از جمله شق القمر که معجزه پیامبر(ص) بود و ماه به دو نیم تقسیم شد. برادران خونی همچون دوقلوها را شقیق می خوانند، زیرا در تقسیم سلولی به دو موجود و برادر دوقلو تبدیل شده اند. بنابراین، شقیق برادرانی هستند که در اصل یک جسم بودند ولی به دو قلو و چند قلو تبدیل شده اند.
این که در قرآن از اختلاف میان همسران به شقاق تعبیر شده است، از این روست که از نظر قرآن، همسران در حقیقت کیان یکتا و یگانه ای هستند که جدایی میان ایشان در حکم شقاق است.
خداوند در آیه ۵۳ سوره نساء، از مؤمنان می خواهد که اجازه ندهند شقاقی میان همسران در خانواده ایجاد شود و همین که ترس این معنا رفت می بایست پیش قدم شده و راه برای آشتی ایجاد کنند و اجازه ندهند تا این ترس شقاق به شقاق واقعی منجر شود؛ زیرا در این صورت هر دو تکه از یک جسم و جان آسیب می بیند.
دیده شده که همسران پس از شقاق، دچار مشکلات روحی و روانی بسیاری می شوند که به سادگی قابل درمان نیست و حتی پس از ازدواج با دیگری آثار آن باقی می ماند، زیرا ازدواج شرایطی را فراهم می آورد که همسران در یک فرآیندی از دوگانگی به اتحاد و سپس وحدت می رسند.
جامعه ایمانی نیز این گونه است، زیرا پس از اتحاد و سپس وحدتی که از طریق توحید الهی در مجموعه انسان های متاله وخدایی شده ایجاد می شود، هرگونه جدایی میان مؤمنان به معنای شقاق است که آثار آن در همه اجزای جامعه و افراد آن باقی خواهد ماند.
افراد جامعه می بایست هر یک، دیگری را با نیکوکاری عاطفی و روانی و مادی و معنوی گرامی دارد و کمال احسان را در حق او تمام نماید. و لذا باید طوری رفتار کند که همه افراد جامعه از وی خشنود شوند؛ زیرا خشنودی خداوند در خشنودی مؤمنان تجلی می یابد. پس هرگز اجازه ندهد تا غم و اندوهی در دل مؤمنی قرار گیرد و دل نگران و اندوهگین شود. بنابراین، مؤمنان در جامعه ایمانی، وقتی به یک دیگر می رسند باید از دیدار هم خشنود و خوشحال شوند و موجبات سرور یکدیگر گردند و رفتارشان براساس معروف و پسندیده های عقلانی و شرعی باشد. (احزاب، آیه۱۵ و نسا؛ ۹۱)
اگر جامعه ایمانی این گونه شکل گیرد و عمل کند، روابط خانواده جامعه ایمانی نیز همانند خانواده کوچک از همسران و فرزندان بر بنیاد احسان و مودت و محبت شکل می گیرد و به جای آن که روابط بر مدار عدالت وحقوق تنظیم گردد بر محور احسان و محبت سامان می یابد و انسان ها، نه تنها از حقوق خود می گذرند بلکه به ایثار رو آورده و به جای عقل به حکم دل عمل می کنند و در حق یکدیگر جانفشانی می کنند بی آن که کم ترین احساس خسران و زیان بکنند.
اما اگر اصل حاکم در روابط اجتماعی در خانواده کوچک و بزرگ خانه وجامعه عقل و عدل باشد؛ آن گاه است که انسان ها به جای انسجام و همدلی و همدردی تنها به همراهی و همکاری می اندیشند و سود و زیان خود را ملاک قرار می دهند و اگر کارها و رفتارهای خود را با محاسبه عقلانی بسنجند و سبک و سنگین کنند، تنها سود و زیان خود را می بینند و بر اساس آن می اندیشند و عمل می کنند که در این صورت دیگر، جامعه بر اساس احسان نخواهد بود و شرایط برای زیستن سخت می شود؛ زیرا در جامعه ای که هر یک از افراد تنها به تکلیف خود بسنده کند وحقوق خود را بطلبد و از احساس و عواطف انسانی و اسلامی خبری نباشد نمی توان امید شادابی و آرامش واقعی را داشت.
جامعه های کوچک ایمانی در خانواده کوچک و بزرگ را می بایست بر پایه احسان ساماندهی کرد تا عواطف بتوانند فراتر از عقل عمل کنند و دل، حاکم بر روابط اجتماعی باشد. در این صورت، استحکام جامعه به اندازه ای خواهد بود که هیچ چیزی نمی تواند در آن خدشه وارد سازد و وحدت و یکتایی و یگانگی آن را تهدید نماید و یا از میان بردارد.
خداوند در آیه ۱۰۳ سوره اعراف، جامعه ایمانی را بر پایه تالیف قلوب و انس و الفت بین دل های مومنان قرار می دهد تا این گونه تاکید شود که آن چه رابطه جامعه ایمانی را تحکیم می بخشد، قوانین و عدالت و احکام عقلانی نیست، بلکه فراتر از آن ها احسان و نیکوکاری است که میان افراد جامعه در اشکال برادری ایمانی و دینی خودنمایی می کند.
جامعه ایمانی، براساس اموری چون اعتصام (آل عمران، آیه ۱۰۳)، اصلاح و آشتی (حجرات،آیات ۹ و ۰۱)، ارتباط (انفال، آیه ۱۱ و آل عمران، آیه ۲۰۰)، تعاون وهمکاری (مائده آیه ۲)، صلح و سلم (بقره، آیه ۲۲۴)، تالیف دل ها (انفال، آیه ۳۶ و آیات دیگر)، اخوت (انبیاء، آیه ۲۹ و مومنون، آیه ۲۵) و مودت (احزاب، آیه ۵ و حجر، آیه ۷۴) شکل گرفته است. در اوج این ها همان مودتی است که علاقه قلبی و باطنی میان افراد جامعه را تبیین می کند. چنین تعبیری در میان افراد یک خانواده از جمله همسران بیان شده است.
به سخن دیگر، رابطه میان افراد جامعه بزرگ ایمانی همانند جامعه کوچک همسران باید بر اساس مودت باشد. در این صورت است که می توان در کنار هم به متاله (خدایی شدن) اندیشید و حرکت کرد. همان گونه که همسران در کنار هم به کمال می رسند و جمال مطلق می یابند، همه کمالات و زیبایی های مطلق را می بایست در جامعه ایمانی جست؛ زیرا جامعه ایمانی شرایطی را برای همگان فراهم می آورد که تا اوج خدایی شدن می توانند عروج کنند

دوست‌ يابى در دوره نوجوانى

نگرش‌ ها، احساسات، آرزوها و به‌ طور کلى شخصيت نوجوانان، ارتباط با دوستان و همسن و سالان است. به‌ طور نسبى مي‌ توان گفت که در شش سال اول زندگى، خانواده ، در شش‌ سال دوم، معلمان و در شش سال سوم زندگى ، همسالان و دوستان بيش‌ ترين نقش را در تربيت و شکل‌ گيرى شخصيت هر فرد ايفا مي‌ کنند.
بديهى است که برقرارى رابطه با دوستان و هم قطاران در هر دوره‌اى از زندگى واجد اهميت است. اما در دوره نوجوانى با توجه به ويژگي‌ها و رفتارهايى که توام با نوجوانى است، به ويژه اينکه آنها خواهان مستقل شدن از خانواده، اثبات وجود و کسب هويت‌‌اند، اهميتى مضاعف پيدا مي‌کند. در اين سلسله مقالات به تشريح ابعاد مختلف اين موضوع مي‌پردازيم.
دوست‌ يابى در دوره نوجوانى
نوجوانى سن رفاقت و دوران دوستي‌هاست. نوجوانان در اين سن عاشق دوستى و رفاقت‌اند. گاهى دوستي‌هاى آتشينى در اين دوران پديد مي‌آيد که باعث مشکلاتى مي‌شود. دوستى در اين سن، بيش‌تر سطحى و کم‌تر عميق است. با اين حال، گاهى شدت دوستى و وابستگى به حدى است که نوجوان خانواده خود را رها مي‌کند و حتى حاضر است براى دوست خود جانش را فدا نمايد.
هراس از گمنامى و تنهايى، نوجوان را بر مي‌انگيزد تا خود را در ارتباط با گروه همسالان قرار دهد. رنج ناشناخته ماندن ، آنچنان او را تحت تاثير قرار مي‌دهد که براى احساس تعلق به گروه بيش‌ترين فعاليت را از خود بروز مي‌دهد. هم‌بستگى گروهى در اين دوره قوي‌تر از ساير مراحل زندگى است و غالبا به عنوان يک شاخص موفقيت براى اکثر نوجوان‌ها محسوب مي‌گردد.
نياز به تعلق به گروه به مفهوم پذيرش و قبول گروه مورد نظر نوجوانان است. هر نوع رويدادى که بر اين پذيرش اثر گذارد، نوجوان را دچار تزلزل، بي‌کفايتى و بي‌اعتمادى نسبت به خود خواهد کرد. در مواردى، نوجوان سرخورده از گروه به باندها و گروه‌هاى ناسالم اجتماعى مي‌پيوندد تا بر تنهايى و عدم تعلق اجتماعى خويش فائق آيد.
دوستي‌هاى دوران بلوغ، يعنى آغاز نوجوانى، اغلب ميان دو نفر به وجود مي‌آيند و گاه موجب مختل شدن رشد اجتماعى شده، پيوستن به گروه را دشوار مي‌سازند. در ميان نوجوانان 12 تا 15 ساله اغلب ديده شده است که به‌طور مرتب از جانب يک «بهترين دوست» به سوى ديگرى مي‌روند و رفيق عوض مي‌کنند (بيابان‌گرد، 1376).
هر چند اين جدايى در ابتدا دردناک است، با يافتن جانشين درمان مي‌پذيرد. نوجوانان، به ويژه نوجوانان دختر، نياز به دوست داشتن و مورد علاقه بودن را در رويا و تخيل ارضاء مي‌کنند، زيرا در رويا مي‌توانند بدون هيچ‌گونه واهمه خود را به دست غليان احساس بسپارند و با نسبت دادن کليه خوبي‌ها و زيبايي‌ها به خود، کمبودهاى واقعى را جبران کنند.
جذب گروهى و پذيرفته شدن در جمع دوستان براى نوجوانان اهميت فراوان دارد و لذا بايد هر گونه انزوا و کناره‌گيرى را در دوره نوجوانى به دقت مورد بررسى قرار داد و علت آن را جويا شد. شايد علت انزوا، نداشتن مهارت اجتماعى باشد يا احساس خطاکارى و اشتباه و احساس بي‌ارزشى آن را ايجاد کند که در اين صورت آموزش مهارت‌هاى ارتباطى مي‌تواند به نوجوان کمک کند تا در جمع پذيرفته شود و خود را ابراز دارد.
بر اساس نتايج يک مطالعه (1372) 62 درصد دانش‌آموزان راهنمايى ناحيه 3 اصفهان از گروه همسال ، الگو پذيرفته‌اند.
72 درصد در گذران اوقات فراغت و 75 درصد در الگوى درس خواندن از گروه همسالان پيروى کرده، 48 درصد مانند پدر، 60 درصد مانند معلم تربيتى و 73 درصد مانند بهترين معلم خود رفتار مي‌کنند. مقايسه پسران و دختران نشان داد که پسران بيش از دختران تحت تاثير گروه همسالان خود بوده‌اند. اين تفاوت را مي‌توان به امکان تعامل بيش‌تر پسران با گروه همسالان در جامعه ما نسبت داد. دختران بيش از پسران به خاطر همسالان خود دست از خواست‌هاى خويش بر مي‌دارند

خطوط اساسى تربيت دوران نوجوانى

خطوط اساسى تربيت دوران نوجوانىدشوارترين دوران حيات انسان از جهت تربيتى ، دوران نوجوانى است. اين دوره كه حدود سنى ۱۸ـ۱۲ سال را در برمي‌گيرد منطبق بر دوره راهنمايى و دبيرستان است بيشترين مشكلات تربيتى در اين دوره پيش مي‌آيد و اغلب در همين دوره است كه فرزندان يا از دست مي‌روند يا در مسير سعادت گام مي‌نهند.
يك اشاره و صد كنايه «از دخالت ناشيانه در تربيت باز ايستيم»
«اگر مي‌توانستيم هيچ اقدامى نكنيم چقدر به تربيت فرزندان كمك مي‌كرديم اگر مي‌توانستيم از تربيت كردن ناشيانه خوددارى ورزيم چقدر به «تربيت شدن» كودكان كمك مي‌نموديم. اگر مي‌دانستيم كه رها كردن جراحت‌هاى روانى كودك بجاى دستكاريهاى ناشيانه چقدر به بهبود جراحات وارده كمك مي‌كند دست از درمان آسيب‌زا برمي‌داشتيم. اگر مي‌دانستيم كه چگونه تربيت نكنيم.
و چگونه تعليم ندهيم و چگونه «تشويق و تنبيه» نكنيم چقدر به پيشرفت تربيتى مربى يارى مي‌رسانديم. اگر قدرى «تاخير» در تربيت كودكان داشتيم چقدر به «تسريع» تربيت كمك مي‌كرديم. اگر از «تب‌حرف» باز مي‌ايستاديم، اگر از بمباردمان طرح‌ها و برنامه‌هاى تربيت عاريه‌اى دست برمي‌داشتيم چقدر كودك را از طريق كشف و خوديابى كمك مي‌كرديم. اگر مي‌توانستيم «خاموش» باشيم چقدر «گويا» بوديم. اگر مي‌توانستيم اندكى نسبت به مسئوليت فردى فرزندانمان بي‌تفاوت باشيم! چقدر به پرورش حس مسئوليت و رفع بي‌تفاوتى آنها كمك مي‌نموديم. اگر مي‌توانستيم بجاى آنها تصميم نگيريم، بجاى آنها انتخاب نكنيم به جاى آنها ارزش گذارى نكنيم چقدر به استقلال تصميم‌گيرى و اصالت انتخاب و درونى شدن ارزشها كمك مي‌كرديم. اگر مي‌توانستيم در محبت كردن معتدل باشيم چقدر به جديت فرزندانمان كمك مي‌نموديم. اگر مي‌توانستيم كودكان را در رنج و تلاش و زحمت قرار دهيم چقدر به خودسازى، خودكفايى و خوديابى آنها كمك مي‌نموديم. اگر مي‌توانستيم و تحمل آن داشتيم تا فرزندانمان را اندكى «ناكام» كنيم چقدر به درك لذت «كاميابي» آنها كمك مي‌نموديم. اگر مي‌توانستيم طعم آزادگى و قناعت را در «ندارى و محروميت»‌ مصلحتى به آنان بچشانيم چقدر به «فضيلت سيري» و «مناعت طبع» آنها كمك مي‌نموديم. اگر مي‌دانستيم كه تربيت «چه چيز نيست». آنگاه پى مي‌برديم كه تربيت «چه چيز هست».
اگر مي‌دانستيم كه نصيحت كردن، تربيت كردن نيست و اگر مي‌دانستيم آموزش دادن دين، تربيت دينى نيست و اگر مي‌دانستيم «عادت دادن»، ايجاد اخلاق درونى شده نيست و اگر مي‌دانستيم ياد دادن، تعليم دادن نيست و اگر مي‌دانستيم نوازش كردن، محبت كردن نيست و اگر مي‌دانستيم تعظيم كردن، تكريم كردن نيست و اگر مي‌دانستيم… و چقدر به تربيت كمك مي‌نموديم. اگر مي‌دانستيم «زيبايى دوستي» زينت دوستى نيست و اگر مي‌دانستيم «آراسته گشتن» لباس به رسم روز پوشيدن نيست، و دانش آموختن اخذ گواهينامه دانشگاهى نيست. پرهيزكاران بودن گريز نمودن از صحنه نيست، منعم بودن، پولدار بودن نيست، دلبسته بودن ، برده بودن نيست، پاى بندى به وظيفه، تسليم بودن به فرمان ديگرى نيست، مردم خواه بودن، مردمدارى نيست، مصمم بودن. لجوج بودن نيست، موقر بودن، تكبر نمودن نيست. احترام گذاشتن به خود، افاده نمودن به ديگران نيست، انديشمند بودن، عقيده به عاريت گرفتن نيست و خيالپردازى خرافه باورى نيست، به عدالت رفتاركردن، تلافى نمودن نيست. انضباط داشتن، افسار به گردن كردن نيست و… چقدر به تربيت شدنمان كمك مي‌كرديم.
اگر مي‌دانستيم قانون تربيت در درون طبيعت كودك به وديعه نهاده شده است از قانون تراشى بيرونى خوددارى مي‌كرديم. اگر مي‌دانستيم تربيت واقعى، امر درونى، شخصى، فاعلى و خودانگيخته است از تربيت بيرونى، انفعالى و دگرانگيخته پرهيز مي‌كرديم.
اگر مي‌دانستيم كه تبليغ بدون ترغيب ضد تبليغ است از تبليغات صورى دست برمي‌داشتيم اگر مي‌دانستيم كه تكرار كردن پيام، تحكيم بخشيدن بدان نيست و تسريع نمودن در تربيت تسريع رسيدن به حذف نيست قطعاً بگونه‌اى ديگر رفتار مي‌كرديم. اگر مي‌دانستيم درصد عظيمى از ناهنجاريها، كجرويها، لجاجت‌ها، نافرمانى، بزهكاريها و اختلالات عاطفى كودكان و نوجوانان ناشى از اقدامات تربيتى با نيات تربيتى و باصطلاح و اقدامات تربيتى برمي‌داشتيم.
اگر مي‌دانستيم«دينى كردن» دينى شدن نيست، نقش دادن، نقش پذيرى نيست، الگو دادن، الگو پذيرى نيست، آموزش دادن، باوراندن نيست، شناخت دادن، ايجاد معرفت نيست، فعال كردن،شلوغ كردن نيست و معتقد كردن، تبليغ كردن نيست، شناخت دادن، ايجاد معرفت نيست، فعال كردن، شلوغ كردن نيست و معقتد كردن، تبليغ كردن نيست، بدون ترديد از قيم بودن باز مي‌ايستاديم.
اگر مي‌دانستيم كه «ياد گرفتن» است، هيچگاه به طور صورى ياد نمي‌داديم. اگر مي‌دانستيم كه نادانسته‌ها چقدر از دانسته‌ها براى كودك مفيدتر است هيچگاه ذهن دانش آموزان را انبار دانش‌ و اطلاعات تراكمى نمي‌كرديم. اگر مي‌دانستيم كه دست يابى به مجهول مهمتر از دست يافتن به معلول است چقدر به پرورش فكر كودك كمك مي‌كرديم.
اگر مي‌دانستيم كه تشنه كردن ذهن مربى بيشتراز سيراب نمودن او خوددارى مي‌كرديم.
اگر مي‌دانستيم كه كودك از چيزى تبعيت مي‌كند كه در تراز رغبت فطرى اوست. همه چيز را بر كانون رغبت او سوار مي‌كرديم و نه بر كانون رغبت و خواسته خود.
اگر مي‌دانستيم كه كودك تنها از كسانى تبعيت مي‌كند كه مورد احترام اوست. آموزش قوانين و ارزش‌ها را در قالب محبت و احترام ياد مي‌داديم.


فاما بنعمه ربك فحدث‌‌/‌‌ از نعمت‌هاي پروردگار خويش سخن بگو

انتخابات اخير از حيث مشاركت مردم، آثار داخلي و خارجي آن و باري كه بر دوش مسوولان مي‌گذارد، شگفت‌آور و مهم است.

1. مشاركت مردم: طي چندين ماه تمامي رسانه‌هاي بيگانه يا رسانه‌هاي همسوي با آنان، مروج تحريم انتخابات بودند. آنان از تمام روش‌هاي پيچيده و حرفه‌اي القايي، هنرمندانه استفاده مي‌كردند. در داخل نيز نيروهاي سياسي عمدتا در تحليل وضعيت، لااقل خوشبين نبودند. بعد از حوادث فتنه‌انگيز انتخابات 88، اين اولين انتخاباتي بود كه در آن مردم براي شكل‌دهي مجلس بايد به ميدان مي‌آمدند، در حالي كه حوادثي منفي نزديك انتخابات رخ داده بود؛ از آشكار شدن سوءاستفاده 3 هزار ميلياردي، تا نوسانات مخرب بازار ارز و كاهش ارزش پول ملي، از تشديد تحريم‌هاي خارجي تا گراني شديد كالاهاي مصرفي عامه مردم و از تعارضات بين قوا تا تخريب‌هاي انتخاباتي عليه مجلس هشتم، همگي عناصر منفي بر ميزان مشاركت بود. اگر نگوييم تنها فرد، لااقل بايد گفت برجسته‌ترين فردي كه برخلاف اين عوامل منفي محكم ايستاد و ندا درداد كه مردم سيلي سختي به ‌گونه دشمنان خويش خواهند زد، رهبر مردم‌شناس و بصير ما بود. ميزان مشاركت در انتخابات مجلس هفتم و هشتم به ترتيب 21‌‌‌/‌‌‌51 و 40‌‌‌/‌‌‌55 درصد بود، در انتخابات 12 اسفند 8‌‌‌/‌‌‌64 درصد. مشاركت در تهران شگفتي بيشتري آفريد. در انتخابات مجلس هفتم و هشتم نرخ مشاركت حدود 31 درصد بود و اين بار 48 درصد. اين حماسه چيزي نبود جز نصرت الهي كه به دست رهبري و مردم رقم خورد، الحمدلله رب العالمين.

2. آثار داخلي اين نعمت بزرگ مثبت است. افزايش انسجام ملي، اميدآفريني، تحكيم نظام سياسي، افزايش سرمايه اجتماعي و افزايش اقتدار و محبوبيت رهبري از آن جمله‌اند. يك حادثه ميمون نيز رأي دادن آقاي خاتمي، رئيس‌جمهور سابق است كه حاكي از پذيرش سلامت كلي انتخابات و تعيين‌كننده دانستن رأي مردم در سرنوشت خودشان در جمهوري اسلامي است. خدا كند اين كار درست آغازي براي بازگشت و جبران گذشته باشد كه انسجام ملي را خواهد افزود. در همين جا بايد از همه كساني كه در اجرا و نظارت و حفاظت و تأمين آرامش زحمت كشيده‌اند و نيز رسانه‌ها، به ويژه رسانه ملي تشكر كنم.

3. آثار منطقه‌اي آن نيز بسيار حائز اهميت است. بخواهند يا نخواهند، سايه پربركت انقلاب اسلامي مردم ايران بر سر نهضت بيداري اسلامي منطقه هست. اين حادثه اسلام‌خواهان و آزاديخواهان كشورهاي منطقه را دلگرم و قدرت‌هاي مردمي طرفدار ايران اسلامي را قوي‌تر خواهد كرد و به همين نسبت ضعف را در دشمنان مردم مسلمان منطقه خواهد افزود.

4. محيط بين‌المللي نيز از اين نعمت الهي متأثر مي‌شود. پيام آن به دشمنان اين ملت اين است كه تحريم و تهديد برخلاف آن‌كه تحليلگرانشان بعد از 12 اسفند گفتند بي‌تأثير است، بي‌تأثير نيست، بلكه تأثير عكس منافع و اغراض آنان دارد. يعني تأثير منفي اين فشارها در زندگي مردم نه‌تنها كمر آنان را خم نمي‌كند، بلكه بر صبر و مقاومت آنان مي‌افزايد. عبرت بگيريد و خود را مقابل مردم ايران قرار ندهيد. قدرت چانه‌زني بيشتر در مذاكرات هسته‌اي و مناسبات خارجي از جمله نتايج اين نعمت است كه بايد بدرستي از آن بهره گرفته شود.

5. پيام اين نعمت شگفت‌آفرين براي مسوولان چيست؟ به روشني اين است: ما مردم به وظيفه خود در دفاع از كيان انقلاب و نظام و پيروي از رهبري عمل كرديم، حالا نوبت شما مسوولان است كه به وظيفه خود در برابر ما عمل كنيد. حقوق مردم و حكومت دوجانبه است؛ ما حق شما را ادا كرديم، حال شما حق ما را ادا كنيد:

• دست از اختلاف برداريد و به جاي آن بر تفاهمات بيفزاييد تا خدمتتان عمق و گستره بيشتري يابد، ملاك هم قانون است و اوامر رهبري، نه سلايق شما

• از قانون تخطي نكنيد و با قانون‌شكني در هر سطحي مقابله كنيد

• آزادي‌هاي ما مردم را به شكل غيرقانوني محدود نسازيد

• در مجلس و دولت كارشناسانه و علمي تصميم بگيريد

• با فساد خانمان‌برانداز مبارزه كنيد و هيچ خط قرمزي قائل نباشيد

• عدالت را روح همه تصميمات و اقدامات خود قرار دهيد

• تورم را كه بر گرده ما فشار روزافزون مي‌آورد مهار كنيد

• توليد ملي را دريابيد و براي بيكاري جوانان ما چاره‌اي بسازيد

• براي اعتلاي اخلاق و فرهنگ جامعه فكري بكنيد و از خودتان آغاز كنيد

• در مناسبات خارجي از عزت‌مندي ما دفاع كنيد، ولي حكمت و تدبير را نيز فراموش نكنيد.

كيهان:پديده شناسي 12 اسفند

«پديده شناسي 12 اسفند»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن مي‌خوانيد؛براي تحليل اتفاق مهمي كه روز 12 اسفند در ايران رخ داد حقيقتا بايد وقت و انرژي فراواني صرف كرد. در يك صبح تا غروب، در شهرها و روستاهاي ايران اتفاقي رخ داد كه ناظران خوش بين آن را پيش بيني نكرده بودند و ناظران بدبين وقوع آن را محال مي دانستند. بيش از 64 درصد مردم ايران در سراسر كشور و در تهران حدود 40 درصد كساني كه واجد حق راي بودند، با اشتياق از اين حق خود استفاده كردند.

اگرچه برآوردها و تخمين هاي افكار عمومي در روزهاي ماقبل انتخابات همين عددها را كم و بيش پيش بيني مي كرد، ولي كساني در جامعه سياسي كشور و خصوصا تحليلگراني در بيرون از ايران كه ادعا مي كنند هيچ پارامتري ولو كوچك از رصد آنها پنهان نمي ماند و معادلات سياسي را در پيچيده ترين حالت ممكن طرح و حل مي كنند، حتي به اين پيش بيني نزديك هم نشده بودند. به جز رهبر معظم انقلاب اسلامي كه آشكارا و با قاطعيتي كه به هيچ گونه ترديدي مجال عرض اندام نمي داد اعلام كردند مشاركت مردم ايران در انتخابات 12 اسفند يك سيلي سخت بر گوش استكبار و دشمنان ملت ايران خواهد بود، قريب به اتفاق كساني كه به صحنه مي نگريستند در انتظار انتخاباتي كم رمق و در بهترين حالت متوسط الحال بودند.

مهم است به ياد بياوريم كه دشمن در ماه هاي منتهي به انتخابات تمام تلاش خود را به كار گرفته بود تا كمترين ميزان مشاركت در اين انتخابات رخ بدهد. آمريكايي ها بيش از 6 ماه تلاش كردند تا با فعال كردن يك بسته قدرتمند فشار اين بار به جاي محاسبات حاكمان، محاسبات مردم در ايران را هدف بگيرند و مردم ايران را به ابزار فشار به نظام براي تعديل سياست هاي راهبردي اش تبديل كنند. 12 اسفند روزي بود كه كل اين استراتژي به آزمون گذاشته شد. آمريكا مي خواست ببيند رفتار مردم ايران چگونه تغيير كرده است و البته با اطمينان مي گفت كه مسئله فقط ميزان اين تغيير است نه اصل آن.

بر اين مبنا، غربي ها با واگذاري ماموريت هاي مستقيم و غير مستقيم به عوامل خود در صحنه انتخابات سعي كردند تمام عوامل «مشاركت گريزي» را يك جا در محيط اجتماعي ايران تجميع كنند. مهم ترين اين عوامل اينهاست:

1- غرب به جريان فتنه در ايران ماموريت داد انتخابات را تحريم كند. حتي جريان هاي داخلي جبهه فتنه هم موظف شدند بي چون و چرا با جريان بيروني هم گام شده و هم از كانديداتوري خودداري كنند و هم از دعوت مردم به مشاركت در انتخابات. هدف دشمن اين بود كه با اين وضع فضا را كاملا يك دست و غير رقابتي جلوه بدهد.

2- آمريكا با اعمال تحريم هاي پي در پي و متمركز كردن تحريم ها بر معيشت مردم، تلاش بي سابقه اي براي تشديد مشكلات اقتصادي و در كنار آن تاريك جلوه دادن دورنماي اقتصادي كشور انجام داد.

3- حتي حلقه انحرافي هم كه تصور مي كرد در غياب اصلاح طلبان تنها گروهي است كه توان بسيج اجتماعي دارد، هيچ انرژي براي ايجاد شور انتخاباتي صرف نكرد.

4- طرف خارجي سعي كرد با برجسته كردن تهديدها عليه كشور اين پيام را به مردم القا نمايد كه در آينده نزديك برخوردي جدي با جمهوري اسلامي انجام خواهدداد و بنابراين منطقي نيست كه كسي تخم مرغ هاي خود را در سبد نظام بگذارد.

5- و در همين حال، دولتمردان آمريكايي در 6 ماه گذشته به روش هاي مختلف اين پيام را به داخل جامعه ايران ارسال كردندكه اگر بار ديگر تحولات سال 88 تكرار شود، حمايت آمريكا از اپوزيسيون متفاوت از آن چيزي خواهد بود كه در سال 88 انجام داد.

معناي ساده تجميع اين 5 عامل در كنار يكديگر اين بود كه حتما بايد مشاركت در انتخابات مجلس افتي محسوس داشته باشد. ارزيابي غربي ها كه انبوهي از كدهاي آشكار در ماه هاي گذشته آن را تاييد مي كند اين بود كه عدم حضور اصلاح طلبان انتخابات را سرد و بي روح خواهد كرد و مردم -بويژه طبقه متوسط شهري در تهران- از آنجا كه هنوز دل در گرو اين جماعت دارند و به دنبال فرصتي براي گرفتن انتقام (؟!) برخوردهاي سال 88 مي گردند، حتما فرصتي به دلپذيري انتخابات مجلس را از دست نخواهند داد. به ياد بياوريد كه عموم تحليلگران غربي و ضد انقلاب وقتي از آنها درباره علت خاموشي و بلكه مرگ يكباره فتنه سبز سوال مي شد، طوطي وار اين پاسخ را تكرار مي كردند كه تحركات اعتراضي سال 88 به هيچ وجه نمرده بلكه به لايه هاي زيرين جامعه منتقل شده و از آنجا كه مردم سخت از گرفتار شدن در مهلكه سركوب در هراسند، فعلا ترجيح مي دهند اعتراض خود را پنهان كنند تا زماني مناسب كه به يكباره همه اين آتش هاي زير خاكستر بيرون خواهد ريخت.

ضد انقلاب از چند ماه مانده به انتخابات مجلس نهم مي گفت آن فرصت طلايي روز 12 اسفند است يعني روزي كه نظام به حضور مردم پاي صندوق هاي راي نيازمند است و بيان اعتراض به شكل عدم مشاركت در انتخابات هم هيچ هزينه امنيتي ندارد. به همين دليل بود كه حلقه لندن و بي بي سي فارسي به عنوان ترمينال تجميع ضد انقلاب از يك هفته مانده به انتخابات حتي عدد پيشنهادي خود را هم -مشاركت 10 درصدي در انتخابات- اعلام كرده بودند و برخي متوهمان در داخل پيشاپيش مقاله مي نوشتند كه «چرا در انتخابات شركت نخواهيم كرد» تا روز 12 اسفند كه به زعم آنها مردم صحنه را خالي كردند، آنها رهبر و پيشواي ملت جلوه كنند!

در روز 12 اسفند به نحوي شوك آور همه اين ارزيابي ها بي معنا از آب درآمد. بويژه مشاركت حدود 40 درصدي مردم شهر تهران در انتخابات مجلس نشان داد همه آن افسانه هايي كه درباره بحراني بودن روابط نظام و طبقه متوسط گفته مي شد بي معنا بوده است. جالب است كه در سراسر كشور هم كسي از كانديداها براي جلب راي مردم نيازي به آويختن از حربه اصلاحات يا انحراف نديد و حتي به عنوان نمونه يك گزارش هم وجود ندارد كه نشان بدهد كسي در فلان حوزه انتخابيه براي محبوب كردن خود در قلوب راي دهندگان، خود را به جريان انحرافي منتسب كرده باشد.

سوال اين است: اين مشاركت محصول چه عواملي است و چرا محاسبات دشمن با محاسبات مردم ايران تا اين حد بيگانه است؟

محورهاي زير صرفا تمهيد يك بحث مقدماتي در اين باره است:
1- بدون شك نخستين عامل در خلق پديده 12 اسفند شخص رهبر معظم انقلاب بوده اند. دشمن ظرف ماه هاي گذشته تلاش گسترده اي براي تمركز حملات رسانه اي بر شخص رهبري انجام داد احتمالا به اين دليل كه خوب مي دانست اين تنها جايگاهي است كه مي تواند همه بافته هاي آنها را در زماني كوتاه پنبه كند. انتخابات 12 اسفند نشان داد اعتبار رهبري در ميان جامعه كه همواره در اوج قرار داشته به مرتبه اي بي سابقه رسيده است و اين بدون شك ناشي از توان منحصر بفرد رهبر بصير انقلاب در مديريت بحراني هاي متعددي است كه مردم ديده اند دشمن چگونه براي طراحي تك تك آنها حريصانه و بي دريغ وقت و امكانات مصرف مي كند.

2- دومين عامل آن است كه اعتماد به آينده كشور و اميد به بهبود و حل مشكلات در چارچوب سيستم فعلي همچنان يك اصل بنيادين در رفتار سياسي مردم ايران است. اين سر جاي خود بحثي مفصل است كه مثلث فتنه-انحراف-بيگانه براي رساندن مردم به اين مرحله كه منشا همه مشكلات را ساختار نظام و راه حل همه مشكلات را تغيير ساختار بدانند چه طراحي عظيمي انجام دادند ولي انتخابات 12 اسفند نشان داد مردم اعتماد به ساختار و توانايي آن براي حل مشكلات را با استواري حفظ كرده اند و محور فتنه-انحراف- بيگانه رسواتر از آن است كه توان خط دهي به مردم ايران را داشته باشد.

3- عامل سوم بي ترديد به تهديدهاي بي رويه اي باز مي گردد كه دشمن در ماه هاي گذشته عليه تماميت و موجوديت كشور روي ميز گذاشت. تصور غربي ها از سال 88 به اين سو همواره اين بوده است كه فشار خارجي به جاي آنكه در داخل اتحاد ايجاد كند، باعث سست شدن پيوندهاي مردم و نظام و در نهايت بحراني شدن محيط سياست داخلي ايران خواهد شد.

12 اسفند روزي بود كه اين ايده را به بوته آزمون گذاشت. در اين روز معلوم شد كه همچنان جامعه ايراني با قوت از الگوي وحدت در مقابل فشار خارجي تبعيت مي كند و اگر فشارها از حد معيني عبور كند، حتي آن كساني كه غرب آنها در زمره سازشكاران و ليبرال ها قلمداد مي كند هم در پيوستن به جبهه مردمي مقاومت عليه دشمن ترديد نخواهند كرد.
درباره تبعات راهبردي انتخابات 12 اسفند در مجالي ديگر سخن خواهيم گفت.

خراسان:احياي سياسي پوتين و چالش‌هاي پيش رو

«احياي سياسي پوتين و چالش‌هاي پيش رو»عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم عليرضا رضاخواه است كه در آن مي‌خوانيد؛همزمان با پنجاه و نهمين سال روز سکته مغزي استالين و خداحافظي هميشگي وي با قدرت ولاديمير پوتين که بسياري او را "معمار روسيه جديد" نام داده اند، توانست براي سومين بار به عنوان رئيس جمهور روسيه به کرملين راه يابد. در تحليل جامعه شناختي نسبت به تحولات سياسي در روسيه ، چگونگي جابجايي قدرت در کرملين و نخبگان حاکم بر اين کشور مقالات و تحليل هاي مختلفي ارائه شده است.

با اين حال بسياري معتقدند" از زمان پيروزي تاتارها تنها يک عامل بر تاريخ روسيه حاکم و در تمامي شئونات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه روسيه ريشه دوانده و قالب نهادينه و پردوامي پيدا کرده است و آن نهاد استبداد پدرسالارانه مي باشد". چهار سال پيش پوتين چون نمي توانست براي سومين بار پي در پي در رقابت هاي رياست جمهوري شرکت کند، از دميتري مدودف که طي سال هاي گذشته همواره در کنارش بوده براي کسب اين سمت حمايت کرد.

به گمان بسياري، مدودف طي ۴ سال گذشته اگر چه رئيس جمهور بود اما اين ولاديمير پوتين بود که قدرت اصلي را در دست داشت. ولاديمير پوتين که هوادارانش مي گويند ثبات و رفاه را پس از دوره اي بحراني به کشور بازگرداند، "محبوب ترين" سياستمدار روسيه به شمار مي رود، با اين حال تحولات داخلي، منطقه اي و بين المللي اين روزها به گونه اي در حال رقم خوردن است که قطعا دولت جديد پوتين را با مشکلات عديده اي مواجه خواهد ساخت.

در سطح داخلي مثلث، اقتصاد، اصلاحات سياسي و پايگاه جديد اجتماعي چتر چالش هاي پيش روي دولت آينده را تشکيل مي دهد. چالش هاي اقتصادي پيش روي کرملين عبارتند از: ناکار آمدي نظام اقتصادي، خصوصي سازي نا عادلانه به جاي مانده از دهه 90، بحران ناشي از رکود اقتصادي اروپا، فساد اداري و تسلط اليگارشي متصل به کرملين بر شاه راه هاي تجاري. از سوي ديگر بزرگ ترين چالش سياسي پوتين موج جديد تظاهرات مردمي است که در اعتراض به تقلب در انتخابات دوما شکل گرفت و همچنان ادامه دارد.

هر چند تعداد مخالفين در مقايسه با طرفداران پوتين اندک است اما تشکيلات، ايده ها و مقاومت آنها در طرح مطالبات حاکي از جديت آنها دارد و پرواضح است که آنها به اين سادگي کوتاه نخواهند آمد. تجربه نشان داده که اين گونه جريان‌هاي مخالف مي توانند قهرمانان ملي يک کشور را به زير بکشند، تجربه حکومت هاي طولاني قذافي ، مبارک و بن علي هنوز در ذهن بسياري پررنگ است.

شايد به همين دليل است که اين روزها شاهد فاصله گرفتن پوتين از حزب "روسيه واحد"، حزب حاکم بر اين کشور هستيم، به اعتقاد برخي از تحليل گران پوتين تلاش دارد تا شخصيتي فراجناحي و مردمي براي خود فراهم آورد. موضوعي که سومين چالش پيش روي ساکنان کرملين در سطح داخلي را تشکيل مي دهد. ولاديمير پوتين بعد از انتخابات مجبور خواهد شد تا طبقه اجتماعي جديدي را براي خود تعريف کند.

اکنون هم محافظه کاران طرفدار او هستند، هم ملي‌گرايان و هم طرفداران اصلاحات. ولي او سرانجام بايستي از ميان اين گروه ها يکي را برگزيند و سياستي را دنبال کند که به نفع تنها بخشي از رأي دهندگان باشد.

در اين شرايط برخي طرفداران فعلي او احساس خواهند کرد که به آن ها خيانت شده است. در سطح بين المللي نيز بزرگ ترين چالش هاي پيش روي ساکن قديمي کرملين عبارتند از : افول قدرت آمريکا و شکل گيري جهان چند قطبي، بيداري اسلامي در منطقه و کاهش نفوذ روسيه در خاورميانه و شمال آفريقا، ايجاد يک اتحاديه قوي از کشورهاي سابق عضو اتحاد جماهير شوروي، سپر دفاع موشکي و حفاظت از منطقه قفقاز و آسياي مرکزي در مقابل گسترش ناتو.

بسياري از چالش هاي مطرح شده براي پوتين و روسيه جديد نيست و مي توان گفت برخي ميراث به جاي مانده از اتحاد جماهير شوروي است. با اين حال همين چالش ها است که آينده سياسي پوتين را رقم خواهد زد.

حضور چند باره پوتين در قدرت و بازي پوتين -مدودف، هرچند اين روزها در حال تبديل شدن به يک مدل حکومتي جديد براي تداوم حضور نخبگان سياسي در قدرت است، برآمده از فرهنگ استبداد پدر سالارانه روسي است، که ظاهرا اين روزها دارد کمرنگ مي شود. احياي سياسي پوتين در انتخابات اخير را شايد بتوان نقطه اوج زندگي پوتين دانست.

نقطه اي که آغاز افول وي نيز مي باشد. تاريخ سياسي کشورهاي جهان نشان مي دهد افراد متعددي توانسته اند با کسب حمايت مردمي سال هاي متمادي را بر آنان حکومت کنند اما همين افراد فرجام هاي گوناگوني داشته اند برخي چون قذافي منفور ملتشان شدند و برخي چون ماهاتير محمد قهرمان ملي.

جمهوري اسلامي:رجزخواني‌هاي انتخاباتي

«رجزخواني‌هاي انتخاباتي»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛باراك اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا، در اجلاس سالانه "كميته امور عمومي آمريكا و اسرائيل" معروف به "آيپك" درباره پاي بندي خود به حمايت از رژيم صهيونيستي و همينطور مقابله جدي با جمهوري اسلامي ايران به خاطر چيزي كه او آن را فعاليت‌هاي هسته‌اي و رفتن به طرف سلاح هسته‌اي ناميده، مطالبي گفته است كه كاملاً جنبه نمايشي و تبليغاتي دارد. انتخابات رياست جمهوري آمريكا قرار است در آبانماه سال آينده برگزار شود و انتخاب مجدد باراك اوباما براي او و حزب دموكرات آمريكا كاملاً حيثيتي است.

اين نكته براي حزب دموكرات آنقدر اهميت دارد كه او بعد از سخنان چاپلوسانه و متملقانه‌اي كه براي جلب نظر صهيونيست‌ها در اجلاس "آيپك" به زبان آورد، اين نكته را هم اضافه كرد كه: "طي روزهاي آينده منتظر باشيد تا رقباي جمهوري خواه از پايبندي شان بر روابط آمريكا و اسرائيل سخنان بسياري بگويند اما شما مي‌توانيد پايبندي من را بر اين مساله در اقداماتم ببينيد چرا كه طي سه سال اخير به وعده‌هاي خود در قبال اسرائيل پايبند بوده و در تمام لحظات حساس، ما تكيه گاهي براي اسرائيل بوده ايم."

اظهارات رئيس‌جمهور آمريكا در اجلاس "آيپك" دو بخش دارد. بخش مربوط به تملق‌هائي كه او به صهيونيست‌ها گفته و بخش حملاتي كه به ايران كرده تا نظر صهيونيست‌ها را بيشتر به خود و حزب دموكرات جلب كند.

در بخش اول، اوباما، بار ديگر از كلمه "مقدس" براي حمايت‌هاي آمريكا از رژيم صهيونيستي استفاده كرد و افزود: "در تمام لحظات حساس، تكيه گاهي براي اسرائيل بوده ام". وي گفت: تمام مدت سه سالي كه در پست رياست جمهوري بودم به اسرائيل كمك كردم و اين فقط يك شعار نبود، بلكه در موضوعات مهمي مثل گزارش نمايندگان مجامع بين‌المللي كه اسرائيل را محكوم كردند من در كنار اسرائيل قرار گرفتم، در ماجراي كشتي آزادي كه اسرائيل به آن حمله كرد و محكوم شد، من از اسرائيل حمايت كردم و در جنگ غزه نيز من حامي اسرائيل بودم.

اين سخنان، موجب شد شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي كه در اجلاس "آيپك" حضور داشت، زبان به تمجيد از اوباما بگشايد و بگويد: "باراك اوباما، دوست اسرائيل در كاخ سفيد است". وي افزود: "اوباما شديداً و عميقاً به اسرائيل پاي‌بند است و تحت رهبري وي ائتلاف امنيتي ميان واشنگتن و تل‌آويو به بالاترين حد خود رسيده و اين مسأله انعكاس دهنده ارزش‌هائي است كه آمريكا را به كشوري بزرگ تبديل كرده و به اسرائيل نيز امنيت بخشيده است."

بخش دوم سخنان اوباما كه حاوي حملاتي تند به ايران است نشان مي‌دهد وي اطمينان نداشته با تعريف و تمجيدهاي داغ از رژيم صهيونيستي، توجه و رضايت صهيونيست‌ها را كاملاً جلب كرده باشد. به همين جهت، چاشني حمله به ايران را زياد كرد و نسبت به گذشته تندترين سخنان را عليه ايران به زبان آورد. وي ضمن متهم كردن فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران به گرايش به سوي نظامي شدن و توليد سلاح هسته اي، گفت: من، به عنوان رئيس‌جمهور و فرمانده نيروهاي مسلح عميقاً صلح را بر جنگ ترجيح مي‌دهم و فقط وقتي زمان و شرايط ايجاب كند به زور متوسل خواهم شد و مي‌دانم كه مقامات اسرائيلي نيز همگي با هزينه‌ها و پيامدهاي جنگ آشنائي دارند." رئيس‌جمهور آمريكا به اين مقدار راضي نشد و تلاش كرد با جملات ديگري كه باحمايت از رژيم صهيونيستي همراه بود رجزخواني خود را تكميل كند. وي افزود: ما همگي ترجيح مي‌دهيم اين مسأله به شكل ديپماتيك حل شود، اما مقامات ايراني نبايد هيچ ترديدي درباره اداره آمريكا داشته باشند، همانطور كه نبايد به حق حاكميت اسرائيل براي اينكه خودش درباره آنچه براي برآوردن نيازهاي امنيتي‌اش ضروري است، تصميم گيري كند، ترديد نداشته باشند."

اوباما، با تكرار تهديدها نشان داد كه براي دوباره رئيس‌جمهور شدن اهميت بسيار زيادي قائل است و به همين جهت براي چندمين بار در سخنراني خود اين مطلب را با عبارت مختلف و اينبار اينگونه تكرار كرد كه: "در رابطه با برنامه هسته‌اي ايران، هيچ گزينه‌اي را از روي ميز كنار نمي‌گذاريم و در اين باره جدي هستيم، زيرا يك ايران مسلح به سلاح اتمي كاملاً مغاير با منافع امنيتي اسرائيل است و در عين حال با امنيت ملي آمريكا نيز مغايرت دارد."

آنچه در حاشيه اظهارات اوباما در "آيپك" لازم است گفته شود اينست كه براي ملت آمريكا وجود رئيس جمهوري كه حيثيت خود و حزب متبوع خود را در گرو يك مشت صهيونيست دوره گرد و يك دولت جعلي غاصب و تروريست مي‌داند، ننگ بزرگي است. مردم آمريكا نيز از همين حقارت رئيس‌جمهور خود رنج مي‌برند. اينكه عده‌اي از مردم آمريكا بعد از سخنراني اوباما اعلام كردند به سياست‌هاي وي در قبال ايران معترضند و با حمايت‌هاي دولت آمريكا از رژيم صهيونيستي موافق نيستند، بيانگر همين مطلب است.

اما آنچه به ايران مربوط مي‌شود، علاوه بر نادرستي اتهام گرايش فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران به نظامي گري، اصولاً تهديدهائي كه در اظهارات اوباما آمده، اظهارات نخ نما شده‌ايست كه 33 سال است مردم ايران آنها را شنيده‌اند و با بي‌اعتنائي از كنار آنها گذشته‌اند. اسلاف اوباما علاوه بر تهديدهاي لفظي عليه ايران، وارد عمل نيز شدند و طرفي نبستند. بنابر اين، بهتر است آقاي اوباما بيش از اين ملت آمريكا را گروگان صهيونيست‌ها قرار ندهد و به تعهد خود براي حفظ اعتبار و حيثيت ملي كشور خود پاي بندي نشان دهد. ضمناً اين واقعيت نيز براي افكار عمومي جهان قابل درك است كه رجزخواني‌هاي انتخاباتي همواره دوره و موسمي دارند و معمولاً رجزخوان‌ها به حرف‌هاي توخالي و بي‌پشتوانه زدن عادت دارند.

رسالت:بشارت‌هاي 12 اسفند

«بشارت‌هاي 12 اسفند»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدمهدي انصاري است كه در آن مي‌خوانيد؛تا چند روز پيش از برگزاري انتخابات 12 اسفند برخي نگران بودند،‌نگران از كاهش مشاركت، نگران از موثر واقع شدن تبليغات منفي و مسموم دشمن و نگران از هر عامل ديگري كه به نحوي انتخابات را تحت‌الشعاع قرار دهد؛ اما در آستانه انتخابات، اين فقط رهبر معظم انقلاب بود كه وعده انتخاباتي پرشور و گسترده را با صراحت به ملت "بشارت" دادند و همين تنها بشارت،‌به همه آرامش داد. يقينا مشاركت حدود 65 درصدي در انتخابات مجلس نهم و ويژگي‌هاي خاص اين انتخابات و پيام‌هاي داخلي و خارجي آن نويد بخش بشارت‌هاي بزرگتر و اميدآفرين براي نظام اسلامي است. در اين خصوص چند نكته به نظر مي‌رسد:

1- مردم شريف و با "بصيرت" ايران اسلامي بار ديگر "وفاداري" خود را به نظام جمهوري اسلامي علي‌رغم همه مشكلات و كاستي‌ها به اثبات رساندند و نمايش بي‌بديلي از روح "مقاومت" و "عظمت" خود را به رخ جهانيان كشيدند. مردم فارغ از سياسي‌كاري‌ها و جناح‌بازي‌ها وحاشيه‌سازي‌ها، با "خلوص نيت" و با اراده‌اي سرشار از "عشق" به كشور و انقلاب به پاي صندوق‌هاي راي رفتند.

2- رهبري نظام به عنوان عالي‌ترين شخصيت مذهبي و سياسي كشور، با هوشمندانه‌ترين شيوه و درگير و دار شديدترين هجمه جنگ نرم دشمن و در اوج بي‌سابقه‌ترين تحريم‌ها عليه ايران اسلامي، مديريت كشور را در شرايط سخت داخلي و خارجي و بويژه پس از فتنه 88 به گونه‌اي عهده‌دار شدند كه "فتح‌الفتوح" ديگري در دوران زعامت و رهبري ايشان رقم خورد.

3- اين انتخابات،‌ في‌الواقع يك رويداد سياسي معنادار و به تعبيري "انتخاباتي كيفي" بود. مردم علاوه بر اينكه به دشمنان نظام پيام‌هاي روشني دادند در داخل هم اولا به صورت ليستي راي ندادند و كاملا گزينشي و بر مبناي شناخت و صلاحيت‌هاي افراد، نمايندگان خود را برگزيدند. ثانيا چهره‌هاي قديمي و ناكارا يا افراد تندرو و افراطي حذف شدند و چهره‌هاي كارآمد، جوان و ولايتمدار بيشتري راهي خانه ملت ساختند. ثالثا بار ديگر "غير قابل پيش‌بيني بودن خود" آن هم در عرصه‌هاي سخت و شرايط دشوار را به اثبات رساندند.

4- بسياري از نخبگان و خواص سياسي دريافتند كه خيلي از پيش‌بيني‌ها و تحليل‌هاي ايشان در قبال روانشناسي سياسي مردم چندان هم دقيق نيست و بايد مردم انقلابي، هوشمند و با كياست ايران را فقط از همان زاويه‌اي كه امام و رهبري تعريف كرده و توصيف مي‌كنند به تحليل بگذارند. همه ما هم كه به نوعي نگران كاهش مشاركت مردم در انتخابات بوديم بايد استغفار كنيم و قدردان اين ملت با بصيرت باشيم زيرا مشاركت انتخابات مجلس هفتم و هشتم به ترتيب 51 و 55 درصد بوده و مشاركت مجلس نهم به حدود 65درصد رسيده است!!

5- "حماسه 12 اسفند" و شورآفريني مردم كه با شعور انقلابي ايشان رقم خورد، وظايف و ماموريت‌هاي منتخبان مجلس آينده را بسيار سنگين و حساس مي‌كند. در دهه پيشرفت و عدالت و در سال‌هايي كه افق روشن 1404 براي ايران اسلامي ترسيم گشته، مجلس جديد بايستي با امانتداري نسبت به اعتماد مردم و قدرشناسي از درايت رهبري نظام، نسبت به مشكلات مختلف جامعه تكاپوي بيشتري از خود نشان دهد و با پرهيز از منازعات جناحي و سياسي‌كاري‌هاي بيهوده، تنها به عزت و عظمت ايران اسلامي بينديشد.

6- "بشارت‌هاي انتخابات 12 اسفند" از حيث داخلي و خارجي عبارت از اين است كه ملت انقلابي و مسلمان ايران از 33 سال پيش راه حقيقي "تعالي و پيشرفت" خود را بازشناخته و در طي اين مسير، هرگز ترديدي به خود راه نمي‌دهد و گذشت زمان، تغيير شرايط، عوض شدن نسل‌ها، آمدن و رفتن دولت‌ها و مجالس و اشخاص ذره‌اي درنگ بر اين اراده پولادين وارد نخواهد آورد. اين را همه بايد بدانند، چه فتنه‌گران و جاهلان و فريب خوردگان داخلي وچه دشمنان و معاندان ملت و نظام اسلامي ...

7- راه نيافتگان به مجلس هم بدانند كه آنها به تكليف شرعي و قانوني خود عمل كرده‌اند و هرگز شكستي براي خود تصور نكنند. آنها به هر حال خود و برنامه‌هاي خود را در معرض انتخاب ملت قرار داده‌اند و تشخيص و راي مردم نيز ملاك و ميزان اصلي است. اما آن راه نيافتگاني كه قبلا نماينده بوده‌اند يا اكنون نماينده هستند و به تشخيص ملت، محروم از نمايندگي شده‌اند بايد به بازخواني عملكردها و موضع‌گيري‌هاي خود بپردازند زيرا تصميم ملت،‌ مملو از پيام‌هاي آشكار و معناداري است كه تنها اهل بصيرت و حقيقت در مي‌يابند. اين افراد بدانند كه راه اصلاح و بازگشت تمام عيار به مسيري كه خواست انقلاب، مردم و رهبري است همواره گشوده است تا شايد در عرصه‌هاي ديگر و فرصت‌هاي بعدي امكان خدمت فراهم آيد.

سياست روز:آقاي اوباما اتفاقاً بلوف مي‌زنيد

«آقاي اوباما اتفاقا بلوف مي‌زنيد»عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن مي‌خوانيد؛در چند روز گذشته اوباما رئيس‌جمهور آمريکا که در فضاي سياسي اين کشور از شرايط مطلوبي براي به دست آوردن دور دوم رياست جمهوري ايالات متحده برخوردار نيست، سخنان تندي را عليه جمهوري اسلامي ايران مطرح کرده است. شايد بتوان اين سخنان را نوعي جنگ طلبي «باراک» دانست.

اين سخنان را که تازه‌ترين آن در يک نوبت و پيش از برگزاري اجلاس «آيپک» گفته شد و پس از آن در همين اجلاس بر زبان آورد، مي‌توان از چند منظور بررسي کرد.

ابتدا به سخنان رئيس‌جمهور آمريکا که به خاطر شرايط داخلي و همچنين اوضاع منطقه‌اي قافيه را باخته است توجه کنيد.

«در صورتي که گزينه نظامي، فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را متوقف کند، آمريکا از اين گزينه استفاده خواهد کرد.»

او حتي گفته است که؛ بلوف نمي‌زنم! گفت‌وگو با مجله آتلانتيک «براي جلوگيري از دسترسي ايران به سلاح هسته‌اي، در مورد توسل به زور ترديد نخواهم کرد.» سخنراني در اجلاس آيپک هر چند در تضاد با اين سخنان، ولاديميرپوتين رئيس‌جمهور روسيه که روز گذشته با اکثريت قاطع انتخاب شد، مواضعي را مطرح کرده است، مانند اين موضع که گفته است «اجازه حمله نظامي به ايران را نخواهيم داد.» که اين مواضع در جاي خود بايد مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد، اما در سخنان اوباما چند نکته وجود دارد.

نکته نخست در سخنان تند اوباما عليه ايران به موضوع سلاح هسته‌اي باز مي‌گردد. بسياري از سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريکايي براساس اسناد و مدارکي که به هر نحوي به دست آورده‌اند، اعتراف کرده‌اند که فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران صلح‌آميز است و ايران قصد دستيابي به سلاح هسته‌اي را ندارد.اين که ايران چنين قصدي ندارد بارها از سوي مقامات ارشد کشورمان مورد تاکيد قرار گرفته است و حتي گزارش‌هاي آژانس هم اين ادعا را تاييد مي‌کند.

حال چرا اوباما باز هم بر طبل حمله و جنگ مي‌کوبد به خاطر اين است که او هم مي‌داند و آگاه است که جمهوري اسلامي ايران به سوي توليد سلاح هسته‌اي نمي‌رود و نخواهد رفت.

حضرت‌آيت‌الله خامنه‌اي در ديداري که دانشمندان هسته‌اي در تاريخ ۳/۱۲/۹۰ با ايشان داشتند فرمودند؛ «ملت ايران هيچگاه به دنبال سلاح هسته‌اي نبوده و نخواهد بود به دنيا نيز ثابت خواهد کرد که سلاح هسته‌اي اقتدار آفرين نيست... ايران مي‌خواهد به دنيا ثابت کند که داشتن سلاح هسته‌اي قدرت‌آفرين نيست... بلکه مي‌توان اقتدار متکي به سلاح هسته‌اي را درهم شکست و ملت ايران، اين کار را خواهد کرد.»از سخنان اوباما عليه ايران مي‌توان اينگونه نتيجه گرفت که، تهديدات او به خاطر اين که تاکنون و حتي درآينده سند و مدرکي دال بر اقدام ايران براي دستيابي به سلاح هسته‌اي به دست نخواهد آمد، تو خالي و فريب انگيز است و هيچ‌ گزينه و اقدام نظامي عليه ايران انجام نخواهد شد.

از سوي ديگر نکته مهمي هم در زمينه دلداري و همراهي با سران وحشت‌زده رژيم صهيونيستي، در سخنان رئيس‌جمهور آمريکا ديده مي‌شود. اين رژيم، در اطراف خود شاهد تحولاتي است که هر کدام از آنها عرصه را بر اسرائيل در منطقه و جهان تنگ‌تر کرده است، احساس خطري که اکنون سران رژيم صهيونيست در وجود خود احساس مي‌کنند، باعث شده است تا «اوباما» براي آرامش خاطر آنها اين سخنان را عليه ايران بر زبان بياورد و آنها را هم تسکين دهد. وگرنه خود مي‌داند که اقدام يکجانبه نظامي ا سرائيل عليه ايران، باعث نابودي کامل کشور جعلي ۲۲ کيلومتر مربعي خواهد شد که اين اتفاق آنچنان هم باب ميل سران صهيونيزم آمريکايي نيست.عاقلانه‌ترين و منطقي‌ترين کاري که اوباما مي‌تواند انجام دهد اين است که به توصيه‌ها و نصايح انديشمنداني چون چامسکي بيشتر توجه کند که گفته است؛«جهان توصيف آمريکا از ايران به عنوان تهديد حتمي براي صلح جهاني را نخواهد پذيرفت و واشنگتن و تل‌آويو شيطان‌هاي اصلي هستند.

تهران امروز:تنها بازيگر شهر

«تنها بازيگر شهر»عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حجت كاظمي است كه در آن مي‌خوانيد؛پيروزي قابل انتظار ولاديمير پوتين در انتخابات رياست جمهوري روسيه منجر به تكرار اين سوال شد كه اين موفقيت تا چه اندازه حاصل رقابتي واقعي و منصفانه بوده است؟بسياري معتقدند كه اين پيروزي حاصل يك زمينه سازي گسترده و نوعي مهندسي سياسي بوده است كه پوتين و حاميان وي بارها از آن سود برده اند.

در عين حال گروهي ديگر نيز معتقدند كه پيروزي حزب روسيه متحد و شخص پوتين بايد از جنس پيروزي ها حزب عدالت و توسعه و اردوغان تلقي شود؛ يعني پيروزي برآمده از موفقيت در حل مسائل مبتلا به جامعه تلقي شود.با درنظر داشتن تحليل هاي مختلف، مي توان چندين دليل را به عنوان پس زمينه اين پيروزي مطرح كرد:

1 - بخش مهمي از دلايل موفقيت پوتين در عرصه سياست روسيه در يك دهه گذشته بايد بر زمينه تجربه سياسي و اجتماعي دهه اول پس از فروپاشي شوروي تحليل شود.دهه 90 براي روسها، دوران نابساماني، فروپاشي همه جانبه اقتصادي و اجتماعي،بحران هويت، افول پرستيژ بين المللي و مهم تر از همه دست و پنجه نرم كردن نظام سياسي با مجموعه اي از نخبگان فاسد و ناكارآمد است. اين نخبگان نقش مهمي در از دست رفتن اعتماد به نفس روسها به عنوان ملتي داراي جهت‌گيري هاي استثناگرايانه داشتند.ظهور ولاديمير پوتين و حزب روسيه متحد در صحنه سياسي روسيه، اگرچه در متن نظام سياسي و نخبگان فاسد آن صورت گرفت، ولي توانست با فراتر رفتن از منطق حاكم بر سياست روسيه در دهه 90، بر نابساماني ها غلبه و سامان سياسي را به روسيه بازگرداند.تخفيف بحران سياسي به ويژه سركوب خواسته هاي جدايي طلبانه،خارج كردن نسبي فضاي سياسي از كنترل باندهاي مافيايي،بازگرداندن پرستيژ ملي و پايان سردرگمي در سياست خارجي و... از جمله مواردي بودند كه پوتين را به چهره محبوب روسها بدل كرد.

در اين ميان موفقيت پوتين در سامان دادن به وضعيت اقتصادي كه افزايش قيمت نفت در دهه اول قرن جديد نقش بسزايي در آن داشت،باعث شد تا طبقات پايين و مياني روسيه كه دوران سختي را در دهه 90 گذراندند، به او به چشم يك منجي نگاه كنند.گرچه نگاه جامعه روسيه به پوتين در چند سال اخير تعديل شده است، ولي او همچنان براي اكثريت روسها يادآور استالين و پطر كبيراست.

2 -فرهنگ سياسي روسيه همواره نشانه هاي محكمي از دو ويژگي مهم را به نمايش گذارده است:ميل به شخصيت قدرتمند و حامي پروري.اين دو وي‍ژگي به صورت مشخصي به كمك پوتين آمده است تا بتواند رقباي خود را از صحنه بيرون كرده و سيطره خود را بر عرصه سياسي افزايش دهد.بر زمينه همراهي روسها با چهره مقتدر و نيرومند(به ويژه در وضعيت نابساماني)، پوتين تلاش كرده تا در قامت يك چهره مقتدر و نيرومند جلوه كند كه قادر است جايگاه جهاني روسيه را احيا و فساد و ناكارآمدي داخلي را از ميان بردارد.

در عين حال همگام با الگوهاي تثبيت شده حامي پروري در سياست روسيه، پوتين موفق به شكل دادن به يك شبكه موثر و قدرتمند حاميان و تابعان در ميان نخبگان سياسي و رسانه اي، اقتصادي، كارگزاران دولتي،نظاميان شده است كه عملا توانسته اند گوي رقابت را از ساير شبكه هاي قدرت در روسيه بربايند و طي يك دهه گذشته سيطره خود بر ساختار سياسي و اقتصادي و اجتماعي روسيه افزايش دهند.

آنچه كه مخالفان ‌پوتين در مورد غير منصفانه و مهندسي شده بودن انتخابات در روسيه مي گويند بيش از هر چيزي به اين واقعيت اشاره دارد كه پوتين به مدد شبكه حاميان قدرتمند خود و حزب روسيه متحد در مقام نمود بيروني اين شبكه، توانسته در عمل فضاهاي مانور را از دست رقباي خود خارج كند.در اين وضعيت گرچه ظاهرا رقبا ‌ براي حضور در رقابت،نقد گروه حاكم ، راهپيمايي و... آزاد هستند و دخالت موثري در انتخابات نمي شود،ولي در عمل آنها امكان اندكي براي پيروزي دارند چون سيطره پوتين و شبكه وي فضاي تنفسي اندكي براي رقبا بر جاي گذاشته است.

3 -متغير سوم به صورت مشخصي با بحث بالا ارتباط دارد.واقعيت آن است كه پوتين در انتخابات اخير، در شرايطي وارد صحنه رقابت شد كه اپوزيسيون رقيب وي(كمونيست‌ها،ملي‌گرايان و ليبرال ها) عملا قادر به معرفي يك رقيب جدي براي وي نشده بود.

عمده ترين چهره رقيب يعني گنادي زيوگانف از حزب كمونيست،يك بازنده هميشگي انتخابات بوده كه حتي در مقطع نابساماني هاي‌حكمراني يلتسين نيز نتوانست در قامت يك آلترناتيو‌جدي عمل‌كند.كمونيست‌ها طي دو دهه گذشته هيچ گاه موفق به عبور از كمونيسم كلاسيك روسي به سوي يك سوسيال دموكراسي نوزايي شده و موثر نشدند و از اين رو نتوانستند گستره اجتماعي خود را از گروههاي داراي حس نوستالژيك به دوران شوروي فراتر ببرند.گروههاي ليبرال و غرب گرا به عنوان مهم ترين مخالفان پوتين نيز در يك بحران آلترناتيوسازي به سر مي برند، ضمن آنكه جامعه روسيه هيچ گاه تمايلي جدي به ليبراليسم و غرب گرايي نشان نداده است.

در اين شرايط تحريم انتخابات اخير از سوي غرب گرايان بيشتر نشانه اي از اين معضل است تا اعتراضي به روند انتخابات. نتيجه آنكه وقتي آلترناتيو جايگزيني وجود ندارد،پوتين عملا «تنها بازيگر شهر» است.موفقيت ها و كارآمدي‌وي در دهه گذشته در كنار شبكه قدرتمندي از حاميان، باعث شده تا عملا چهره بدون رقيب باشد و همگان پيشاپيش پيروزي وي را پيش بيني كنند. با اين تحليل مي توان در پاسخ به سوال ابتداي متن گفت كه پيروزي پوتين را به صورت همزمان حاصل تلاقي و درهم تنيدگي سازوكارهاي منصفانه و غير منصفانه است. هيچ كس نمي تواند محبوبيت وي را انكار كند و مدعي دخالت موثر در روند انتخابات باشد.

در عين حال اين ادعا كه پيروزي وي مشابه پيروزي حزب اردوغان است يعني موفقيتي برآمده از كارآمدي نيز چندان قابل پذيرش نخواهد بود.وجود سازوكارهاي كلان و البته پنهان غير منصفانه قابل انكار نيست.عوامل مختلف گردآمده اند تا پوتين براي 6 سال ديگر به كرملين بازگردد.اين بازگشت در عين اينكه تاثير مشخصي بر سياست جهان خواهد گذاشت، مي تواند آغازگر دوراني از يك اقتدارگرايي تقويت شونده باشد كه بسياري در مورد آن هشدار مي دهند.

حمايت:مجلس هشتم و انتظارات حقوقی

«مجلس هشتم و انتظارات حقوقی»عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن مي‌خوانيد؛با برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و تعیین تکلیف منتخبین بسیاری از حوزه های انتخابیه و مشخص شدن افرادی که به دور دوم در برخی حوزه‌ها راه پیدا کردند تا در دور دوم مبتنی بر حد نصاب لازم برای ورود به مجلس تعیین تکلیف نهایی صورت گیرد، در حال حاضر مشخص شده است که بسیاری از نمایندگان محترم فعلی مجلس هشتم بار خدمتگزاری ملت در مجلس شورای اسلامی از دوش آنها برداشته شده و در آینده باید در سنگرهای دیگر در خدمت مردم باشند.

تا زمان پایان رسمی دوره مجس هشتم هنوز مدت قابل توجهی باقی مانده است از همین رو چند نکته از منظر انتظارات حقوقی خطاب به نمایندگان محترم مجلس هشتم می توان مطرح کرد. امید است مفید واقع و یادآوری این نکات مرضی خداوند سبحان واقع شود. نکته اول اینکه جا دارد از همه تلاشهای انجام شده طی 4 سال گذشته توسط نمایندگان دوره هشتم مجلس قدردانی و سپاسگزاری کنیم.

نمایندگان دوره هشتم مجلس شورای اسلامی در سال‌هایی بعضاً طوفانی و بحرانی نماینده ملت بودند و به هر صورت در قالب قانونگذاری های مختلف یا اقدامات نظارتی کارنامه‌ای از خود بر جای گذاشتند که قطعاً در آینده دقیق تر مورد ارزیابی و داوری قرار خواهد گرفت.از حیث قانونگذاری‌های مورد توجه محافل حقوقی شاید مهمترین یادگاری مجلس هشتم تصویب قانون مجازات اسلامی باشد. اگرچه تصویب قانون برنامه پنجم توسعه کشور نیز امری راهبردی ودارای اهمیت زیاد بود که در این مجلس انجام شد.

همچنین نمایندگان در خصوص قوانین مفصل مشابه دیگری همانند آیین دادرسی کیفری یا قانون تجارت یا لایحه حمایت از خانواده نیز بسیار وقت گذاشتند و تلاش‌های قابل تقدیری معمول شد که امید است تا پایان همین مجلس این موارد نیز همه مراحل قانونی خود را طی کنند و از جمله یادگاری های مجلس هشتم باشند. در حیطه اقتصادی و تحولات ساختاری کشور نیز مجلس هشتم نقش مهمی بر دوش داشت چه از جهت تصویب قوانین مربوطه و چه از جهت نظارت بر فرایندهای اجرا که این بخش از تلاشهای مجلس نیز غیرقابل فراموشی است. مجلس هشتم از بُعد نظارتی نیز بارها عالی ترین سطوح اجرایی را در معرض پرسش قرار داد و همین امر نیز باعث شد که در مواردی چالش هایی بین قوه مجریه و قوه مقننه بروز یابد ولی به هرحال مجلس همواره تلاش کرد که دیده بان ملت باشد.

البته در همین بخش برخی بر این باورند که مجلس هشتم نتوانست برخی خلاف قانون ها را اصلاح کند که به هرحال در این مورد نیز باید مصداقی و مشخص ارزیابی خود را ارائه نمود ونمی شود کلی گوئی کرد. نکته دوم اینکه برابر آنچه در دستور کار کمیسیون‌های تخصصی مجلس قبل از انتخابات 12 اسفند قرار گرفته است طیف وسیعی از موضوعات هم اینک در مجلس مطرح می باشد که هنوز تعیین تکلیف نشده است. از حیث محتوایی برخی از این موارد لایحه و برخی طرح‌های قانونی پیشنهادی نمایندگان هستند.

از جمله مهم ترین این موارد لایحه بودجه سال 1391 کشور است. سوای این مورد فوری، درحیطه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مدنی و بین المللی طرح ها و لوایحی در دست بررسی هستند. خوب است نمایندگان محترم مجلس با حوصله و تدبیر در این مدت باقیمانده از عمر مجلس هشتم، برابر روال سابق فعالیت و تلاش خود، تکلیف بسیاری از این موارد مطروحه را روشن کنند تا بار زیادی برای مجلس بعدی بر زمین نماند.

نکته سوم اینکه در مجلس هشتم بحث تنقیح قوانین جدی گرفته شد. معاونتی با همین نام شکل گرفت و قراردادهای بزرگی با برخی مراکز بیرون از مجلس بسته شد تا تنقیح قوانین به صورت فنی انجام پذیرد و از تورم قوانین پراکنده در موضوع واحد جلوگیری شود. این موضوع از اهمیت بسیاری برخوردار است.

خوب است تجربیات موفق حاصله در این زمینه تا قبل از پایان مجلس هشتم تدوین گردد تا مجلس نهم از آنها بهره مناسب را در جهت استمرار این هدف ملی ببرد ودر آینده شاهد قانونگذاری‌های پراکنده در موضوع واحد نباشیم. همچنین در همین دوره مجلس هشتم، مرکز تحقیقات اسلامی مجلس نیز در قم دائر شد که سال آغازین خود را پشت سر گذاشت و در آینده انتظار خدمات فکری ودینی جدی از مجرای این مرکز به نمایندگان محترم می رود.

نکته چهارم اینکه مجلس شورای اسلامی برابر اصل نود قانون اساسی در قالب کمیسیونی به همین نام اختیارات وسیعی در جهت رسیدگی به شکایات مردم از طرز کار قوای سه گانه دارد. عملکرد این کمیسیون در جلب رضایت مردم و رفع گلایه ها از عملکرد نهادهای مختلف نظام جمهوری اسلامی بسیار حائز اهمیت است. اینکه کمیسیون مزبور در خصوص برخی مصادیق پرسروصدای سیاسی اظهار نظر کند و به قول معروف خودی نشان دهد، چندان مطلوب نیست بلکه مهم این است که مردم اثر پیگیری های این کمیسیون را در حوزه رعایت حق های مختلف خود ببینند و نهادها و سازمان های مختلفقوای سه گانه عملاً ا حساس کنند که کمیسیون مزبور کوچک ترین خلاف آنها را رصد و پیگیری می کند.

ابتكار:بلوغ روس‌ها در خيابان‌هاي يخ‌زده مسکو

«بلوغ روس‌ها در خيابان‌هاي يخ‌زده مسکو»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيدعلي محقق است كه در ان مي‌خوانيد؛چهار سال پس از وداع ولاديمير پوتين با کرملين، مرد زيرك و قدرتمند مسکو يک بار ديگر با راي مردم روسيه راهي كاخ تاريخي شهر شد. هر چقدر که پوتين سياستمدار، در دو دوره پيشين به آساني کرسي رياست جمهوري را تصاحب کرده بود اما اين بار، متفاوت از سال هاي 2000 و 2004 اشکش جاري شد تا توانست دوباره کليد کاخ را از دست مردمان کشورش بگيرد. انتخابات «4مارس»، هم از منظر تحولات اجتماعي و سياسي در درون روسيه بزرگ و هم از منظر تاثيرگذاري نتيجه آن بر آينده سياسي جهان، قابل تأمل است.

1 - پوتين اگرچه به نماد تلاش براي احياي قدرت از دست رفته روس‌ها در دهه اول قرن جاري بدل شده‌است اما در چهار سال گذشته، بيرون از مرکز اصلي قدرت کشورش ـ از دريچه ساختمان نخست‌وزيري ـ به قامت کاخ کرملين و کليددار آن و قابليت‌هايي که پشت آن ديوارها خوابيده‌است، مي‌نگريست. او که کل يک دهه گذشته را در ميانه دو ديدگاه «احياي نظام کمونيستي شوروي سابق» از يک سو و «افتادن تمام و کمال در دامان ليبراليسم غربي» از سوي ديگر زندگي و حکومت کرده‌است، اين بار جدي‌تر از سال 2000 و سال‌هاي پس از آن، بر شعار روس‌پسند خود که همان «احياي روسيه‌اي قدرتمند و مدرن» است، ايستادگي کرد و بار ديگر مردمان کشورش را با خود همراه کرد.

شايد راز جديت پوتين براي بازگشت قدرتمند به کرملين، در نظاره او ـ از بيرون ـ به مرکز قدرت در طول 4 سال گذشته، نهفته باشد. آنگونه که خود گفته‌است و اکثريت مردمان اين کشور خواسته‌اند، اين بار مصمم‌تر و بالغ‌تر از گذشته باز آمده‌است تا تن خرس پير و يخ‌زده روسيه را با جامه‌اي از جنس «مدرنيته» بپوشاند و آن را گرم و بيدار کند. متمايل شدن کشور به سوي غرب در سال‌هاي اوليه رياست جمهوري مدودف و آثار اجتماعي و سياسي اين تغيير رويکرد کرملين، از جمله تجربه‌هاي مهم پوتين در دوران خروج از کاخ رياست جمهوري بود.

اما اين جديت و مصمم شدن براي بازگشت به قدرت، تنها محدود به پوتين 59 ساله نبود. امسال «کرملين» متفاوت‌تر از سال‌هاي پس از فروپاشي، انگار براي تک‌تک مردمان اين سرزمين پهناور اهميت يافته و جدي شده بود. درصدي از مردم روسيه همچنان به دوران هفتادساله کمونيسم و زمان ابرقدرت بودن شوروي، نگاهي نوستالژيک دارند و با اميد بازگشت به آن دوران، همچون همه انتخابات‌ها پاي صندوق‌هاي رأي رفتند. گروهي ديگر آزادي‌هاي سياسي و اقتصادي فردي بر پايه ليبراليسم غربي را ايده‌آل خود مي‌دانند و چندان دغدغه‌ سرزميني ملي‌گرايانه را ندارند، پس ميان نامزدها به دنبال اين‌چنين ديدگاهي بودند. اما در حد واسط اين دو تفکر اصلي، اکثريت روس‌ها قرار دارند که مانند پوتين بالغ شده، فارغ از رجوع به کمونيسم، به احياي تمام و کمال قدرت روسيه در مقابل قدرت‌هاي جهان مي‌انديشند. به نظر مي‌رسد در دوران جديد پوتين همچنان با استفاده از روح ملي گراي مردم سرزمينش که هنوز در حسرت بازيابي قدرت سابق در جهان هستند، روي شعارهاي ضد غربي و خط و نشان براي آمريکا حساب مي‌کند تا هم اتحاد جامعه را حفظ کند، هم ثبات سياسي و فرهنگي مبتني بر تمرکز قدرت را تداوم دهد و هم اصلاحات 12 سال گذشته به راه خود ادامه دهد.

2- مردمان سرزمين تزار، چند ماه قبل از انتخابات چهارم ماه مارس، يک بار ديگر مشق دموکراسي کرده بودند؛ نتايج انتخابات حساس «دوما» همچون سال‌هاي گذشته با پيروزي ياران پوتين همراه شد، اما اين پيروزي حساسيت‌ها را برانگيخت. اين بار ماجراي تکراري برنده شدن «روسيه متحد» و استمرار حاکميت «پوتينيزم» بر کشور، به مذاق طيف‌هايي از جوانان و نسل جديد اين کشور چندان خوش نيامد. آنها به مدد شبکه‌هاي اجتماعي و فناوري‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات، از يک سو بر جايگاه دموکراسي واقعي و نقش آراي مردم در کشورهاي ديگر واقف بودند و از سوي ديگر، سير تحولات سياسي خاورميانه، نقش جوانان در بهار عرب، دنياي غرب و جنبش اشغال را به دقت و با رشک و غبطه دنبال مي‌کردند. هر چقدر که بيشتر مي‌گذشت، نسل جديد روسيه در يخبندان مسکو، مزه واقعي دموکراسي را کمتر لمس مي‌کرد. پس دور از انتظار نبود که مانند ديگران به خيابان بيايند و از آنجا دموکراسي واقعي را طلب کنند.

از آخرين باري که مردمان روسيه مطالبات سياسي خود را با اعتراض در کف خيابان‌ها جستجو مي‌کردند، نزديک به يک قرن گذشته‌است. از سال‌هاي قبل و بعد از انقلاب اکتبر تاکنون، تاريخ روسيه کمتر اعتراض‌هاي خياباني مردم عليه حاکمان مسکو را به ياد داشت اما به هرحال، دهه دوم قرن بيست و يکم حتي روس‌ها را هم به خيابان‌ها کشانيد.

اعتراضات دامنه‌دار مردم روسيه چه در اعتراض به نتايج انتخابات پارلماني و حاکميت 12ساله پوتين و چه در حمايت از تداوم پوتينيزم در کشور، آنقدر ادامه پيدا کرد و استمرار يافت تا به مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري پيوند خورد. هيأت حاکمه کرملين چه در دوره طولاني تزارها، چه در دوران هفتاد ساله پس از استقرار کمونيسم و چه در طول دو دهه پس از گورباچف، هيچ‌وقت مردم را به عنوان يک قدرت موثر جدي نگرفته بود. اما ميراث‌داران کرملين در نخستين سال دهه دوم قرن بيست و يکم، ناگهان با تجربه جديد «اعتراضات آرام خياباني» با شعار« پوتين برو» مواجه شدند.

روس‌هاي جوان همه ماه‌هاي پاييز گذشته و زمستان امسال را در خيابان‌هاي پير مسکو و سن‌پطرزبورگ گذراندند. آنها در سرماي زير صفر کشورشان بر روي سنگفرش‌هاي شهر يخ زدند. در کوران اين مبارزه و تجربه جديد، هرچند «نسل معترض» راي خود را پس نگرفت و نتوانست نتيجه آراي انتخابات دوما را عوض کند اما هم آنان و هم حاکمان و هم احزاب جديد و سنتي پا به پاي هم در تجربه‌اي جديد از سياست‌ورزي بالغ شدند. در اين ماجرا براي اولين بار، پوتين و يارانش کارويژه واقعي مخالفان و موافقان را در يک نظام دموکراتيک درک کردند.

«رسانه» جاي تانک و باتوم را گرفت و اقناع، گوش سپردن و تلاش براي آرام کردن به جاي «سرکوب» نشست. دولت و ملت آرام آرام رشد کردند. در اين ماجرا، همه با هم به اين نتيجه واحد رسيدند که دموکراسي به معناي واقعي کلمه را بايد جرعه‌جرعه مزه کرد. اولين جرعه از دموکراسي، انتخابات روز يکشنبه بود. هرچند پيروز اين ميدان همان مرد پيروز سال‌هاي 2000 و 2004 بود، اما اين تکرار، طعمي متفاوت با سال هاي گذشته داشت.

شایسته است مجلس هشتم عملکرد در این زمینه خود را شفاف اطلاع رسانی کند تا نمایندگان دوره نهم مجلس شورای اسلامی مبتنی بر تجربیات 8 دوره مجلس از ظرفیت های قانونی موجود بهره موثرتری ببرند ونقاط ضعف این بخش را رفع کنند.

نکته پنجم اینکه متأسفانه مجلس هشتم نیز مثل بسیاری از مجالس قبل خود نتوانست ارتباط تنگاتنگی با مراکز تخصصی علمی مختلف کشور و نخبگان برقرار کند تا در قبال هر اقدام قانونگذاری نظریه های علمی مشورتی مختلفی در سطح کشور تولید و در اختیار نمایندگان محترم قرار گیرد. تأمین این مهم نیازمند بازنگری در نوع نگرش نماینده مجلس و کلیت مجلس به جایگاه خود است.

نمایندگان مجلس بیش از هر بخش دیگر قوای سه گانه همواره باید تجلی خواسته های مردم باشند. همواره از مردم مشورت بگیرند و دائما نخبگان و متخصصین کشور را در فعالیت های خود به کمک بگیرند. امید است در مجلس نهم این نقیصه مرتفع شود تا شاهد ارائه طرح های قانونی غیر فنی وبعضا بسیار ابتدائی واز حیث حقوقی فاقد اصول اولیه، از سوی نمایندگان نباشیم. نمونه این قبیل موارد زیاد است که اگر قرار بر ارزیابی دقیق بود یک به یک را می شد مطرح كرد.

نکته ششم اینکه بعضا در اظهار نظرهای برخی نمایندگان یا در واکنشهای آنان در مقام قانونگذاری یا نظارت این نقیصه سابقه دار در مجلس هشتم نیز دیده شد که در موارد زیادی تحت تاثیر نوعی شعار زدگی وحرکت کلیشه ای اقدام یا اظهار نظر شده در حالی که نماینده ملت باید بسیار سنجیده ومحاسبه شده وبدور از شعارزدگی وحرکتهای کلیشه ای همواره منادی آزادیهای مشروع وحقوق تمامی آحاد ملت ونه فقط همفکران خط وگروه سیاسی خود باشد.

ایفای این نقش آگاهی بالا، هاضمه قوی تحلیلی ، شرح صدر مناسب و درک و نگرش ملی وفرابخشی را میطلبد که دائما باید در این زمینه تمرین کرد. امید است در مجلس نهم درصد پدیده منفی مورد نظر کمتر شود. تا عموم شهروندان از هر طیف وطبقه وگروه وجنس وقومیت ونگرشی احساس کنند که می توانند از نمایندگان ملت در مجلس برای رفع مشکلات مربوط به حقوق انسانی خود کمک بگیرند.

سخن آخر
سند چشم انداز ایران 1404 در راستای قانون اساسی جمهوری اسلامی هدف گذاری های کلانی را فراروی کشور قرار داده است. همچنین قانون برنامه پنجم توسعه و پیشرفت کشور تازه یکسال از اجرای آن گذشته و چهار سال دیگر آن باقی مانده است. مجلس هشتم در هر یک از زمینه های کلانی که ادامه آن را مجلس نهم خواهد پیمود، لازم است ارزیابی دقیق و پرونده مشخصی برای مجلس نهم بر جای گذارد تا مجلس بعدی وقت خود را صرف اموری نکند که در واقع باید از خروجی های مجلس هشتم بهره مند شود. امید است نمایندگان محترمی که بار خدمتگزاری در مجلس از دوش آنها برداشته شده در این مدت باقیمانده مجلس هشتم بی انگیزه و بی حوصله به فعالیت های خود در مجلس ادامه ندهند بلکه همچنان پرشور و با انگیزه روزهای پایانی را سرشار از کار و تلاش نمایند و جامعه شاهد اقدامات شایسته در همین مدت باقیمانده از آنها باشد.از همه ما جز همین خوبی ها چیز دیگری بر جای نمی ماند وماندگار نمی شود، پس هر چه می توانیم باید خوبی برجای گذاریم و از یاد نبریم که خدا آگاه ترین به اعمال ونیّات ماست .

مردم سالاري:ابهت ديکتاتورها در شمال

«ابهت ديکتاتورها در شمال»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن مي‌خوانيد؛ولا ديميرپوتين همانطور که قابل پيش بيني بود، با 63/73 درصد آرا به عنوان رئيس جمهور روسيه با چشماني اشک بار به کرملين بازگشت تا سکان هدايت روسيه را برعهده گيرد.

کشورهاي گوناگون جهان و ملل رنگا رنگ او را با عناوين مختلفي مي شناسند; روس ها هم با رهبراني همچون استالين، لنين و سلسله تزارها شناخته مي شوند. اگر اين ملت شخصيت هاي شهيري در حوزه ادب و هنر همانند تولستوي براي افتخار دارند اما روسيه با نام ديکتاتورهاي مخوف و سيستم هاي اطلا عاتي پيچيده همچون کاگ ب و اف اس بي، شناخته مي شود.

پس از دوران اتحاديه جماهير شوروي و فروپاشي اسفناک کمونيسم; پوتينيسم، حکومت پررنگ دولتي ها با سوار شدن بر نگراني هاي عمومي ناشي از هرج ومرج حاکم بر جامعه روسيه، کرملين را از آن خود کرد. ولا ديمير با همراهي مرداني هم جنس خود که از تاريکي کاگ ب به ميدان سياست آمده بودند، همه مسائل را در چنگ خود گرفت. پس از آغاز قدرت نمايي حکومت پوتينيسم، اگر چه وضعيت مردم به يمن افزايش قيمت نفت بهبود يافت، اما اقتصاد روسيه در جريان خصوصي سازي اقتصادي، منابع مالي و اقتصادي توسط ياران پوتين که بعدها بنيان گذاران حزب روسيه واحد شدند، چپاول شد.

در دوران پوتين مافياي روسي که خردسال بود به چند سازمان بزرگ تبديل شد تا مردان مافيايي هم ياران جديد کرملين باشند که براي حفظ قدرت، دست به هرکاري مي زدند. تصوير روسيه دوران پوتين، چهره چندان خوشايندي نيست اما در کشوري که ديکتاتورهاي مخوف به عنوان ستاره ميدان سرخ مي درخشند، قتل روزنامه نگاران منتقد يا کشتار مسلمانان چچن آنچنان عجيب نيست.

در دوران پس از پوتين، ديميتري مدودف همانند يک مهره شطرنج بازي ولا ديمير رئيس جمهور شد اما شاه همچنان پوتين بود. پوتين رئيس جمهور روسيه بوده و هست تا چهره روسيه را براي ساليان سال تحت تاثير قرار داده و آينده ميدان سرخ را هم ترسيم خواهد کرد. مردم سرزمين پارس خاطره تاريخي خوبي را از روس ها ندارند; از پترکبير و تزارهاي کوچک و بزرگ گرفته تا رهبران اتحاديه جماهير شوروي همه وهمه به ايران و ايرانيان ضربه زدند تا در چپاول منابع ملي اين کشور با ابهت گوي رقابت را از کت قرمزهاي بريتانيايي بربايند.

روس ها که مجلس بهارستان را روزگاري به توپ بستند، پيش از آن دست به قتل عام مردم تبريز و شهرهاي ديگري زده بودند که در مقابل روس ها مقاومت مي کردند و پس از آن دستشان به خون قهرماناني همچون ميرزا کوچک خان جنگلي و مشروطه طلبان آلوده شد.

روس ها در جريان جنگ جهاني دوم، علي رغم پيمان استراتژيک با رضاشاه همراه نيروهاي متفقين خاک ايران اسلا مي را مورد تاخت و تاز قرار دادند تا استالين به همراه چرچيل انگليسي و روز ولت آمريکايي در تهران عکس يادگاري بگيرند. اين شوروي بود که در جريان ملي شدن صنعت نفت ايران، دست به هر کارشکني که مي توانست بزند، زد تا جلوي قطع دست بريتانيا را بگيرد.

کودتاي 28 مرداد آمريکايي با چراغ سبز و اطلا ع کامل کرملين صورت گرفت. در جريان جنگ تحميلي، شوروي براي تجهيز صدام با غرب مسابقه گذاشته بود. و حال با اين همه سابقه، برخي براي روس ها عليرغم شعار کليدي «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلا مي» جان فشاني مي کنند. روسيه چه در دوران پوتين و چه در دوران رياست جمهوري مدودف، همواره مواضع متناقضي در برابر تهران اتخاذ کرده است.

براساس اسناد ويکي ليکس، در سال 2006 شخص ولا ديميرپوتين فرمان کارشکني در فعاليتهاي هسته اي ايران را صادر کرده است; تا اوت 2010 قرار بود روس ها نيروگاه اتمي بوشهر را راه اندازي کنند حال آنکه با گذشت چند سال هنوز نيروگاه بوشهر وارد مدار نشده است و آنچه هم که انجام شده، توسط دانشمندان و نخبگان هسته اي ايران اسلا مي انجام شده است.

نکته جالب اينجاست که براساس اسناد ويکي ليکس همين روس ها در انتشار و توليد ويروس استاکس نت دخالت داشته اند. موضوع زماني حاد مي شود که بدانيم در يک معامله پنهاني روس ها و ژنرال هاي رژيم صهيونيستي بر سر ايران و گرجستان با يکديگر معامله کردند و علا وه بر کد موشک هاي ايراني که به تلآويو ارايه کردند از تحويل پدافند اس 300 براي مدت طولا ني سرباز زدند.

تاريخ گواهي مي دهد، برادر پوتين يا رفيق استالين همه و همه زاده يک کشور هستند و در لحظه حساس نه تنها به عهد و پيمان خود عمل نمي کنند، بلکه در مهلک ترين زمان دست به معامله بر سر ياران خود مي زنند. اين است ماجراي ايران اسلا مي و کشوري که حسرت يک دموکراسي غير خشن را بر دل دارد.

شرق:اقدامي با هدف جرم‌زدايي

«اقدامي با هدف جرم‌زدايي»عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم دكتر سعيد معیدفر است كه در آن مي‌خوانيد؛رفع الزامي بودن ثبت قانوني ازدواج موقت از نظر جامعه‌شناسي بيش از پيش متاثر از سياست «جرم‌زدايي» است. در حال حاضر آنچه كه جامعه‌شناسان و محققان اجتماعي به روي ‌آن توافق دارند، اين است كه آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه ايران رو به افزايش است و يكي از ساده‌ترين و ابتدايي‌ترين راه‌حل‌ها براي كاهش اين مساله جرم‌زدايي است. چراكه متاسفانه راه‌هاي ديگري پيش‌بيني نشده است و مطالعات و تحقيقات كلان به منظور حل ريشه‌اي اين موارد از عهده مسوولان خارج است. به همين منظور است كه جرم‌زدايي مطرح مي‌شود، به طوري كه افزايش تعداد مجرمان، جرايم و زندانيان هزينه‌هاي زيادي را تحميل كرده است.

همچنين از سوي ديگر بعد از انقلاب در ايران علاوه بر جرم‌هايي نظير اعتياد، فساد، سرقت و ساير جرايم، مبحث «جرايم منكراتي» كه شامل روابط خارج از عرف ازدواج است و نيز مشروبات الكلي مطرح شد. پس از آن سعي شد كه جامعه از اموري غيراخلاقي منزه شود و ناخواسته جرم‌هايي مطرح شد كه در جوامع ديگر جرم‌هايي اين‌چنيني مطرح نبود.

به‌طوري كه در كشورهاي ديگر روابط خارج از عرف ازدواج دايم تا زماني كه تجاوز به عنف يا مصرف مشروبات الكلي تا زماني كه نظم اجتماعي را برهم نزند، جرم محسوب نمي‌شود.بر اين اساس در شرايطي كه انواع آسيب‌هايي نظير سرقت، خشونت، فساد و كلاهبرداري‌ها به همراه جرم‌هايي كه به «اخلاقيات منكراتي» محدود مي‌شود، افزايش يافته است، ديگر تا كي مي‌توان بخش وسيعي را مجرم خواند.اين روند باعث شده است كه بسياري از قاضيان با توجه به ظرفيت اندك زندان‌ها و افزايش جرايم در بسياري از موارد مجبور به ناديده‌گرفتن قوانين و جرم‌ها نسبت به افراد شوند.

اتفاقي كه در حال حاضر رخ داده است و ثبت رسمي ازدواج موقت الزامي نيست، از نظر جامعه‌شناختي از اين لحاظ قابل تحليل است كه سعي بر جرم‌زدايي شده تا قاضيان ناچار نشوند قانون را ناديده بگيرند.همچنين با توجه به اينكه اين روابط جرم تلقي مي‌شود و اين شايبه پيش مي‌آيد كه اگر جرم‌زدايي كنيم، اين‌طور برداشت می‌شود كه مجوز اين اقدامات را داده‌ايم، درصورتي که از نظر جامعه‌شناختي و با توجه به شواهد موجود، جامعه منتظر ‌چنين مجوزي نيست.

در تحليل جامعه‌شناختي اين اقدام كاري به خوبي يا بدي اين مساله نداريم، نكته مهم اين است كه رفع الزام ثبت ازدواج موقت اقدامي در جهت جرم‌زدايي است و غيراخلاقي بودن تبعات و سوءاستفاده‌هايي كه احيانا صورت مي‌گيرد نيز بايد به افق‌هاي اخلاقي جامعه واگذار شود. طوری كه وضعيت كنوني جامعه نشان مي‌دهد كارهايي در جهت ضوابط خارج از عرف جامعه رو به افزايش است.

ملت ما:برنامه‌هاي جبهه ايستادگي، براي مجلس نهم

«برنامه‌هاي جبهه ايستادگي، براي مجلس نهم»عنوان يادداشت روز روزنامه ملت ما به قلم ابوالقاسم رئوفیان است كه در آن مي‌خوانيد؛ 80 نامزد مورد حمايت اين جبهه از 180 نامزد معرفي به مجلس نهم راه يافتند. اين در حالي است كه 30 نفر از 80 نامزد راه يافته به مجلس نهم نامزد اختصاصي جبهه ايستادگي هستند كه اميدواريم اين تعداد در مرحله دوم افزايش يابد. درباره نتايج جبهه ايستادگي در انتخابات مجلس و اين‌كه چقدر اين نتايج براي جبهه ايستادگي موفقيت‌آميز بوده است بايد توجه كرد كه جبهه تا آخرين روزها تلاش كرد با جبهه متحد به وحدت برسد و از هيچ تلاشي در اين راستا فروگذاري نكرد، اما زماني كه از ناحيه جبهه متحد انعطافي مشاهده نكرد اقدام به تهيه ليست مستقل كرد و آن را در معرض افكار عمومي قرار داد.

به همين دليل جبهه ايستادگي فعاليت انتخاباتي خود را بسيار دير شروع كرد در حالي كه جبهه‌هاي متحد و پايداري از يكسال پيش فعاليت‌هاي انتخاباتي خود را آغاز كرده بودند. البته ما نيز بر اساس مكانيزم از پيش تعيين شده پيش رفتيم و اگر چه بسيار دير شروع كرديم اما نتيجه خوبي گرفتيم. از 180 نامزدي كه در 22 استان كشور به مردم معرفي كرده بوديم در مرحله اول و تاكنون 80 نفر به مجلس راه پيدا كردند و در مرحله دوم نيز مطابق اخباري كه در اختيار داريم افراد ما پيشتاز هستند و اميدواريم كه در ارديبهشت ماه نيز تعداد ديگري به مجلس راه پيدا كنند. از ميان همين 80 نفر 30 نفر به‌طور اختصاصي فقط در فهرست جبهه ايستادگي قرار داشته‌اند و لذا در مجلس نهم فراكسيوني با 30 نماينده مجلس به نام «فراكسيون تلفيق» براي جبهه ايستادگي خواهيم داشت كه با رويكرد نظريه پردازانه به قوانين در مجلس فعاليت خواهند كرد.

براي كساني كه از جبهه ايستادگي به مجلس راه پيدا نكردند تدبيري انديشيده‌ايم كه با يك مجلس در سايه به وظايف خود عمل كنند زيرا ما نگاه موسمي به انتخابات نداشته‌ايم.

جبهه ايستادگي براي هيئت رئيسه مجلس برنامه‌هايي دارد چرا كه هيئت رئيسه مجلس هشتم متزلزل بود و اين تزلزل باعث شد آسيب‌هايي به مجلس و به تبع آن جامعه وارد بيايد بنابراين ما حتماً براي هيئت رئيسه مجلس برنامه‌هايي داريم كه به وقت لزوم آنها را اعلام مي‌كنيم.

دنياي اقتصاد:قانون كسب‌وكار: نقطه عطف در روابط دولت و بخش خصوصي

«قانون كسب‌وكار: نقطه عطف در روابط دولت و بخش خصوصي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم سيدامير سياح است كه در آن مي‌خوانيد؛سرانجام پس از يكسال و نيم تلاش مشترك اتاق ايران و مركز پژوهش‌هاي مجلس «قانون بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار» روز سوم اسفند1390 به تاييد نهايي شوراي نگهبان رسيد و به‌زودي براي اجرا ابلاغ مي‌شود.

اكنون كه گرد و غبار جنجال‌هاي ايجاد شده در زمان بررسي اين قانون در صحن علني مجلس خوابيده، ضمن مرور احكام و اهداف اصلي آن، تذكر نكاتي درباره حواشي در زمان بررسي و تصويب اين قانون ضروري به نظر مي‌رسد.

بخش اول: مهم‌ترين احكام و اهداف قانون بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار: مواد2و3، دولت را موظف مي‌كند قبل از تصميم‌گيري درباره كسب‌و‌كارها با تشكل‌هاي اقتصادي مرتبط مشورت و نظر آنها را استعلام كند. مواد7و8 پنجره واحد ارائه خدمات و نيز استفاده از فناوري اطلاعات در خدمات به فعالان تجاري خارجي را الزامي مي‌كند. مواد9و10ظرفيت‌هاي سفارتخانه‌ها و نمايندگي‌هاي سياسي ايران در خارج را در خدمت صادركنندگان و ديگر فعالان اقتصادي ايران قرار مي‌دهد و زمينه تسهيل صدور رواديد براي سرمايه‌گذاران خارجي و تجار ايراني را فراهم مي‌كند. مواد11و12مسوولان اقتصادي را موظف مي‌كند در قالب شوراي گفت‌وگوي دولت و بخش خصوصي، به‌طور مستمر مطالبات نمايندگان توليدكنندگان بخش‌هاي خصوصي و تعاوني را «استماع» كنند و به آنها پاسخ دهند.

شوراي گفت‌وگو، مرجع تصميم‌گيري نيست، اما تصميم‌ساز است و با ابزار مذاكره و اقناع، زمينه تفاهم ميان حكومت و فعالان اقتصادي را در جهت «بهبود محيط كسب‌و‌كار» فراهم مي‌كند. دبير شوراي گفت‌وگو (رييس اتاق ايران) موظف است قبل از هر جلسه، دستور جلسه را در اختيار رسانه‌ها قرار دهد و پس از هر جلسه نتيجه را به اطلاع رسانه‌ها برساند تا مخالفت بي‌‌دليل دولتمردان با مطالبات فعالان اقتصادي«پرهزينه» باشد.

مواد 13، 14 و 15 شاخه‌هاي استاني شوراي گفت‌وگوي دولت و بخش خصوصي و نيز شاخه‌هاي آن در دستگاه‌هاي اجرايي را مدون كرده است. ماده 16 شهرداري‌ها را موظف مي‌كند براي توليدكنندگان كوچك و متوسط و نيز فروشندگان كم سرمايه، امكان عرضه محصول با حداقل حق‌الاجاره را فراهم كنند. انتظار مي‌رود با اجراي اين ماده، اولا قيمت سرقفلي مغازه‌ها به‌خصوص در شهرهاي بزرگ تعديل شود و انحصار اصناف شكسته و رقابت در عرضه محصول گسترش يابد و ثانيا فروشندگان دوره‌گرد و كم‌سرمايه، بتوانند در محيطي امن و قانوني و بدون مزاحمت ماموران شهرداري به كسب‌و‌كار حلال بپردازند. ماده17 مشاوره مديريت در ايران را نظام‌مند مي‌كند.ماده18 بازار كار مشاغل ساختماني را متشكل و قانونمند و براي عرضه‌كنندگان و تقاضاكنندگان اين خدمات، امن مي‌كند.

مواد19 ،20 و 21 دستگاه‌هاي حكومتي اعم از شهرداري و موسسات شبه دولتي در همه استان‌ها و شهرها را موظف مي‌كند، اطلاعات همه معاملات خود اعم از خريد، فروش، مناقصه و مزايده را قبل و بعد از معامله اعلام كنند. حتي دلايل ترك تشريفات مناقصه، برنده مناقصه، مبلغ قرارداد با برندگان مناقصه ترك تشريفات شده و ... را كاملا شفاف در سامانه‌اي اينترنتي به اطلاع عموم برسانند.

ماده 22 دستگاه‌هاي اجرايي را مكلف مي‌كند در معاملات خود، توليدكنندگان كالا و خدمات از بخش‌هاي تعاوني و خصوصي را در اولويت قرار دهند. ماده23دستگاه‌هاي اجرايي را از تحميل شرايط ناعادلانه بر فعالان اقتصادي خصوصي و تعاوني منع مي‌كند. ماده24دولت را از تغيير ناگهاني و غافلگيركننده سياست‌هاي اقتصادي منع مي‌كند.

ماده25 تصريح مي‌كند در زمان كمبود برق يا گاز در فصول پرمصرف، واحدهاي توليدي نبايد در اولويت قطع برق يا گاز باشند. ماده26 دولت را از تعطيل كردن روزهاي كاري سال منع كرده است. ماده27 شركت‌هاي دولتي، شبه دولتي، نيمه دولتي و عمومي غيردولتي را از استفاده از منابع تخصيص يافته به بخش‌هاي خصوصي و تعاوني منع كرده است. مواد28 و29 نيز زمينه تشكيل دادگاه‌هاي تجاري در چارچوب آيين دادرسي تجاري و زمينه رسيدگي شفاف و ضابطه‌مند‌تر به شكايات موديان مالياتي و بيمه را فراهم كرده است.

بخش دوم: نكاتي درباره متن و حاشيه قانون بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار
1- هدف اين قانون، بهبود رتبه ايران در رتبه‌ بندي‌هاي جهاني كسب‌و‌كار نيست؛ بلكه هدف آن، حل تدريجي مشكلاتي است كه توليدكنندگان ايراني همه‌روزه به‌طور عيني و ملموس با آنها دست و پنجه نرم مي‌كنند.

2- مواد اين قانون براساس نظرخواهي‌هاي اتاق ايران و مركز پژوهش‌ها طي 2 سال اخير از تشكل‌ها و فعالان اقتصادي درباره مهم‌ترين موانع توليد و سرمايه‌گذاري در ايران تنظيم شده است.

3- از آنجا كه دولت حاضر نشد متن تهيه‌شده توسط اتاق ايران را به‌صورت لايحه به مجلس ارائه كند و مجلس آن را به‌صورت طرح بررسي و تصويب كرد، در تدوين اين قانون با محدوديت اصل 75 (منع مجلس براي تصويب طرح حاوي بار مالي براي دولت) روبه‌رو بوديم و علاوه بر اين به تدبير كميسيون بررسي‌كننده آن، در مواد آن از اصلاح ساير قوانين (نظير قانون كار يا قانون برنامه پنجم) اجتناب كرديم.

4- در جريان بررسي اين قانون در صحن علني مجلس متاسفانه برخي مقامات دولتي به شكلي عجيب و تند با آن مخالفت كردند. اين حادثه به‌خصوص از آن جهت تلخ بود كه دو ركن مهم بخش خصوصي ايران يعني اتاق بازرگاني و شوراي اصناف را روبه‌روي هم قرار داد. دليل مخالفت تند شوراي اصناف با اين طرح اين بود كه چرا اين قانون براي شوراي اصناف جايگاهي در شوراي گفت‌وگو قائل نشده است؟

پاسخ اين بود كه تركيب شوراي گفت‌وگو در قانون برنامه پنجم توسعه طراحي شده و اين اشتباه در آنجا رخ داده بود و در تدوين اين قانون قرار نبود قانون برنامه اصلاح شود. صاحب اين قلم به عنوان مسوول كارگروه رسيدگي به اين قانون در مركز پژوهش‌هاي مجلس شهادت مي‌دهد مسوولان ارشد اتاق ايران قلبا علاقه داشتند و دارند شوراي اصناف در تركيب شوراي گفت‌وگو حاضر باشد و از طرف اصناف، نقش موثر ايفا كند البته اين مقصود، در جريان اصلاح طرح در فرآيند رفع ايرادات شوراي نگهبان حاصل شد.اكنون كه «قانون بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار» به عنوان اولين قانوني كه با پيشگامي و همت بخش خصوصي تدوين شده، به تصويب نهايي رسيده است، انتظار مي‌رود سران اتاق ايران و شوراي اصناف كدورت ايجاد شده را كاملا فراموش و فصل جديد‌ي از همكاري صميمانه و موثر را آغاز كنند.

همچنين از دولتمردان محترم نيز انتظار مي‌رود با ابلاغ اين قانون، با جديت بيشتري حضور در «شوراي گفت‌وگوي دولت و بخش خصوصي» را از سر بگيرند و در افتخار بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار، نقش آفرين اصلي باشند. سال 1390، سال پرتلاطم و نقطه عطف در روابط بخش خصوصي و دولت بود. در ابتداي سال از شوراي گفت‌وگوي دولت و بخش خصوصي (مبتني بر ماده 75 قانون برنامه پنجم) رونمايي شد و در پايان سال، «قانون بهبود مستمر محيط كسب‌وكار» ابلاغ مي‌شود. ان‌شاءالله سال 1391، سال همكاري مودت‌آميز و اثربخش دولت و بخش خصوصي و آغاز بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار در ايران باشد.

فاما بنعمه ربك فحدث‌‌/‌‌ از نعمت‌هاي پروردگار خويش سخن بگو

انتخابات اخير از حيث مشاركت مردم، آثار داخلي و خارجي آن و باري كه بر دوش مسوولان مي‌گذارد، شگفت‌آور و مهم است.

1. مشاركت مردم: طي چندين ماه تمامي رسانه‌هاي بيگانه يا رسانه‌هاي همسوي با آنان، مروج تحريم انتخابات بودند. آنان از تمام روش‌هاي پيچيده و حرفه‌اي القايي، هنرمندانه استفاده مي‌كردند. در داخل نيز نيروهاي سياسي عمدتا در تحليل وضعيت، لااقل خوشبين نبودند. بعد از حوادث فتنه‌انگيز انتخابات 88، اين اولين انتخاباتي بود كه در آن مردم براي شكل‌دهي مجلس بايد به ميدان مي‌آمدند، در حالي كه حوادثي منفي نزديك انتخابات رخ داده بود؛ از آشكار شدن سوءاستفاده 3 هزار ميلياردي، تا نوسانات مخرب بازار ارز و كاهش ارزش پول ملي، از تشديد تحريم‌هاي خارجي تا گراني شديد كالاهاي مصرفي عامه مردم و از تعارضات بين قوا تا تخريب‌هاي انتخاباتي عليه مجلس هشتم، همگي عناصر منفي بر ميزان مشاركت بود. اگر نگوييم تنها فرد، لااقل بايد گفت برجسته‌ترين فردي كه برخلاف اين عوامل منفي محكم ايستاد و ندا درداد كه مردم سيلي سختي به ‌گونه دشمنان خويش خواهند زد، رهبر مردم‌شناس و بصير ما بود. ميزان مشاركت در انتخابات مجلس هفتم و هشتم به ترتيب 21‌‌‌/‌‌‌51 و 40‌‌‌/‌‌‌55 درصد بود، در انتخابات 12 اسفند 8‌‌‌/‌‌‌64 درصد. مشاركت در تهران شگفتي بيشتري آفريد. در انتخابات مجلس هفتم و هشتم نرخ مشاركت حدود 31 درصد بود و اين بار 48 درصد. اين حماسه چيزي نبود جز نصرت الهي كه به دست رهبري و مردم رقم خورد، الحمدلله رب العالمين.

2. آثار داخلي اين نعمت بزرگ مثبت است. افزايش انسجام ملي، اميدآفريني، تحكيم نظام سياسي، افزايش سرمايه اجتماعي و افزايش اقتدار و محبوبيت رهبري از آن جمله‌اند. يك حادثه ميمون نيز رأي دادن آقاي خاتمي، رئيس‌جمهور سابق است كه حاكي از پذيرش سلامت كلي انتخابات و تعيين‌كننده دانستن رأي مردم در سرنوشت خودشان در جمهوري اسلامي است. خدا كند اين كار درست آغازي براي بازگشت و جبران گذشته باشد كه انسجام ملي را خواهد افزود. در همين جا بايد از همه كساني كه در اجرا و نظارت و حفاظت و تأمين آرامش زحمت كشيده‌اند و نيز رسانه‌ها، به ويژه رسانه ملي تشكر كنم.

3. آثار منطقه‌اي آن نيز بسيار حائز اهميت است. بخواهند يا نخواهند، سايه پربركت انقلاب اسلامي مردم ايران بر سر نهضت بيداري اسلامي منطقه هست. اين حادثه اسلام‌خواهان و آزاديخواهان كشورهاي منطقه را دلگرم و قدرت‌هاي مردمي طرفدار ايران اسلامي را قوي‌تر خواهد كرد و به همين نسبت ضعف را در دشمنان مردم مسلمان منطقه خواهد افزود.

4. محيط بين‌المللي نيز از اين نعمت الهي متأثر مي‌شود. پيام آن به دشمنان اين ملت اين است كه تحريم و تهديد برخلاف آن‌كه تحليلگرانشان بعد از 12 اسفند گفتند بي‌تأثير است، بي‌تأثير نيست، بلكه تأثير عكس منافع و اغراض آنان دارد. يعني تأثير منفي اين فشارها در زندگي مردم نه‌تنها كمر آنان را خم نمي‌كند، بلكه بر صبر و مقاومت آنان مي‌افزايد. عبرت بگيريد و خود را مقابل مردم ايران قرار ندهيد. قدرت چانه‌زني بيشتر در مذاكرات هسته‌اي و مناسبات خارجي از جمله نتايج اين نعمت است كه بايد بدرستي از آن بهره گرفته شود.

5. پيام اين نعمت شگفت‌آفرين براي مسوولان چيست؟ به روشني اين است: ما مردم به وظيفه خود در دفاع از كيان انقلاب و نظام و پيروي از رهبري عمل كرديم، حالا نوبت شما مسوولان است كه به وظيفه خود در برابر ما عمل كنيد. حقوق مردم و حكومت دوجانبه است؛ ما حق شما را ادا كرديم، حال شما حق ما را ادا كنيد:

• دست از اختلاف برداريد و به جاي آن بر تفاهمات بيفزاييد تا خدمتتان عمق و گستره بيشتري يابد، ملاك هم قانون است و اوامر رهبري، نه سلايق شما

• از قانون تخطي نكنيد و با قانون‌شكني در هر سطحي مقابله كنيد

• آزادي‌هاي ما مردم را به شكل غيرقانوني محدود نسازيد

• در مجلس و دولت كارشناسانه و علمي تصميم بگيريد

• با فساد خانمان‌برانداز مبارزه كنيد و هيچ خط قرمزي قائل نباشيد

• عدالت را روح همه تصميمات و اقدامات خود قرار دهيد

• تورم را كه بر گرده ما فشار روزافزون مي‌آورد مهار كنيد

• توليد ملي را دريابيد و براي بيكاري جوانان ما چاره‌اي بسازيد

• براي اعتلاي اخلاق و فرهنگ جامعه فكري بكنيد و از خودتان آغاز كنيد

• در مناسبات خارجي از عزت‌مندي ما دفاع كنيد، ولي حكمت و تدبير را نيز فراموش نكنيد.

كيهان:پديده شناسي 12 اسفند

«پديده شناسي 12 اسفند»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن مي‌خوانيد؛براي تحليل اتفاق مهمي كه روز 12 اسفند در ايران رخ داد حقيقتا بايد وقت و انرژي فراواني صرف كرد. در يك صبح تا غروب، در شهرها و روستاهاي ايران اتفاقي رخ داد كه ناظران خوش بين آن را پيش بيني نكرده بودند و ناظران بدبين وقوع آن را محال مي دانستند. بيش از 64 درصد مردم ايران در سراسر كشور و در تهران حدود 40 درصد كساني كه واجد حق راي بودند، با اشتياق از اين حق خود استفاده كردند.

اگرچه برآوردها و تخمين هاي افكار عمومي در روزهاي ماقبل انتخابات همين عددها را كم و بيش پيش بيني مي كرد، ولي كساني در جامعه سياسي كشور و خصوصا تحليلگراني در بيرون از ايران كه ادعا مي كنند هيچ پارامتري ولو كوچك از رصد آنها پنهان نمي ماند و معادلات سياسي را در پيچيده ترين حالت ممكن طرح و حل مي كنند، حتي به اين پيش بيني نزديك هم نشده بودند. به جز رهبر معظم انقلاب اسلامي كه آشكارا و با قاطعيتي كه به هيچ گونه ترديدي مجال عرض اندام نمي داد اعلام كردند مشاركت مردم ايران در انتخابات 12 اسفند يك سيلي سخت بر گوش استكبار و دشمنان ملت ايران خواهد بود، قريب به اتفاق كساني كه به صحنه مي نگريستند در انتظار انتخاباتي كم رمق و در بهترين حالت متوسط الحال بودند.

مهم است به ياد بياوريم كه دشمن در ماه هاي منتهي به انتخابات تمام تلاش خود را به كار گرفته بود تا كمترين ميزان مشاركت در اين انتخابات رخ بدهد. آمريكايي ها بيش از 6 ماه تلاش كردند تا با فعال كردن يك بسته قدرتمند فشار اين بار به جاي محاسبات حاكمان، محاسبات مردم در ايران را هدف بگيرند و مردم ايران را به ابزار فشار به نظام براي تعديل سياست هاي راهبردي اش تبديل كنند. 12 اسفند روزي بود كه كل اين استراتژي به آزمون گذاشته شد. آمريكا مي خواست ببيند رفتار مردم ايران چگونه تغيير كرده است و البته با اطمينان مي گفت كه مسئله فقط ميزان اين تغيير است نه اصل آن.

بر اين مبنا، غربي ها با واگذاري ماموريت هاي مستقيم و غير مستقيم به عوامل خود در صحنه انتخابات سعي كردند تمام عوامل «مشاركت گريزي» را يك جا در محيط اجتماعي ايران تجميع كنند. مهم ترين اين عوامل اينهاست:

1- غرب به جريان فتنه در ايران ماموريت داد انتخابات را تحريم كند. حتي جريان هاي داخلي جبهه فتنه هم موظف شدند بي چون و چرا با جريان بيروني هم گام شده و هم از كانديداتوري خودداري كنند و هم از دعوت مردم به مشاركت در انتخابات. هدف دشمن اين بود كه با اين وضع فضا را كاملا يك دست و غير رقابتي جلوه بدهد.

2- آمريكا با اعمال تحريم هاي پي در پي و متمركز كردن تحريم ها بر معيشت مردم، تلاش بي سابقه اي براي تشديد مشكلات اقتصادي و در كنار آن تاريك جلوه دادن دورنماي اقتصادي كشور انجام داد.

3- حتي حلقه انحرافي هم كه تصور مي كرد در غياب اصلاح طلبان تنها گروهي است كه توان بسيج اجتماعي دارد، هيچ انرژي براي ايجاد شور انتخاباتي صرف نكرد.

4- طرف خارجي سعي كرد با برجسته كردن تهديدها عليه كشور اين پيام را به مردم القا نمايد كه در آينده نزديك برخوردي جدي با جمهوري اسلامي انجام خواهدداد و بنابراين منطقي نيست كه كسي تخم مرغ هاي خود را در سبد نظام بگذارد.

5- و در همين حال، دولتمردان آمريكايي در 6 ماه گذشته به روش هاي مختلف اين پيام را به داخل جامعه ايران ارسال كردندكه اگر بار ديگر تحولات سال 88 تكرار شود، حمايت آمريكا از اپوزيسيون متفاوت از آن چيزي خواهد بود كه در سال 88 انجام داد.

معناي ساده تجميع اين 5 عامل در كنار يكديگر اين بود كه حتما بايد مشاركت در انتخابات مجلس افتي محسوس داشته باشد. ارزيابي غربي ها كه انبوهي از كدهاي آشكار در ماه هاي گذشته آن را تاييد مي كند اين بود كه عدم حضور اصلاح طلبان انتخابات را سرد و بي روح خواهد كرد و مردم -بويژه طبقه متوسط شهري در تهران- از آنجا كه هنوز دل در گرو اين جماعت دارند و به دنبال فرصتي براي گرفتن انتقام (؟!) برخوردهاي سال 88 مي گردند، حتما فرصتي به دلپذيري انتخابات مجلس را از دست نخواهند داد. به ياد بياوريد كه عموم تحليلگران غربي و ضد انقلاب وقتي از آنها درباره علت خاموشي و بلكه مرگ يكباره فتنه سبز سوال مي شد، طوطي وار اين پاسخ را تكرار مي كردند كه تحركات اعتراضي سال 88 به هيچ وجه نمرده بلكه به لايه هاي زيرين جامعه منتقل شده و از آنجا كه مردم سخت از گرفتار شدن در مهلكه سركوب در هراسند، فعلا ترجيح مي دهند اعتراض خود را پنهان كنند تا زماني مناسب كه به يكباره همه اين آتش هاي زير خاكستر بيرون خواهد ريخت.

ضد انقلاب از چند ماه مانده به انتخابات مجلس نهم مي گفت آن فرصت طلايي روز 12 اسفند است يعني روزي كه نظام به حضور مردم پاي صندوق هاي راي نيازمند است و بيان اعتراض به شكل عدم مشاركت در انتخابات هم هيچ هزينه امنيتي ندارد. به همين دليل بود كه حلقه لندن و بي بي سي فارسي به عنوان ترمينال تجميع ضد انقلاب از يك هفته مانده به انتخابات حتي عدد پيشنهادي خود را هم -مشاركت 10 درصدي در انتخابات- اعلام كرده بودند و برخي متوهمان در داخل پيشاپيش مقاله مي نوشتند كه «چرا در انتخابات شركت نخواهيم كرد» تا روز 12 اسفند كه به زعم آنها مردم صحنه را خالي كردند، آنها رهبر و پيشواي ملت جلوه كنند!

در روز 12 اسفند به نحوي شوك آور همه اين ارزيابي ها بي معنا از آب درآمد. بويژه مشاركت حدود 40 درصدي مردم شهر تهران در انتخابات مجلس نشان داد همه آن افسانه هايي كه درباره بحراني بودن روابط نظام و طبقه متوسط گفته مي شد بي معنا بوده است. جالب است كه در سراسر كشور هم كسي از كانديداها براي جلب راي مردم نيازي به آويختن از حربه اصلاحات يا انحراف نديد و حتي به عنوان نمونه يك گزارش هم وجود ندارد كه نشان بدهد كسي در فلان حوزه انتخابيه براي محبوب كردن خود در قلوب راي دهندگان، خود را به جريان انحرافي منتسب كرده باشد.

سوال اين است: اين مشاركت محصول چه عواملي است و چرا محاسبات دشمن با محاسبات مردم ايران تا اين حد بيگانه است؟

محورهاي زير صرفا تمهيد يك بحث مقدماتي در اين باره است:
1- بدون شك نخستين عامل در خلق پديده 12 اسفند شخص رهبر معظم انقلاب بوده اند. دشمن ظرف ماه هاي گذشته تلاش گسترده اي براي تمركز حملات رسانه اي بر شخص رهبري انجام داد احتمالا به اين دليل كه خوب مي دانست اين تنها جايگاهي است كه مي تواند همه بافته هاي آنها را در زماني كوتاه پنبه كند. انتخابات 12 اسفند نشان داد اعتبار رهبري در ميان جامعه كه همواره در اوج قرار داشته به مرتبه اي بي سابقه رسيده است و اين بدون شك ناشي از توان منحصر بفرد رهبر بصير انقلاب در مديريت بحراني هاي متعددي است كه مردم ديده اند دشمن چگونه براي طراحي تك تك آنها حريصانه و بي دريغ وقت و امكانات مصرف مي كند.

2- دومين عامل آن است كه اعتماد به آينده كشور و اميد به بهبود و حل مشكلات در چارچوب سيستم فعلي همچنان يك اصل بنيادين در رفتار سياسي مردم ايران است. اين سر جاي خود بحثي مفصل است كه مثلث فتنه-انحراف-بيگانه براي رساندن مردم به اين مرحله كه منشا همه مشكلات را ساختار نظام و راه حل همه مشكلات را تغيير ساختار بدانند چه طراحي عظيمي انجام دادند ولي انتخابات 12 اسفند نشان داد مردم اعتماد به ساختار و توانايي آن براي حل مشكلات را با استواري حفظ كرده اند و محور فتنه-انحراف- بيگانه رسواتر از آن است كه توان خط دهي به مردم ايران را داشته باشد.

3- عامل سوم بي ترديد به تهديدهاي بي رويه اي باز مي گردد كه دشمن در ماه هاي گذشته عليه تماميت و موجوديت كشور روي ميز گذاشت. تصور غربي ها از سال 88 به اين سو همواره اين بوده است كه فشار خارجي به جاي آنكه در داخل اتحاد ايجاد كند، باعث سست شدن پيوندهاي مردم و نظام و در نهايت بحراني شدن محيط سياست داخلي ايران خواهد شد.

12 اسفند روزي بود كه اين ايده را به بوته آزمون گذاشت. در اين روز معلوم شد كه همچنان جامعه ايراني با قوت از الگوي وحدت در مقابل فشار خارجي تبعيت مي كند و اگر فشارها از حد معيني عبور كند، حتي آن كساني كه غرب آنها در زمره سازشكاران و ليبرال ها قلمداد مي كند هم در پيوستن به جبهه مردمي مقاومت عليه دشمن ترديد نخواهند كرد.
درباره تبعات راهبردي انتخابات 12 اسفند در مجالي ديگر سخن خواهيم گفت.

خراسان:احياي سياسي پوتين و چالش‌هاي پيش رو

«احياي سياسي پوتين و چالش‌هاي پيش رو»عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم عليرضا رضاخواه است كه در آن مي‌خوانيد؛همزمان با پنجاه و نهمين سال روز سکته مغزي استالين و خداحافظي هميشگي وي با قدرت ولاديمير پوتين که بسياري او را "معمار روسيه جديد" نام داده اند، توانست براي سومين بار به عنوان رئيس جمهور روسيه به کرملين راه يابد. در تحليل جامعه شناختي نسبت به تحولات سياسي در روسيه ، چگونگي جابجايي قدرت در کرملين و نخبگان حاکم بر اين کشور مقالات و تحليل هاي مختلفي ارائه شده است.

با اين حال بسياري معتقدند" از زمان پيروزي تاتارها تنها يک عامل بر تاريخ روسيه حاکم و در تمامي شئونات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه روسيه ريشه دوانده و قالب نهادينه و پردوامي پيدا کرده است و آن نهاد استبداد پدرسالارانه مي باشد". چهار سال پيش پوتين چون نمي توانست براي سومين بار پي در پي در رقابت هاي رياست جمهوري شرکت کند، از دميتري مدودف که طي سال هاي گذشته همواره در کنارش بوده براي کسب اين سمت حمايت کرد.

به گمان بسياري، مدودف طي ۴ سال گذشته اگر چه رئيس جمهور بود اما اين ولاديمير پوتين بود که قدرت اصلي را در دست داشت. ولاديمير پوتين که هوادارانش مي گويند ثبات و رفاه را پس از دوره اي بحراني به کشور بازگرداند، "محبوب ترين" سياستمدار روسيه به شمار مي رود، با اين حال تحولات داخلي، منطقه اي و بين المللي اين روزها به گونه اي در حال رقم خوردن است که قطعا دولت جديد پوتين را با مشکلات عديده اي مواجه خواهد ساخت.

در سطح داخلي مثلث، اقتصاد، اصلاحات سياسي و پايگاه جديد اجتماعي چتر چالش هاي پيش روي دولت آينده را تشکيل مي دهد. چالش هاي اقتصادي پيش روي کرملين عبارتند از: ناکار آمدي نظام اقتصادي، خصوصي سازي نا عادلانه به جاي مانده از دهه 90، بحران ناشي از رکود اقتصادي اروپا، فساد اداري و تسلط اليگارشي متصل به کرملين بر شاه راه هاي تجاري. از سوي ديگر بزرگ ترين چالش سياسي پوتين موج جديد تظاهرات مردمي است که در اعتراض به تقلب در انتخابات دوما شکل گرفت و همچنان ادامه دارد.

هر چند تعداد مخالفين در مقايسه با طرفداران پوتين اندک است اما تشکيلات، ايده ها و مقاومت آنها در طرح مطالبات حاکي از جديت آنها دارد و پرواضح است که آنها به اين سادگي کوتاه نخواهند آمد. تجربه نشان داده که اين گونه جريان‌هاي مخالف مي توانند قهرمانان ملي يک کشور را به زير بکشند، تجربه حکومت هاي طولاني قذافي ، مبارک و بن علي هنوز در ذهن بسياري پررنگ است.

شايد به همين دليل است که اين روزها شاهد فاصله گرفتن پوتين از حزب "روسيه واحد"، حزب حاکم بر اين کشور هستيم، به اعتقاد برخي از تحليل گران پوتين تلاش دارد تا شخصيتي فراجناحي و مردمي براي خود فراهم آورد. موضوعي که سومين چالش پيش روي ساکنان کرملين در سطح داخلي را تشکيل مي دهد. ولاديمير پوتين بعد از انتخابات مجبور خواهد شد تا طبقه اجتماعي جديدي را براي خود تعريف کند.

اکنون هم محافظه کاران طرفدار او هستند، هم ملي‌گرايان و هم طرفداران اصلاحات. ولي او سرانجام بايستي از ميان اين گروه ها يکي را برگزيند و سياستي را دنبال کند که به نفع تنها بخشي از رأي دهندگان باشد.

در اين شرايط برخي طرفداران فعلي او احساس خواهند کرد که به آن ها خيانت شده است. در سطح بين المللي نيز بزرگ ترين چالش هاي پيش روي ساکن قديمي کرملين عبارتند از : افول قدرت آمريکا و شکل گيري جهان چند قطبي، بيداري اسلامي در منطقه و کاهش نفوذ روسيه در خاورميانه و شمال آفريقا، ايجاد يک اتحاديه قوي از کشورهاي سابق عضو اتحاد جماهير شوروي، سپر دفاع موشکي و حفاظت از منطقه قفقاز و آسياي مرکزي در مقابل گسترش ناتو.

بسياري از چالش هاي مطرح شده براي پوتين و روسيه جديد نيست و مي توان گفت برخي ميراث به جاي مانده از اتحاد جماهير شوروي است. با اين حال همين چالش ها است که آينده سياسي پوتين را رقم خواهد زد.

حضور چند باره پوتين در قدرت و بازي پوتين -مدودف، هرچند اين روزها در حال تبديل شدن به يک مدل حکومتي جديد براي تداوم حضور نخبگان سياسي در قدرت است، برآمده از فرهنگ استبداد پدر سالارانه روسي است، که ظاهرا اين روزها دارد کمرنگ مي شود. احياي سياسي پوتين در انتخابات اخير را شايد بتوان نقطه اوج زندگي پوتين دانست.

نقطه اي که آغاز افول وي نيز مي باشد. تاريخ سياسي کشورهاي جهان نشان مي دهد افراد متعددي توانسته اند با کسب حمايت مردمي سال هاي متمادي را بر آنان حکومت کنند اما همين افراد فرجام هاي گوناگوني داشته اند برخي چون قذافي منفور ملتشان شدند و برخي چون ماهاتير محمد قهرمان ملي.

جمهوري اسلامي:رجزخواني‌هاي انتخاباتي

«رجزخواني‌هاي انتخاباتي»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛باراك اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا، در اجلاس سالانه "كميته امور عمومي آمريكا و اسرائيل" معروف به "آيپك" درباره پاي بندي خود به حمايت از رژيم صهيونيستي و همينطور مقابله جدي با جمهوري اسلامي ايران به خاطر چيزي كه او آن را فعاليت‌هاي هسته‌اي و رفتن به طرف سلاح هسته‌اي ناميده، مطالبي گفته است كه كاملاً جنبه نمايشي و تبليغاتي دارد. انتخابات رياست جمهوري آمريكا قرار است در آبانماه سال آينده برگزار شود و انتخاب مجدد باراك اوباما براي او و حزب دموكرات آمريكا كاملاً حيثيتي است.

اين نكته براي حزب دموكرات آنقدر اهميت دارد كه او بعد از سخنان چاپلوسانه و متملقانه‌اي كه براي جلب نظر صهيونيست‌ها در اجلاس "آيپك" به زبان آورد، اين نكته را هم اضافه كرد كه: "طي روزهاي آينده منتظر باشيد تا رقباي جمهوري خواه از پايبندي شان بر روابط آمريكا و اسرائيل سخنان بسياري بگويند اما شما مي‌توانيد پايبندي من را بر اين مساله در اقداماتم ببينيد چرا كه طي سه سال اخير به وعده‌هاي خود در قبال اسرائيل پايبند بوده و در تمام لحظات حساس، ما تكيه گاهي براي اسرائيل بوده ايم."

اظهارات رئيس‌جمهور آمريكا در اجلاس "آيپك" دو بخش دارد. بخش مربوط به تملق‌هائي كه او به صهيونيست‌ها گفته و بخش حملاتي كه به ايران كرده تا نظر صهيونيست‌ها را بيشتر به خود و حزب دموكرات جلب كند.

در بخش اول، اوباما، بار ديگر از كلمه "مقدس" براي حمايت‌هاي آمريكا از رژيم صهيونيستي استفاده كرد و افزود: "در تمام لحظات حساس، تكيه گاهي براي اسرائيل بوده ام". وي گفت: تمام مدت سه سالي كه در پست رياست جمهوري بودم به اسرائيل كمك كردم و اين فقط يك شعار نبود، بلكه در موضوعات مهمي مثل گزارش نمايندگان مجامع بين‌المللي كه اسرائيل را محكوم كردند من در كنار اسرائيل قرار گرفتم، در ماجراي كشتي آزادي كه اسرائيل به آن حمله كرد و محكوم شد، من از اسرائيل حمايت كردم و در جنگ غزه نيز من حامي اسرائيل بودم.

اين سخنان، موجب شد شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي كه در اجلاس "آيپك" حضور داشت، زبان به تمجيد از اوباما بگشايد و بگويد: "باراك اوباما، دوست اسرائيل در كاخ سفيد است". وي افزود: "اوباما شديداً و عميقاً به اسرائيل پاي‌بند است و تحت رهبري وي ائتلاف امنيتي ميان واشنگتن و تل‌آويو به بالاترين حد خود رسيده و اين مسأله انعكاس دهنده ارزش‌هائي است كه آمريكا را به كشوري بزرگ تبديل كرده و به اسرائيل نيز امنيت بخشيده است."

بخش دوم سخنان اوباما كه حاوي حملاتي تند به ايران است نشان مي‌دهد وي اطمينان نداشته با تعريف و تمجيدهاي داغ از رژيم صهيونيستي، توجه و رضايت صهيونيست‌ها را كاملاً جلب كرده باشد. به همين جهت، چاشني حمله به ايران را زياد كرد و نسبت به گذشته تندترين سخنان را عليه ايران به زبان آورد. وي ضمن متهم كردن فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران به گرايش به سوي نظامي شدن و توليد سلاح هسته اي، گفت: من، به عنوان رئيس‌جمهور و فرمانده نيروهاي مسلح عميقاً صلح را بر جنگ ترجيح مي‌دهم و فقط وقتي زمان و شرايط ايجاب كند به زور متوسل خواهم شد و مي‌دانم كه مقامات اسرائيلي نيز همگي با هزينه‌ها و پيامدهاي جنگ آشنائي دارند." رئيس‌جمهور آمريكا به اين مقدار راضي نشد و تلاش كرد با جملات ديگري كه باحمايت از رژيم صهيونيستي همراه بود رجزخواني خود را تكميل كند. وي افزود: ما همگي ترجيح مي‌دهيم اين مسأله به شكل ديپماتيك حل شود، اما مقامات ايراني نبايد هيچ ترديدي درباره اداره آمريكا داشته باشند، همانطور كه نبايد به حق حاكميت اسرائيل براي اينكه خودش درباره آنچه براي برآوردن نيازهاي امنيتي‌اش ضروري است، تصميم گيري كند، ترديد نداشته باشند."

اوباما، با تكرار تهديدها نشان داد كه براي دوباره رئيس‌جمهور شدن اهميت بسيار زيادي قائل است و به همين جهت براي چندمين بار در سخنراني خود اين مطلب را با عبارت مختلف و اينبار اينگونه تكرار كرد كه: "در رابطه با برنامه هسته‌اي ايران، هيچ گزينه‌اي را از روي ميز كنار نمي‌گذاريم و در اين باره جدي هستيم، زيرا يك ايران مسلح به سلاح اتمي كاملاً مغاير با منافع امنيتي اسرائيل است و در عين حال با امنيت ملي آمريكا نيز مغايرت دارد."

آنچه در حاشيه اظهارات اوباما در "آيپك" لازم است گفته شود اينست كه براي ملت آمريكا وجود رئيس جمهوري كه حيثيت خود و حزب متبوع خود را در گرو يك مشت صهيونيست دوره گرد و يك دولت جعلي غاصب و تروريست مي‌داند، ننگ بزرگي است. مردم آمريكا نيز از همين حقارت رئيس‌جمهور خود رنج مي‌برند. اينكه عده‌اي از مردم آمريكا بعد از سخنراني اوباما اعلام كردند به سياست‌هاي وي در قبال ايران معترضند و با حمايت‌هاي دولت آمريكا از رژيم صهيونيستي موافق نيستند، بيانگر همين مطلب است.

اما آنچه به ايران مربوط مي‌شود، علاوه بر نادرستي اتهام گرايش فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران به نظامي گري، اصولاً تهديدهائي كه در اظهارات اوباما آمده، اظهارات نخ نما شده‌ايست كه 33 سال است مردم ايران آنها را شنيده‌اند و با بي‌اعتنائي از كنار آنها گذشته‌اند. اسلاف اوباما علاوه بر تهديدهاي لفظي عليه ايران، وارد عمل نيز شدند و طرفي نبستند. بنابر اين، بهتر است آقاي اوباما بيش از اين ملت آمريكا را گروگان صهيونيست‌ها قرار ندهد و به تعهد خود براي حفظ اعتبار و حيثيت ملي كشور خود پاي بندي نشان دهد. ضمناً اين واقعيت نيز براي افكار عمومي جهان قابل درك است كه رجزخواني‌هاي انتخاباتي همواره دوره و موسمي دارند و معمولاً رجزخوان‌ها به حرف‌هاي توخالي و بي‌پشتوانه زدن عادت دارند.

رسالت:بشارت‌هاي 12 اسفند

«بشارت‌هاي 12 اسفند»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدمهدي انصاري است كه در آن مي‌خوانيد؛تا چند روز پيش از برگزاري انتخابات 12 اسفند برخي نگران بودند،‌نگران از كاهش مشاركت، نگران از موثر واقع شدن تبليغات منفي و مسموم دشمن و نگران از هر عامل ديگري كه به نحوي انتخابات را تحت‌الشعاع قرار دهد؛ اما در آستانه انتخابات، اين فقط رهبر معظم انقلاب بود كه وعده انتخاباتي پرشور و گسترده را با صراحت به ملت "بشارت" دادند و همين تنها بشارت،‌به همه آرامش داد. يقينا مشاركت حدود 65 درصدي در انتخابات مجلس نهم و ويژگي‌هاي خاص اين انتخابات و پيام‌هاي داخلي و خارجي آن نويد بخش بشارت‌هاي بزرگتر و اميدآفرين براي نظام اسلامي است. در اين خصوص چند نكته به نظر مي‌رسد:

1- مردم شريف و با "بصيرت" ايران اسلامي بار ديگر "وفاداري" خود را به نظام جمهوري اسلامي علي‌رغم همه مشكلات و كاستي‌ها به اثبات رساندند و نمايش بي‌بديلي از روح "مقاومت" و "عظمت" خود را به رخ جهانيان كشيدند. مردم فارغ از سياسي‌كاري‌ها و جناح‌بازي‌ها وحاشيه‌سازي‌ها، با "خلوص نيت" و با اراده‌اي سرشار از "عشق" به كشور و انقلاب به پاي صندوق‌هاي راي رفتند.

2- رهبري نظام به عنوان عالي‌ترين شخصيت مذهبي و سياسي كشور، با هوشمندانه‌ترين شيوه و درگير و دار شديدترين هجمه جنگ نرم دشمن و در اوج بي‌سابقه‌ترين تحريم‌ها عليه ايران اسلامي، مديريت كشور را در شرايط سخت داخلي و خارجي و بويژه پس از فتنه 88 به گونه‌اي عهده‌دار شدند كه "فتح‌الفتوح" ديگري در دوران زعامت و رهبري ايشان رقم خورد.

3- اين انتخابات،‌ في‌الواقع يك رويداد سياسي معنادار و به تعبيري "انتخاباتي كيفي" بود. مردم علاوه بر اينكه به دشمنان نظام پيام‌هاي روشني دادند در داخل هم اولا به صورت ليستي راي ندادند و كاملا گزينشي و بر مبناي شناخت و صلاحيت‌هاي افراد، نمايندگان خود را برگزيدند. ثانيا چهره‌هاي قديمي و ناكارا يا افراد تندرو و افراطي حذف شدند و چهره‌هاي كارآمد، جوان و ولايتمدار بيشتري راهي خانه ملت ساختند. ثالثا بار ديگر "غير قابل پيش‌بيني بودن خود" آن هم در عرصه‌هاي سخت و شرايط دشوار را به اثبات رساندند.

4- بسياري از نخبگان و خواص سياسي دريافتند كه خيلي از پيش‌بيني‌ها و تحليل‌هاي ايشان در قبال روانشناسي سياسي مردم چندان هم دقيق نيست و بايد مردم انقلابي، هوشمند و با كياست ايران را فقط از همان زاويه‌اي كه امام و رهبري تعريف كرده و توصيف مي‌كنند به تحليل بگذارند. همه ما هم كه به نوعي نگران كاهش مشاركت مردم در انتخابات بوديم بايد استغفار كنيم و قدردان اين ملت با بصيرت باشيم زيرا مشاركت انتخابات مجلس هفتم و هشتم به ترتيب 51 و 55 درصد بوده و مشاركت مجلس نهم به حدود 65درصد رسيده است!!

5- "حماسه 12 اسفند" و شورآفريني مردم كه با شعور انقلابي ايشان رقم خورد، وظايف و ماموريت‌هاي منتخبان مجلس آينده را بسيار سنگين و حساس مي‌كند. در دهه پيشرفت و عدالت و در سال‌هايي كه افق روشن 1404 براي ايران اسلامي ترسيم گشته، مجلس جديد بايستي با امانتداري نسبت به اعتماد مردم و قدرشناسي از درايت رهبري نظام، نسبت به مشكلات مختلف جامعه تكاپوي بيشتري از خود نشان دهد و با پرهيز از منازعات جناحي و سياسي‌كاري‌هاي بيهوده، تنها به عزت و عظمت ايران اسلامي بينديشد.

6- "بشارت‌هاي انتخابات 12 اسفند" از حيث داخلي و خارجي عبارت از اين است كه ملت انقلابي و مسلمان ايران از 33 سال پيش راه حقيقي "تعالي و پيشرفت" خود را بازشناخته و در طي اين مسير، هرگز ترديدي به خود راه نمي‌دهد و گذشت زمان، تغيير شرايط، عوض شدن نسل‌ها، آمدن و رفتن دولت‌ها و مجالس و اشخاص ذره‌اي درنگ بر اين اراده پولادين وارد نخواهد آورد. اين را همه بايد بدانند، چه فتنه‌گران و جاهلان و فريب خوردگان داخلي وچه دشمنان و معاندان ملت و نظام اسلامي ...

7- راه نيافتگان به مجلس هم بدانند كه آنها به تكليف شرعي و قانوني خود عمل كرده‌اند و هرگز شكستي براي خود تصور نكنند. آنها به هر حال خود و برنامه‌هاي خود را در معرض انتخاب ملت قرار داده‌اند و تشخيص و راي مردم نيز ملاك و ميزان اصلي است. اما آن راه نيافتگاني كه قبلا نماينده بوده‌اند يا اكنون نماينده هستند و به تشخيص ملت، محروم از نمايندگي شده‌اند بايد به بازخواني عملكردها و موضع‌گيري‌هاي خود بپردازند زيرا تصميم ملت،‌ مملو از پيام‌هاي آشكار و معناداري است كه تنها اهل بصيرت و حقيقت در مي‌يابند. اين افراد بدانند كه راه اصلاح و بازگشت تمام عيار به مسيري كه خواست انقلاب، مردم و رهبري است همواره گشوده است تا شايد در عرصه‌هاي ديگر و فرصت‌هاي بعدي امكان خدمت فراهم آيد.

سياست روز:آقاي اوباما اتفاقاً بلوف مي‌زنيد

«آقاي اوباما اتفاقا بلوف مي‌زنيد»عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن مي‌خوانيد؛در چند روز گذشته اوباما رئيس‌جمهور آمريکا که در فضاي سياسي اين کشور از شرايط مطلوبي براي به دست آوردن دور دوم رياست جمهوري ايالات متحده برخوردار نيست، سخنان تندي را عليه جمهوري اسلامي ايران مطرح کرده است. شايد بتوان اين سخنان را نوعي جنگ طلبي «باراک» دانست.

اين سخنان را که تازه‌ترين آن در يک نوبت و پيش از برگزاري اجلاس «آيپک» گفته شد و پس از آن در همين اجلاس بر زبان آورد، مي‌توان از چند منظور بررسي کرد.

ابتدا به سخنان رئيس‌جمهور آمريکا که به خاطر شرايط داخلي و همچنين اوضاع منطقه‌اي قافيه را باخته است توجه کنيد.

«در صورتي که گزينه نظامي، فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را متوقف کند، آمريکا از اين گزينه استفاده خواهد کرد.»

او حتي گفته است که؛ بلوف نمي‌زنم! گفت‌وگو با مجله آتلانتيک «براي جلوگيري از دسترسي ايران به سلاح هسته‌اي، در مورد توسل به زور ترديد نخواهم کرد.» سخنراني در اجلاس آيپک هر چند در تضاد با اين سخنان، ولاديميرپوتين رئيس‌جمهور روسيه که روز گذشته با اکثريت قاطع انتخاب شد، مواضعي را مطرح کرده است، مانند اين موضع که گفته است «اجازه حمله نظامي به ايران را نخواهيم داد.» که اين مواضع در جاي خود بايد مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد، اما در سخنان اوباما چند نکته وجود دارد.

نکته نخست در سخنان تند اوباما عليه ايران به موضوع سلاح هسته‌اي باز مي‌گردد. بسياري از سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريکايي براساس اسناد و مدارکي که به هر نحوي به دست آورده‌اند، اعتراف کرده‌اند که فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران صلح‌آميز است و ايران قصد دستيابي به سلاح هسته‌اي را ندارد.اين که ايران چنين قصدي ندارد بارها از سوي مقامات ارشد کشورمان مورد تاکيد قرار گرفته است و حتي گزارش‌هاي آژانس هم اين ادعا را تاييد مي‌کند.

حال چرا اوباما باز هم بر طبل حمله و جنگ مي‌کوبد به خاطر اين است که او هم مي‌داند و آگاه است که جمهوري اسلامي ايران به سوي توليد سلاح هسته‌اي نمي‌رود و نخواهد رفت.

حضرت‌آيت‌الله خامنه‌اي در ديداري که دانشمندان هسته‌اي در تاريخ ۳/۱۲/۹۰ با ايشان داشتند فرمودند؛ «ملت ايران هيچگاه به دنبال سلاح هسته‌اي نبوده و نخواهد بود به دنيا نيز ثابت خواهد کرد که سلاح هسته‌اي اقتدار آفرين نيست... ايران مي‌خواهد به دنيا ثابت کند که داشتن سلاح هسته‌اي قدرت‌آفرين نيست... بلکه مي‌توان اقتدار متکي به سلاح هسته‌اي را درهم شکست و ملت ايران، اين کار را خواهد کرد.»از سخنان اوباما عليه ايران مي‌توان اينگونه نتيجه گرفت که، تهديدات او به خاطر اين که تاکنون و حتي درآينده سند و مدرکي دال بر اقدام ايران براي دستيابي به سلاح هسته‌اي به دست نخواهد آمد، تو خالي و فريب انگيز است و هيچ‌ گزينه و اقدام نظامي عليه ايران انجام نخواهد شد.

از سوي ديگر نکته مهمي هم در زمينه دلداري و همراهي با سران وحشت‌زده رژيم صهيونيستي، در سخنان رئيس‌جمهور آمريکا ديده مي‌شود. اين رژيم، در اطراف خود شاهد تحولاتي است که هر کدام از آنها عرصه را بر اسرائيل در منطقه و جهان تنگ‌تر کرده است، احساس خطري که اکنون سران رژيم صهيونيست در وجود خود احساس مي‌کنند، باعث شده است تا «اوباما» براي آرامش خاطر آنها اين سخنان را عليه ايران بر زبان بياورد و آنها را هم تسکين دهد. وگرنه خود مي‌داند که اقدام يکجانبه نظامي ا سرائيل عليه ايران، باعث نابودي کامل کشور جعلي ۲۲ کيلومتر مربعي خواهد شد که اين اتفاق آنچنان هم باب ميل سران صهيونيزم آمريکايي نيست.عاقلانه‌ترين و منطقي‌ترين کاري که اوباما مي‌تواند انجام دهد اين است که به توصيه‌ها و نصايح انديشمنداني چون چامسکي بيشتر توجه کند که گفته است؛«جهان توصيف آمريکا از ايران به عنوان تهديد حتمي براي صلح جهاني را نخواهد پذيرفت و واشنگتن و تل‌آويو شيطان‌هاي اصلي هستند.

تهران امروز:تنها بازيگر شهر

«تنها بازيگر شهر»عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حجت كاظمي است كه در آن مي‌خوانيد؛پيروزي قابل انتظار ولاديمير پوتين در انتخابات رياست جمهوري روسيه منجر به تكرار اين سوال شد كه اين موفقيت تا چه اندازه حاصل رقابتي واقعي و منصفانه بوده است؟بسياري معتقدند كه اين پيروزي حاصل يك زمينه سازي گسترده و نوعي مهندسي سياسي بوده است كه پوتين و حاميان وي بارها از آن سود برده اند.

در عين حال گروهي ديگر نيز معتقدند كه پيروزي حزب روسيه متحد و شخص پوتين بايد از جنس پيروزي ها حزب عدالت و توسعه و اردوغان تلقي شود؛ يعني پيروزي برآمده از موفقيت در حل مسائل مبتلا به جامعه تلقي شود.با درنظر داشتن تحليل هاي مختلف، مي توان چندين دليل را به عنوان پس زمينه اين پيروزي مطرح كرد:

1 - بخش مهمي از دلايل موفقيت پوتين در عرصه سياست روسيه در يك دهه گذشته بايد بر زمينه تجربه سياسي و اجتماعي دهه اول پس از فروپاشي شوروي تحليل شود.دهه 90 براي روسها، دوران نابساماني، فروپاشي همه جانبه اقتصادي و اجتماعي،بحران هويت، افول پرستيژ بين المللي و مهم تر از همه دست و پنجه نرم كردن نظام سياسي با مجموعه اي از نخبگان فاسد و ناكارآمد است. اين نخبگان نقش مهمي در از دست رفتن اعتماد به نفس روسها به عنوان ملتي داراي جهت‌گيري هاي استثناگرايانه داشتند.ظهور ولاديمير پوتين و حزب روسيه متحد در صحنه سياسي روسيه، اگرچه در متن نظام سياسي و نخبگان فاسد آن صورت گرفت، ولي توانست با فراتر رفتن از منطق حاكم بر سياست روسيه در دهه 90، بر نابساماني ها غلبه و سامان سياسي را به روسيه بازگرداند.تخفيف بحران سياسي به ويژه سركوب خواسته هاي جدايي طلبانه،خارج كردن نسبي فضاي سياسي از كنترل باندهاي مافيايي،بازگرداندن پرستيژ ملي و پايان سردرگمي در سياست خارجي و... از جمله مواردي بودند كه پوتين را به چهره محبوب روسها بدل كرد.

در اين ميان موفقيت پوتين در سامان دادن به وضعيت اقتصادي كه افزايش قيمت نفت در دهه اول قرن جديد نقش بسزايي در آن داشت،باعث شد تا طبقات پايين و مياني روسيه كه دوران سختي را در دهه 90 گذراندند، به او به چشم يك منجي نگاه كنند.گرچه نگاه جامعه روسيه به پوتين در چند سال اخير تعديل شده است، ولي او همچنان براي اكثريت روسها يادآور استالين و پطر كبيراست.

2 -فرهنگ سياسي روسيه همواره نشانه هاي محكمي از دو ويژگي مهم را به نمايش گذارده است:ميل به شخصيت قدرتمند و حامي پروري.اين دو وي‍ژگي به صورت مشخصي به كمك پوتين آمده است تا بتواند رقباي خود را از صحنه بيرون كرده و سيطره خود را بر عرصه سياسي افزايش دهد.بر زمينه همراهي روسها با چهره مقتدر و نيرومند(به ويژه در وضعيت نابساماني)، پوتين تلاش كرده تا در قامت يك چهره مقتدر و نيرومند جلوه كند كه قادر است جايگاه جهاني روسيه را احيا و فساد و ناكارآمدي داخلي را از ميان بردارد.

در عين حال همگام با الگوهاي تثبيت شده حامي پروري در سياست روسيه، پوتين موفق به شكل دادن به يك شبكه موثر و قدرتمند حاميان و تابعان در ميان نخبگان سياسي و رسانه اي، اقتصادي، كارگزاران دولتي،نظاميان شده است كه عملا توانسته اند گوي رقابت را از ساير شبكه هاي قدرت در روسيه بربايند و طي يك دهه گذشته سيطره خود بر ساختار سياسي و اقتصادي و اجتماعي روسيه افزايش دهند.

آنچه كه مخالفان ‌پوتين در مورد غير منصفانه و مهندسي شده بودن انتخابات در روسيه مي گويند بيش از هر چيزي به اين واقعيت اشاره دارد كه پوتين به مدد شبكه حاميان قدرتمند خود و حزب روسيه متحد در مقام نمود بيروني اين شبكه، توانسته در عمل فضاهاي مانور را از دست رقباي خود خارج كند.در اين وضعيت گرچه ظاهرا رقبا ‌ براي حضور در رقابت،نقد گروه حاكم ، راهپيمايي و... آزاد هستند و دخالت موثري در انتخابات نمي شود،ولي در عمل آنها امكان اندكي براي پيروزي دارند چون سيطره پوتين و شبكه وي فضاي تنفسي اندكي براي رقبا بر جاي گذاشته است.

3 -متغير سوم به صورت مشخصي با بحث بالا ارتباط دارد.واقعيت آن است كه پوتين در انتخابات اخير، در شرايطي وارد صحنه رقابت شد كه اپوزيسيون رقيب وي(كمونيست‌ها،ملي‌گرايان و ليبرال ها) عملا قادر به معرفي يك رقيب جدي براي وي نشده بود.

عمده ترين چهره رقيب يعني گنادي زيوگانف از حزب كمونيست،يك بازنده هميشگي انتخابات بوده كه حتي در مقطع نابساماني هاي‌حكمراني يلتسين نيز نتوانست در قامت يك آلترناتيو‌جدي عمل‌كند.كمونيست‌ها طي دو دهه گذشته هيچ گاه موفق به عبور از كمونيسم كلاسيك روسي به سوي يك سوسيال دموكراسي نوزايي شده و موثر نشدند و از اين رو نتوانستند گستره اجتماعي خود را از گروههاي داراي حس نوستالژيك به دوران شوروي فراتر ببرند.گروههاي ليبرال و غرب گرا به عنوان مهم ترين مخالفان پوتين نيز در يك بحران آلترناتيوسازي به سر مي برند، ضمن آنكه جامعه روسيه هيچ گاه تمايلي جدي به ليبراليسم و غرب گرايي نشان نداده است.

در اين شرايط تحريم انتخابات اخير از سوي غرب گرايان بيشتر نشانه اي از اين معضل است تا اعتراضي به روند انتخابات. نتيجه آنكه وقتي آلترناتيو جايگزيني وجود ندارد،پوتين عملا «تنها بازيگر شهر» است.موفقيت ها و كارآمدي‌وي در دهه گذشته در كنار شبكه قدرتمندي از حاميان، باعث شده تا عملا چهره بدون رقيب باشد و همگان پيشاپيش پيروزي وي را پيش بيني كنند. با اين تحليل مي توان در پاسخ به سوال ابتداي متن گفت كه پيروزي پوتين را به صورت همزمان حاصل تلاقي و درهم تنيدگي سازوكارهاي منصفانه و غير منصفانه است. هيچ كس نمي تواند محبوبيت وي را انكار كند و مدعي دخالت موثر در روند انتخابات باشد.

در عين حال اين ادعا كه پيروزي وي مشابه پيروزي حزب اردوغان است يعني موفقيتي برآمده از كارآمدي نيز چندان قابل پذيرش نخواهد بود.وجود سازوكارهاي كلان و البته پنهان غير منصفانه قابل انكار نيست.عوامل مختلف گردآمده اند تا پوتين براي 6 سال ديگر به كرملين بازگردد.اين بازگشت در عين اينكه تاثير مشخصي بر سياست جهان خواهد گذاشت، مي تواند آغازگر دوراني از يك اقتدارگرايي تقويت شونده باشد كه بسياري در مورد آن هشدار مي دهند.

حمايت:مجلس هشتم و انتظارات حقوقی

«مجلس هشتم و انتظارات حقوقی»عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن مي‌خوانيد؛با برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و تعیین تکلیف منتخبین بسیاری از حوزه های انتخابیه و مشخص شدن افرادی که به دور دوم در برخی حوزه‌ها راه پیدا کردند تا در دور دوم مبتنی بر حد نصاب لازم برای ورود به مجلس تعیین تکلیف نهایی صورت گیرد، در حال حاضر مشخص شده است که بسیاری از نمایندگان محترم فعلی مجلس هشتم بار خدمتگزاری ملت در مجلس شورای اسلامی از دوش آنها برداشته شده و در آینده باید در سنگرهای دیگر در خدمت مردم باشند.

تا زمان پایان رسمی دوره مجس هشتم هنوز مدت قابل توجهی باقی مانده است از همین رو چند نکته از منظر انتظارات حقوقی خطاب به نمایندگان محترم مجلس هشتم می توان مطرح کرد. امید است مفید واقع و یادآوری این نکات مرضی خداوند سبحان واقع شود. نکته اول اینکه جا دارد از همه تلاشهای انجام شده طی 4 سال گذشته توسط نمایندگان دوره هشتم مجلس قدردانی و سپاسگزاری کنیم.

نمایندگان دوره هشتم مجلس شورای اسلامی در سال‌هایی بعضاً طوفانی و بحرانی نماینده ملت بودند و به هر صورت در قالب قانونگذاری های مختلف یا اقدامات نظارتی کارنامه‌ای از خود بر جای گذاشتند که قطعاً در آینده دقیق تر مورد ارزیابی و داوری قرار خواهد گرفت.از حیث قانونگذاری‌های مورد توجه محافل حقوقی شاید مهمترین یادگاری مجلس هشتم تصویب قانون مجازات اسلامی باشد. اگرچه تصویب قانون برنامه پنجم توسعه کشور نیز امری راهبردی ودارای اهمیت زیاد بود که در این مجلس انجام شد.

همچنین نمایندگان در خصوص قوانین مفصل مشابه دیگری همانند آیین دادرسی کیفری یا قانون تجارت یا لایحه حمایت از خانواده نیز بسیار وقت گذاشتند و تلاش‌های قابل تقدیری معمول شد که امید است تا پایان همین مجلس این موارد نیز همه مراحل قانونی خود را طی کنند و از جمله یادگاری های مجلس هشتم باشند. در حیطه اقتصادی و تحولات ساختاری کشور نیز مجلس هشتم نقش مهمی بر دوش داشت چه از جهت تصویب قوانین مربوطه و چه از جهت نظارت بر فرایندهای اجرا که این بخش از تلاشهای مجلس نیز غیرقابل فراموشی است. مجلس هشتم از بُعد نظارتی نیز بارها عالی ترین سطوح اجرایی را در معرض پرسش قرار داد و همین امر نیز باعث شد که در مواردی چالش هایی بین قوه مجریه و قوه مقننه بروز یابد ولی به هرحال مجلس همواره تلاش کرد که دیده بان ملت باشد.

البته در همین بخش برخی بر این باورند که مجلس هشتم نتوانست برخی خلاف قانون ها را اصلاح کند که به هرحال در این مورد نیز باید مصداقی و مشخص ارزیابی خود را ارائه نمود ونمی شود کلی گوئی کرد. نکته دوم اینکه برابر آنچه در دستور کار کمیسیون‌های تخصصی مجلس قبل از انتخابات 12 اسفند قرار گرفته است طیف وسیعی از موضوعات هم اینک در مجلس مطرح می باشد که هنوز تعیین تکلیف نشده است. از حیث محتوایی برخی از این موارد لایحه و برخی طرح‌های قانونی پیشنهادی نمایندگان هستند.

از جمله مهم ترین این موارد لایحه بودجه سال 1391 کشور است. سوای این مورد فوری، درحیطه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مدنی و بین المللی طرح ها و لوایحی در دست بررسی هستند. خوب است نمایندگان محترم مجلس با حوصله و تدبیر در این مدت باقیمانده از عمر مجلس هشتم، برابر روال سابق فعالیت و تلاش خود، تکلیف بسیاری از این موارد مطروحه را روشن کنند تا بار زیادی برای مجلس بعدی بر زمین نماند.

نکته سوم اینکه در مجلس هشتم بحث تنقیح قوانین جدی گرفته شد. معاونتی با همین نام شکل گرفت و قراردادهای بزرگی با برخی مراکز بیرون از مجلس بسته شد تا تنقیح قوانین به صورت فنی انجام پذیرد و از تورم قوانین پراکنده در موضوع واحد جلوگیری شود. این موضوع از اهمیت بسیاری برخوردار است.

خوب است تجربیات موفق حاصله در این زمینه تا قبل از پایان مجلس هشتم تدوین گردد تا مجلس نهم از آنها بهره مناسب را در جهت استمرار این هدف ملی ببرد ودر آینده شاهد قانونگذاری‌های پراکنده در موضوع واحد نباشیم. همچنین در همین دوره مجلس هشتم، مرکز تحقیقات اسلامی مجلس نیز در قم دائر شد که سال آغازین خود را پشت سر گذاشت و در آینده انتظار خدمات فکری ودینی جدی از مجرای این مرکز به نمایندگان محترم می رود.

نکته چهارم اینکه مجلس شورای اسلامی برابر اصل نود قانون اساسی در قالب کمیسیونی به همین نام اختیارات وسیعی در جهت رسیدگی به شکایات مردم از طرز کار قوای سه گانه دارد. عملکرد این کمیسیون در جلب رضایت مردم و رفع گلایه ها از عملکرد نهادهای مختلف نظام جمهوری اسلامی بسیار حائز اهمیت است. اینکه کمیسیون مزبور در خصوص برخی مصادیق پرسروصدای سیاسی اظهار نظر کند و به قول معروف خودی نشان دهد، چندان مطلوب نیست بلکه مهم این است که مردم اثر پیگیری های این کمیسیون را در حوزه رعایت حق های مختلف خود ببینند و نهادها و سازمان های مختلفقوای سه گانه عملاً ا حساس کنند که کمیسیون مزبور کوچک ترین خلاف آنها را رصد و پیگیری می کند.

ابتكار:بلوغ روس‌ها در خيابان‌هاي يخ‌زده مسکو

«بلوغ روس‌ها در خيابان‌هاي يخ‌زده مسکو»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيدعلي محقق است كه در ان مي‌خوانيد؛چهار سال پس از وداع ولاديمير پوتين با کرملين، مرد زيرك و قدرتمند مسکو يک بار ديگر با راي مردم روسيه راهي كاخ تاريخي شهر شد. هر چقدر که پوتين سياستمدار، در دو دوره پيشين به آساني کرسي رياست جمهوري را تصاحب کرده بود اما اين بار، متفاوت از سال هاي 2000 و 2004 اشکش جاري شد تا توانست دوباره کليد کاخ را از دست مردمان کشورش بگيرد. انتخابات «4مارس»، هم از منظر تحولات اجتماعي و سياسي در درون روسيه بزرگ و هم از منظر تاثيرگذاري نتيجه آن بر آينده سياسي جهان، قابل تأمل است.

1 - پوتين اگرچه به نماد تلاش براي احياي قدرت از دست رفته روس‌ها در دهه اول قرن جاري بدل شده‌است اما در چهار سال گذشته، بيرون از مرکز اصلي قدرت کشورش ـ از دريچه ساختمان نخست‌وزيري ـ به قامت کاخ کرملين و کليددار آن و قابليت‌هايي که پشت آن ديوارها خوابيده‌است، مي‌نگريست. او که کل يک دهه گذشته را در ميانه دو ديدگاه «احياي نظام کمونيستي شوروي سابق» از يک سو و «افتادن تمام و کمال در دامان ليبراليسم غربي» از سوي ديگر زندگي و حکومت کرده‌است، اين بار جدي‌تر از سال 2000 و سال‌هاي پس از آن، بر شعار روس‌پسند خود که همان «احياي روسيه‌اي قدرتمند و مدرن» است، ايستادگي کرد و بار ديگر مردمان کشورش را با خود همراه کرد.

شايد راز جديت پوتين براي بازگشت قدرتمند به کرملين، در نظاره او ـ از بيرون ـ به مرکز قدرت در طول 4 سال گذشته، نهفته باشد. آنگونه که خود گفته‌است و اکثريت مردمان اين کشور خواسته‌اند، اين بار مصمم‌تر و بالغ‌تر از گذشته باز آمده‌است تا تن خرس پير و يخ‌زده روسيه را با جامه‌اي از جنس «مدرنيته» بپوشاند و آن را گرم و بيدار کند. متمايل شدن کشور به سوي غرب در سال‌هاي اوليه رياست جمهوري مدودف و آثار اجتماعي و سياسي اين تغيير رويکرد کرملين، از جمله تجربه‌هاي مهم پوتين در دوران خروج از کاخ رياست جمهوري بود.

اما اين جديت و مصمم شدن براي بازگشت به قدرت، تنها محدود به پوتين 59 ساله نبود. امسال «کرملين» متفاوت‌تر از سال‌هاي پس از فروپاشي، انگار براي تک‌تک مردمان اين سرزمين پهناور اهميت يافته و جدي شده بود. درصدي از مردم روسيه همچنان به دوران هفتادساله کمونيسم و زمان ابرقدرت بودن شوروي، نگاهي نوستالژيک دارند و با اميد بازگشت به آن دوران، همچون همه انتخابات‌ها پاي صندوق‌هاي رأي رفتند. گروهي ديگر آزادي‌هاي سياسي و اقتصادي فردي بر پايه ليبراليسم غربي را ايده‌آل خود مي‌دانند و چندان دغدغه‌ سرزميني ملي‌گرايانه را ندارند، پس ميان نامزدها به دنبال اين‌چنين ديدگاهي بودند. اما در حد واسط اين دو تفکر اصلي، اکثريت روس‌ها قرار دارند که مانند پوتين بالغ شده، فارغ از رجوع به کمونيسم، به احياي تمام و کمال قدرت روسيه در مقابل قدرت‌هاي جهان مي‌انديشند. به نظر مي‌رسد در دوران جديد پوتين همچنان با استفاده از روح ملي گراي مردم سرزمينش که هنوز در حسرت بازيابي قدرت سابق در جهان هستند، روي شعارهاي ضد غربي و خط و نشان براي آمريکا حساب مي‌کند تا هم اتحاد جامعه را حفظ کند، هم ثبات سياسي و فرهنگي مبتني بر تمرکز قدرت را تداوم دهد و هم اصلاحات 12 سال گذشته به راه خود ادامه دهد.

2- مردمان سرزمين تزار، چند ماه قبل از انتخابات چهارم ماه مارس، يک بار ديگر مشق دموکراسي کرده بودند؛ نتايج انتخابات حساس «دوما» همچون سال‌هاي گذشته با پيروزي ياران پوتين همراه شد، اما اين پيروزي حساسيت‌ها را برانگيخت. اين بار ماجراي تکراري برنده شدن «روسيه متحد» و استمرار حاکميت «پوتينيزم» بر کشور، به مذاق طيف‌هايي از جوانان و نسل جديد اين کشور چندان خوش نيامد. آنها به مدد شبکه‌هاي اجتماعي و فناوري‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات، از يک سو بر جايگاه دموکراسي واقعي و نقش آراي مردم در کشورهاي ديگر واقف بودند و از سوي ديگر، سير تحولات سياسي خاورميانه، نقش جوانان در بهار عرب، دنياي غرب و جنبش اشغال را به دقت و با رشک و غبطه دنبال مي‌کردند. هر چقدر که بيشتر مي‌گذشت، نسل جديد روسيه در يخبندان مسکو، مزه واقعي دموکراسي را کمتر لمس مي‌کرد. پس دور از انتظار نبود که مانند ديگران به خيابان بيايند و از آنجا دموکراسي واقعي را طلب کنند.

از آخرين باري که مردمان روسيه مطالبات سياسي خود را با اعتراض در کف خيابان‌ها جستجو مي‌کردند، نزديک به يک قرن گذشته‌است. از سال‌هاي قبل و بعد از انقلاب اکتبر تاکنون، تاريخ روسيه کمتر اعتراض‌هاي خياباني مردم عليه حاکمان مسکو را به ياد داشت اما به هرحال، دهه دوم قرن بيست و يکم حتي روس‌ها را هم به خيابان‌ها کشانيد.

اعتراضات دامنه‌دار مردم روسيه چه در اعتراض به نتايج انتخابات پارلماني و حاکميت 12ساله پوتين و چه در حمايت از تداوم پوتينيزم در کشور، آنقدر ادامه پيدا کرد و استمرار يافت تا به مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري پيوند خورد. هيأت حاکمه کرملين چه در دوره طولاني تزارها، چه در دوران هفتاد ساله پس از استقرار کمونيسم و چه در طول دو دهه پس از گورباچف، هيچ‌وقت مردم را به عنوان يک قدرت موثر جدي نگرفته بود. اما ميراث‌داران کرملين در نخستين سال دهه دوم قرن بيست و يکم، ناگهان با تجربه جديد «اعتراضات آرام خياباني» با شعار« پوتين برو» مواجه شدند.

روس‌هاي جوان همه ماه‌هاي پاييز گذشته و زمستان امسال را در خيابان‌هاي پير مسکو و سن‌پطرزبورگ گذراندند. آنها در سرماي زير صفر کشورشان بر روي سنگفرش‌هاي شهر يخ زدند. در کوران اين مبارزه و تجربه جديد، هرچند «نسل معترض» راي خود را پس نگرفت و نتوانست نتيجه آراي انتخابات دوما را عوض کند اما هم آنان و هم حاکمان و هم احزاب جديد و سنتي پا به پاي هم در تجربه‌اي جديد از سياست‌ورزي بالغ شدند. در اين ماجرا براي اولين بار، پوتين و يارانش کارويژه واقعي مخالفان و موافقان را در يک نظام دموکراتيک درک کردند.

«رسانه» جاي تانک و باتوم را گرفت و اقناع، گوش سپردن و تلاش براي آرام کردن به جاي «سرکوب» نشست. دولت و ملت آرام آرام رشد کردند. در اين ماجرا، همه با هم به اين نتيجه واحد رسيدند که دموکراسي به معناي واقعي کلمه را بايد جرعه‌جرعه مزه کرد. اولين جرعه از دموکراسي، انتخابات روز يکشنبه بود. هرچند پيروز اين ميدان همان مرد پيروز سال‌هاي 2000 و 2004 بود، اما اين تکرار، طعمي متفاوت با سال هاي گذشته داشت.

شایسته است مجلس هشتم عملکرد در این زمینه خود را شفاف اطلاع رسانی کند تا نمایندگان دوره نهم مجلس شورای اسلامی مبتنی بر تجربیات 8 دوره مجلس از ظرفیت های قانونی موجود بهره موثرتری ببرند ونقاط ضعف این بخش را رفع کنند.

نکته پنجم اینکه متأسفانه مجلس هشتم نیز مثل بسیاری از مجالس قبل خود نتوانست ارتباط تنگاتنگی با مراکز تخصصی علمی مختلف کشور و نخبگان برقرار کند تا در قبال هر اقدام قانونگذاری نظریه های علمی مشورتی مختلفی در سطح کشور تولید و در اختیار نمایندگان محترم قرار گیرد. تأمین این مهم نیازمند بازنگری در نوع نگرش نماینده مجلس و کلیت مجلس به جایگاه خود است.

نمایندگان مجلس بیش از هر بخش دیگر قوای سه گانه همواره باید تجلی خواسته های مردم باشند. همواره از مردم مشورت بگیرند و دائما نخبگان و متخصصین کشور را در فعالیت های خود به کمک بگیرند. امید است در مجلس نهم این نقیصه مرتفع شود تا شاهد ارائه طرح های قانونی غیر فنی وبعضا بسیار ابتدائی واز حیث حقوقی فاقد اصول اولیه، از سوی نمایندگان نباشیم. نمونه این قبیل موارد زیاد است که اگر قرار بر ارزیابی دقیق بود یک به یک را می شد مطرح كرد.

نکته ششم اینکه بعضا در اظهار نظرهای برخی نمایندگان یا در واکنشهای آنان در مقام قانونگذاری یا نظارت این نقیصه سابقه دار در مجلس هشتم نیز دیده شد که در موارد زیادی تحت تاثیر نوعی شعار زدگی وحرکت کلیشه ای اقدام یا اظهار نظر شده در حالی که نماینده ملت باید بسیار سنجیده ومحاسبه شده وبدور از شعارزدگی وحرکتهای کلیشه ای همواره منادی آزادیهای مشروع وحقوق تمامی آحاد ملت ونه فقط همفکران خط وگروه سیاسی خود باشد.

ایفای این نقش آگاهی بالا، هاضمه قوی تحلیلی ، شرح صدر مناسب و درک و نگرش ملی وفرابخشی را میطلبد که دائما باید در این زمینه تمرین کرد. امید است در مجلس نهم درصد پدیده منفی مورد نظر کمتر شود. تا عموم شهروندان از هر طیف وطبقه وگروه وجنس وقومیت ونگرشی احساس کنند که می توانند از نمایندگان ملت در مجلس برای رفع مشکلات مربوط به حقوق انسانی خود کمک بگیرند.

سخن آخر
سند چشم انداز ایران 1404 در راستای قانون اساسی جمهوری اسلامی هدف گذاری های کلانی را فراروی کشور قرار داده است. همچنین قانون برنامه پنجم توسعه و پیشرفت کشور تازه یکسال از اجرای آن گذشته و چهار سال دیگر آن باقی مانده است. مجلس هشتم در هر یک از زمینه های کلانی که ادامه آن را مجلس نهم خواهد پیمود، لازم است ارزیابی دقیق و پرونده مشخصی برای مجلس نهم بر جای گذارد تا مجلس بعدی وقت خود را صرف اموری نکند که در واقع باید از خروجی های مجلس هشتم بهره مند شود. امید است نمایندگان محترمی که بار خدمتگزاری در مجلس از دوش آنها برداشته شده در این مدت باقیمانده مجلس هشتم بی انگیزه و بی حوصله به فعالیت های خود در مجلس ادامه ندهند بلکه همچنان پرشور و با انگیزه روزهای پایانی را سرشار از کار و تلاش نمایند و جامعه شاهد اقدامات شایسته در همین مدت باقیمانده از آنها باشد.از همه ما جز همین خوبی ها چیز دیگری بر جای نمی ماند وماندگار نمی شود، پس هر چه می توانیم باید خوبی برجای گذاریم و از یاد نبریم که خدا آگاه ترین به اعمال ونیّات ماست .

مردم سالاري:ابهت ديکتاتورها در شمال

«ابهت ديکتاتورها در شمال»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن مي‌خوانيد؛ولا ديميرپوتين همانطور که قابل پيش بيني بود، با 63/73 درصد آرا به عنوان رئيس جمهور روسيه با چشماني اشک بار به کرملين بازگشت تا سکان هدايت روسيه را برعهده گيرد.

کشورهاي گوناگون جهان و ملل رنگا رنگ او را با عناوين مختلفي مي شناسند; روس ها هم با رهبراني همچون استالين، لنين و سلسله تزارها شناخته مي شوند. اگر اين ملت شخصيت هاي شهيري در حوزه ادب و هنر همانند تولستوي براي افتخار دارند اما روسيه با نام ديکتاتورهاي مخوف و سيستم هاي اطلا عاتي پيچيده همچون کاگ ب و اف اس بي، شناخته مي شود.

پس از دوران اتحاديه جماهير شوروي و فروپاشي اسفناک کمونيسم; پوتينيسم، حکومت پررنگ دولتي ها با سوار شدن بر نگراني هاي عمومي ناشي از هرج ومرج حاکم بر جامعه روسيه، کرملين را از آن خود کرد. ولا ديمير با همراهي مرداني هم جنس خود که از تاريکي کاگ ب به ميدان سياست آمده بودند، همه مسائل را در چنگ خود گرفت. پس از آغاز قدرت نمايي حکومت پوتينيسم، اگر چه وضعيت مردم به يمن افزايش قيمت نفت بهبود يافت، اما اقتصاد روسيه در جريان خصوصي سازي اقتصادي، منابع مالي و اقتصادي توسط ياران پوتين که بعدها بنيان گذاران حزب روسيه واحد شدند، چپاول شد.

در دوران پوتين مافياي روسي که خردسال بود به چند سازمان بزرگ تبديل شد تا مردان مافيايي هم ياران جديد کرملين باشند که براي حفظ قدرت، دست به هرکاري مي زدند. تصوير روسيه دوران پوتين، چهره چندان خوشايندي نيست اما در کشوري که ديکتاتورهاي مخوف به عنوان ستاره ميدان سرخ مي درخشند، قتل روزنامه نگاران منتقد يا کشتار مسلمانان چچن آنچنان عجيب نيست.

در دوران پس از پوتين، ديميتري مدودف همانند يک مهره شطرنج بازي ولا ديمير رئيس جمهور شد اما شاه همچنان پوتين بود. پوتين رئيس جمهور روسيه بوده و هست تا چهره روسيه را براي ساليان سال تحت تاثير قرار داده و آينده ميدان سرخ را هم ترسيم خواهد کرد. مردم سرزمين پارس خاطره تاريخي خوبي را از روس ها ندارند; از پترکبير و تزارهاي کوچک و بزرگ گرفته تا رهبران اتحاديه جماهير شوروي همه وهمه به ايران و ايرانيان ضربه زدند تا در چپاول منابع ملي اين کشور با ابهت گوي رقابت را از کت قرمزهاي بريتانيايي بربايند.

روس ها که مجلس بهارستان را روزگاري به توپ بستند، پيش از آن دست به قتل عام مردم تبريز و شهرهاي ديگري زده بودند که در مقابل روس ها مقاومت مي کردند و پس از آن دستشان به خون قهرماناني همچون ميرزا کوچک خان جنگلي و مشروطه طلبان آلوده شد.

روس ها در جريان جنگ جهاني دوم، علي رغم پيمان استراتژيک با رضاشاه همراه نيروهاي متفقين خاک ايران اسلا مي را مورد تاخت و تاز قرار دادند تا استالين به همراه چرچيل انگليسي و روز ولت آمريکايي در تهران عکس يادگاري بگيرند. اين شوروي بود که در جريان ملي شدن صنعت نفت ايران، دست به هر کارشکني که مي توانست بزند، زد تا جلوي قطع دست بريتانيا را بگيرد.

کودتاي 28 مرداد آمريکايي با چراغ سبز و اطلا ع کامل کرملين صورت گرفت. در جريان جنگ تحميلي، شوروي براي تجهيز صدام با غرب مسابقه گذاشته بود. و حال با اين همه سابقه، برخي براي روس ها عليرغم شعار کليدي «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلا مي» جان فشاني مي کنند. روسيه چه در دوران پوتين و چه در دوران رياست جمهوري مدودف، همواره مواضع متناقضي در برابر تهران اتخاذ کرده است.

براساس اسناد ويکي ليکس، در سال 2006 شخص ولا ديميرپوتين فرمان کارشکني در فعاليتهاي هسته اي ايران را صادر کرده است; تا اوت 2010 قرار بود روس ها نيروگاه اتمي بوشهر را راه اندازي کنند حال آنکه با گذشت چند سال هنوز نيروگاه بوشهر وارد مدار نشده است و آنچه هم که انجام شده، توسط دانشمندان و نخبگان هسته اي ايران اسلا مي انجام شده است.

نکته جالب اينجاست که براساس اسناد ويکي ليکس همين روس ها در انتشار و توليد ويروس استاکس نت دخالت داشته اند. موضوع زماني حاد مي شود که بدانيم در يک معامله پنهاني روس ها و ژنرال هاي رژيم صهيونيستي بر سر ايران و گرجستان با يکديگر معامله کردند و علا وه بر کد موشک هاي ايراني که به تلآويو ارايه کردند از تحويل پدافند اس 300 براي مدت طولا ني سرباز زدند.

تاريخ گواهي مي دهد، برادر پوتين يا رفيق استالين همه و همه زاده يک کشور هستند و در لحظه حساس نه تنها به عهد و پيمان خود عمل نمي کنند، بلکه در مهلک ترين زمان دست به معامله بر سر ياران خود مي زنند. اين است ماجراي ايران اسلا مي و کشوري که حسرت يک دموکراسي غير خشن را بر دل دارد.

شرق:اقدامي با هدف جرم‌زدايي

«اقدامي با هدف جرم‌زدايي»عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم دكتر سعيد معیدفر است كه در آن مي‌خوانيد؛رفع الزامي بودن ثبت قانوني ازدواج موقت از نظر جامعه‌شناسي بيش از پيش متاثر از سياست «جرم‌زدايي» است. در حال حاضر آنچه كه جامعه‌شناسان و محققان اجتماعي به روي ‌آن توافق دارند، اين است كه آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه ايران رو به افزايش است و يكي از ساده‌ترين و ابتدايي‌ترين راه‌حل‌ها براي كاهش اين مساله جرم‌زدايي است. چراكه متاسفانه راه‌هاي ديگري پيش‌بيني نشده است و مطالعات و تحقيقات كلان به منظور حل ريشه‌اي اين موارد از عهده مسوولان خارج است. به همين منظور است كه جرم‌زدايي مطرح مي‌شود، به طوري كه افزايش تعداد مجرمان، جرايم و زندانيان هزينه‌هاي زيادي را تحميل كرده است.

همچنين از سوي ديگر بعد از انقلاب در ايران علاوه بر جرم‌هايي نظير اعتياد، فساد، سرقت و ساير جرايم، مبحث «جرايم منكراتي» كه شامل روابط خارج از عرف ازدواج است و نيز مشروبات الكلي مطرح شد. پس از آن سعي شد كه جامعه از اموري غيراخلاقي منزه شود و ناخواسته جرم‌هايي مطرح شد كه در جوامع ديگر جرم‌هايي اين‌چنيني مطرح نبود.

به‌طوري كه در كشورهاي ديگر روابط خارج از عرف ازدواج دايم تا زماني كه تجاوز به عنف يا مصرف مشروبات الكلي تا زماني كه نظم اجتماعي را برهم نزند، جرم محسوب نمي‌شود.بر اين اساس در شرايطي كه انواع آسيب‌هايي نظير سرقت، خشونت، فساد و كلاهبرداري‌ها به همراه جرم‌هايي كه به «اخلاقيات منكراتي» محدود مي‌شود، افزايش يافته است، ديگر تا كي مي‌توان بخش وسيعي را مجرم خواند.اين روند باعث شده است كه بسياري از قاضيان با توجه به ظرفيت اندك زندان‌ها و افزايش جرايم در بسياري از موارد مجبور به ناديده‌گرفتن قوانين و جرم‌ها نسبت به افراد شوند.

اتفاقي كه در حال حاضر رخ داده است و ثبت رسمي ازدواج موقت الزامي نيست، از نظر جامعه‌شناختي از اين لحاظ قابل تحليل است كه سعي بر جرم‌زدايي شده تا قاضيان ناچار نشوند قانون را ناديده بگيرند.همچنين با توجه به اينكه اين روابط جرم تلقي مي‌شود و اين شايبه پيش مي‌آيد كه اگر جرم‌زدايي كنيم، اين‌طور برداشت می‌شود كه مجوز اين اقدامات را داده‌ايم، درصورتي که از نظر جامعه‌شناختي و با توجه به شواهد موجود، جامعه منتظر ‌چنين مجوزي نيست.

در تحليل جامعه‌شناختي اين اقدام كاري به خوبي يا بدي اين مساله نداريم، نكته مهم اين است كه رفع الزام ثبت ازدواج موقت اقدامي در جهت جرم‌زدايي است و غيراخلاقي بودن تبعات و سوءاستفاده‌هايي كه احيانا صورت مي‌گيرد نيز بايد به افق‌هاي اخلاقي جامعه واگذار شود. طوری كه وضعيت كنوني جامعه نشان مي‌دهد كارهايي در جهت ضوابط خارج از عرف جامعه رو به افزايش است.

ملت ما:برنامه‌هاي جبهه ايستادگي، براي مجلس نهم

«برنامه‌هاي جبهه ايستادگي، براي مجلس نهم»عنوان يادداشت روز روزنامه ملت ما به قلم ابوالقاسم رئوفیان است كه در آن مي‌خوانيد؛ 80 نامزد مورد حمايت اين جبهه از 180 نامزد معرفي به مجلس نهم راه يافتند. اين در حالي است كه 30 نفر از 80 نامزد راه يافته به مجلس نهم نامزد اختصاصي جبهه ايستادگي هستند كه اميدواريم اين تعداد در مرحله دوم افزايش يابد. درباره نتايج جبهه ايستادگي در انتخابات مجلس و اين‌كه چقدر اين نتايج براي جبهه ايستادگي موفقيت‌آميز بوده است بايد توجه كرد كه جبهه تا آخرين روزها تلاش كرد با جبهه متحد به وحدت برسد و از هيچ تلاشي در اين راستا فروگذاري نكرد، اما زماني كه از ناحيه جبهه متحد انعطافي مشاهده نكرد اقدام به تهيه ليست مستقل كرد و آن را در معرض افكار عمومي قرار داد.

به همين دليل جبهه ايستادگي فعاليت انتخاباتي خود را بسيار دير شروع كرد در حالي كه جبهه‌هاي متحد و پايداري از يكسال پيش فعاليت‌هاي انتخاباتي خود را آغاز كرده بودند. البته ما نيز بر اساس مكانيزم از پيش تعيين شده پيش رفتيم و اگر چه بسيار دير شروع كرديم اما نتيجه خوبي گرفتيم. از 180 نامزدي كه در 22 استان كشور به مردم معرفي كرده بوديم در مرحله اول و تاكنون 80 نفر به مجلس راه پيدا كردند و در مرحله دوم نيز مطابق اخباري كه در اختيار داريم افراد ما پيشتاز هستند و اميدواريم كه در ارديبهشت ماه نيز تعداد ديگري به مجلس راه پيدا كنند. از ميان همين 80 نفر 30 نفر به‌طور اختصاصي فقط در فهرست جبهه ايستادگي قرار داشته‌اند و لذا در مجلس نهم فراكسيوني با 30 نماينده مجلس به نام «فراكسيون تلفيق» براي جبهه ايستادگي خواهيم داشت كه با رويكرد نظريه پردازانه به قوانين در مجلس فعاليت خواهند كرد.

براي كساني كه از جبهه ايستادگي به مجلس راه پيدا نكردند تدبيري انديشيده‌ايم كه با يك مجلس در سايه به وظايف خود عمل كنند زيرا ما نگاه موسمي به انتخابات نداشته‌ايم.

جبهه ايستادگي براي هيئت رئيسه مجلس برنامه‌هايي دارد چرا كه هيئت رئيسه مجلس هشتم متزلزل بود و اين تزلزل باعث شد آسيب‌هايي به مجلس و به تبع آن جامعه وارد بيايد بنابراين ما حتماً براي هيئت رئيسه مجلس برنامه‌هايي داريم كه به وقت لزوم آنها را اعلام مي‌كنيم.

دنياي اقتصاد:قانون كسب‌وكار: نقطه عطف در روابط دولت و بخش خصوصي

«قانون كسب‌وكار: نقطه عطف در روابط دولت و بخش خصوصي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم سيدامير سياح است كه در آن مي‌خوانيد؛سرانجام پس از يكسال و نيم تلاش مشترك اتاق ايران و مركز پژوهش‌هاي مجلس «قانون بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار» روز سوم اسفند1390 به تاييد نهايي شوراي نگهبان رسيد و به‌زودي براي اجرا ابلاغ مي‌شود.

اكنون كه گرد و غبار جنجال‌هاي ايجاد شده در زمان بررسي اين قانون در صحن علني مجلس خوابيده، ضمن مرور احكام و اهداف اصلي آن، تذكر نكاتي درباره حواشي در زمان بررسي و تصويب اين قانون ضروري به نظر مي‌رسد.

بخش اول: مهم‌ترين احكام و اهداف قانون بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار: مواد2و3، دولت را موظف مي‌كند قبل از تصميم‌گيري درباره كسب‌و‌كارها با تشكل‌هاي اقتصادي مرتبط مشورت و نظر آنها را استعلام كند. مواد7و8 پنجره واحد ارائه خدمات و نيز استفاده از فناوري اطلاعات در خدمات به فعالان تجاري خارجي را الزامي مي‌كند. مواد9و10ظرفيت‌هاي سفارتخانه‌ها و نمايندگي‌هاي سياسي ايران در خارج را در خدمت صادركنندگان و ديگر فعالان اقتصادي ايران قرار مي‌دهد و زمينه تسهيل صدور رواديد براي سرمايه‌گذاران خارجي و تجار ايراني را فراهم مي‌كند. مواد11و12مسوولان اقتصادي را موظف مي‌كند در قالب شوراي گفت‌وگوي دولت و بخش خصوصي، به‌طور مستمر مطالبات نمايندگان توليدكنندگان بخش‌هاي خصوصي و تعاوني را «استماع» كنند و به آنها پاسخ دهند.

شوراي گفت‌وگو، مرجع تصميم‌گيري نيست، اما تصميم‌ساز است و با ابزار مذاكره و اقناع، زمينه تفاهم ميان حكومت و فعالان اقتصادي را در جهت «بهبود محيط كسب‌و‌كار» فراهم مي‌كند. دبير شوراي گفت‌وگو (رييس اتاق ايران) موظف است قبل از هر جلسه، دستور جلسه را در اختيار رسانه‌ها قرار دهد و پس از هر جلسه نتيجه را به اطلاع رسانه‌ها برساند تا مخالفت بي‌‌دليل دولتمردان با مطالبات فعالان اقتصادي«پرهزينه» باشد.

مواد 13، 14 و 15 شاخه‌هاي استاني شوراي گفت‌وگوي دولت و بخش خصوصي و نيز شاخه‌هاي آن در دستگاه‌هاي اجرايي را مدون كرده است. ماده 16 شهرداري‌ها را موظف مي‌كند براي توليدكنندگان كوچك و متوسط و نيز فروشندگان كم سرمايه، امكان عرضه محصول با حداقل حق‌الاجاره را فراهم كنند. انتظار مي‌رود با اجراي اين ماده، اولا قيمت سرقفلي مغازه‌ها به‌خصوص در شهرهاي بزرگ تعديل شود و انحصار اصناف شكسته و رقابت در عرضه محصول گسترش يابد و ثانيا فروشندگان دوره‌گرد و كم‌سرمايه، بتوانند در محيطي امن و قانوني و بدون مزاحمت ماموران شهرداري به كسب‌و‌كار حلال بپردازند. ماده17 مشاوره مديريت در ايران را نظام‌مند مي‌كند.ماده18 بازار كار مشاغل ساختماني را متشكل و قانونمند و براي عرضه‌كنندگان و تقاضاكنندگان اين خدمات، امن مي‌كند.

مواد19 ،20 و 21 دستگاه‌هاي حكومتي اعم از شهرداري و موسسات شبه دولتي در همه استان‌ها و شهرها را موظف مي‌كند، اطلاعات همه معاملات خود اعم از خريد، فروش، مناقصه و مزايده را قبل و بعد از معامله اعلام كنند. حتي دلايل ترك تشريفات مناقصه، برنده مناقصه، مبلغ قرارداد با برندگان مناقصه ترك تشريفات شده و ... را كاملا شفاف در سامانه‌اي اينترنتي به اطلاع عموم برسانند.

ماده 22 دستگاه‌هاي اجرايي را مكلف مي‌كند در معاملات خود، توليدكنندگان كالا و خدمات از بخش‌هاي تعاوني و خصوصي را در اولويت قرار دهند. ماده23دستگاه‌هاي اجرايي را از تحميل شرايط ناعادلانه بر فعالان اقتصادي خصوصي و تعاوني منع مي‌كند. ماده24دولت را از تغيير ناگهاني و غافلگيركننده سياست‌هاي اقتصادي منع مي‌كند.

ماده25 تصريح مي‌كند در زمان كمبود برق يا گاز در فصول پرمصرف، واحدهاي توليدي نبايد در اولويت قطع برق يا گاز باشند. ماده26 دولت را از تعطيل كردن روزهاي كاري سال منع كرده است. ماده27 شركت‌هاي دولتي، شبه دولتي، نيمه دولتي و عمومي غيردولتي را از استفاده از منابع تخصيص يافته به بخش‌هاي خصوصي و تعاوني منع كرده است. مواد28 و29 نيز زمينه تشكيل دادگاه‌هاي تجاري در چارچوب آيين دادرسي تجاري و زمينه رسيدگي شفاف و ضابطه‌مند‌تر به شكايات موديان مالياتي و بيمه را فراهم كرده است.

بخش دوم: نكاتي درباره متن و حاشيه قانون بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار
1- هدف اين قانون، بهبود رتبه ايران در رتبه‌ بندي‌هاي جهاني كسب‌و‌كار نيست؛ بلكه هدف آن، حل تدريجي مشكلاتي است كه توليدكنندگان ايراني همه‌روزه به‌طور عيني و ملموس با آنها دست و پنجه نرم مي‌كنند.

2- مواد اين قانون براساس نظرخواهي‌هاي اتاق ايران و مركز پژوهش‌ها طي 2 سال اخير از تشكل‌ها و فعالان اقتصادي درباره مهم‌ترين موانع توليد و سرمايه‌گذاري در ايران تنظيم شده است.

3- از آنجا كه دولت حاضر نشد متن تهيه‌شده توسط اتاق ايران را به‌صورت لايحه به مجلس ارائه كند و مجلس آن را به‌صورت طرح بررسي و تصويب كرد، در تدوين اين قانون با محدوديت اصل 75 (منع مجلس براي تصويب طرح حاوي بار مالي براي دولت) روبه‌رو بوديم و علاوه بر اين به تدبير كميسيون بررسي‌كننده آن، در مواد آن از اصلاح ساير قوانين (نظير قانون كار يا قانون برنامه پنجم) اجتناب كرديم.

4- در جريان بررسي اين قانون در صحن علني مجلس متاسفانه برخي مقامات دولتي به شكلي عجيب و تند با آن مخالفت كردند. اين حادثه به‌خصوص از آن جهت تلخ بود كه دو ركن مهم بخش خصوصي ايران يعني اتاق بازرگاني و شوراي اصناف را روبه‌روي هم قرار داد. دليل مخالفت تند شوراي اصناف با اين طرح اين بود كه چرا اين قانون براي شوراي اصناف جايگاهي در شوراي گفت‌وگو قائل نشده است؟

پاسخ اين بود كه تركيب شوراي گفت‌وگو در قانون برنامه پنجم توسعه طراحي شده و اين اشتباه در آنجا رخ داده بود و در تدوين اين قانون قرار نبود قانون برنامه اصلاح شود. صاحب اين قلم به عنوان مسوول كارگروه رسيدگي به اين قانون در مركز پژوهش‌هاي مجلس شهادت مي‌دهد مسوولان ارشد اتاق ايران قلبا علاقه داشتند و دارند شوراي اصناف در تركيب شوراي گفت‌وگو حاضر باشد و از طرف اصناف، نقش موثر ايفا كند البته اين مقصود، در جريان اصلاح طرح در فرآيند رفع ايرادات شوراي نگهبان حاصل شد.اكنون كه «قانون بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار» به عنوان اولين قانوني كه با پيشگامي و همت بخش خصوصي تدوين شده، به تصويب نهايي رسيده است، انتظار مي‌رود سران اتاق ايران و شوراي اصناف كدورت ايجاد شده را كاملا فراموش و فصل جديد‌ي از همكاري صميمانه و موثر را آغاز كنند.

همچنين از دولتمردان محترم نيز انتظار مي‌رود با ابلاغ اين قانون، با جديت بيشتري حضور در «شوراي گفت‌وگوي دولت و بخش خصوصي» را از سر بگيرند و در افتخار بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار، نقش آفرين اصلي باشند. سال 1390، سال پرتلاطم و نقطه عطف در روابط بخش خصوصي و دولت بود. در ابتداي سال از شوراي گفت‌وگوي دولت و بخش خصوصي (مبتني بر ماده 75 قانون برنامه پنجم) رونمايي شد و در پايان سال، «قانون بهبود مستمر محيط كسب‌وكار» ابلاغ مي‌شود. ان‌شاءالله سال 1391، سال همكاري مودت‌آميز و اثربخش دولت و بخش خصوصي و آغاز بهبود مستمر محيط كسب‌و‌كار در ايران باشد.

صلابت مردم در انتخاب اصلح

صلابت مردم در انتخاب اصلح
نقش مشاركت حداكثري در مصونيت نظام اسلامي

انتخابات 12 اسفند بسيار پرشور و نشاط و با حضور حداكثري و گسترده آحاد مختلف مردم برگزار خواهد شد و در اين برهه حساس چنين چيزي يك نياز حياتي براي كشورمان است .
اما اگر از منظر ديگري به بررسي اهميت اين دوره از انتخابات مجلس بپردازيم بايد بگوييم كه كانديداها و طيف ها و گروه هاي مختلف حاميانشان بايد نسبت به سلامت اخلاقي فضاي انتخابات اهتمام كامل داشته باشند، چرا كه امنيت انتخابات يك مطالبه جدي است كه تاثير مستقيمي در امنيت كشور دارد و بايد همگي نسبت به آن حساس باشند . دشمن نيز بر روي مسئله امنيت و سلامت انتخابات برنامه ريزي كرده و اميدوار است بتواند همان سناريوي فتنه 88 را در اين دوره نيز تكرار كند.
گفتمان انقلاب اسلامي و امام راحل امروز به عنوان گفتمان غالب در فضاي انتخابات مطرح مي شود و نامزدها حول وحوش اين گفتمان به صحنه آمده اند و كمتر از شعارهاي افراطي بهره گرفته اند.
نامزدها براين باورند كه رمز موفقيت آنها طرح ديدگاه ها و نظرات حضرت امام و ارزشهاست و به همين علت بر تحقق عزت، عدالت، عدم وابستگي، آزادي، استقلال و مردم سالاري ديني تاكيد مي كنند. البته اين موفقيت بزرگ به بركت درايت رهبر معظم انقلاب اسلامي و هوشمندي مردم ميسر شده است.
اما اين نكته را هم بايد توجه كنيم كه بوده اند نامزدهايي كه گفتمان امام را سرلوحه كار خود قرار دادند اما با حضور در مجلس شوراي اسلامي با آشكار كردن هويت خود گام هاي محكمي در ضديت با نظام جمهوري اسلامي برداشتند .
اتفاقاتي كه در مجلس ششم رخ داد از اين دست اتفاقات بود. البته مجلس هفتم و هشتم كه مجلسي ارزشي بودند كارنامه خوبي از خود ارائه دادند اما قصور در تصويب طرح نظارت بر نمايندگان مجلس و يا اقداماتي مثل برخي كوتاهي ها در تاييد وزرا و اجراي طرح هدفمندي يارانه ها قدري بر اعتماد مردم نسبت به برخي از وكلاي مجلس ضربه وارد كرد.
نماينده مورد انتظارم كيست؟
همان طور كه امروز صرف هزينه هاي كلان براي كسب راي از سوي نامزدهايي كه پيش از اين نماينده مجلس بوده اند شبهاتي را به وجود آورده است.
حسام الدين محمدي يكي از منتقدان به اين نوع هزينه هاست.
وي كه در يك چاپخانه در تهران مشغول به كار است، با انتقاد به اسراف در زمان انتخابات مي گويد: برخي از نمايندگاني كه دوره هاي قبل در مجلس بوده اند مجدد كانديدا شده اند و براي تبليغات حسابي خرج مي كنند. حتي شنيده ام هزينه هاي بالاي يك ميليارد داشته اند در صورتي كه حساب كرده ايم اگر هر نماينده در طول يك ماه دو ميليون و نيم حقوق دريافت كرده باشد در صورتي كه همه آن را پس انداز كرده باشد و براي خانواده خرج نكرده باشد در مجموع بايد بعد از چهار سال 120 ميليون تومان دارايي داشته باشد پس چگونه است كه حداقل مي تواند يك ميليارد تومان براي تبليغات هزينه كند؟
وي ادامه مي دهد: اكنون كه مشاركت گسترده مردم محقق خواهد شد كانديداها بايد اخلاق را در انتخابات رعايت كنند. برخي از افرادي كه تلاش مي كنند با پذيرايي و ضيافت شام و ارائه رشوه هايي كسب راي كنند مسلما در نظر مردم جايگاهي ندارند و كسي به آنها راي نخواهد داد .
شهرام عيسي پور هم كه شغل آزاد دارد، مقبوليت مجلس شوراي اسلامي را در گرو رسيدگي به مشكلات مردم مي داند .
وي مي گويد: در صورتي مجلس كارا خواهيم داشت كه ببينيم نمايندگان مجلس براي مردم ارزش و احترام قائلند. وقتي دفاتر ملاقات مردمي در شهرستان ها خالي است و نماينده در طول چهار سال نمايندگي اش حاضر نيست با مردم شهرش ديدار و گفت و گو داشته باشد طبيعي است مردم نسبت به او
دل سرد مي شوند و به آن نماينده راي نخواهند داد .
عيسي پور 32 ساله كه به قول خودش تازه شغلي پيدا كرده است، مي گويد: معضل بيكاري مردم شهرستان ها را آزار مي دهد اما هنوز يك بار هم فرصت آن پيش نيامده كه نماينده شهرمان راجع به اين موضوع حداقل موضع گيري كند و يا حرفي بزند. تنها صحبت هايي كه از او شنيده ايم در مناسبت هاي مختلف راجع به مسايل كشاورزي بوده كه البته در اين مورد هم اقدامي از او نديده ايم.
نماينده ؛ مدافع حقوق مردم
يك نماينده مجلس بايد مدافع حقوق مردم باشد. اين فرد در صورتي مي تواند خوب عمل كند كه مردم از او راضي باشند .
طاهره زماني هم فردي است كه همزمان با دوران تحصيل به عنوان دفتريار در يكي از دفاتر اسناد رسمي مشغول به كار است و در مورد وظايف نمايندگان مجلس حرف هاي زيادي دارد .
وي با رد تاثير تبليغات نامزدها از طريق پوستر و بنر و جلسات گوناگون براي مجاب كردن مردم براي كسب راي مي گويد: مردم فقط از نمايندگان مجلس عمل مي خواهند نه اينكه حرف بزنند. نمايندگاني حامي اصلي گفتمان انقلاب و پشتيبان ولايت فقيه هستند كه به اطاعت از رهبر انقلاب به فكر حل مشكلات مردم باشند .
زماني در ادامه تاكيد مي كند: مثلا در حوزه زنان تصميمات خوبي گرفته شده اما كدام يك از قوانين اخير به اجرا درآمده است. قانون حمايت از خانواده را داشتيم اما سرانجام آن آن قدر پيچيده بود كه اصلا سردرنياورديم به كجا ختم شد. يا تصويب قانوني مثل اعطاي حقوق به دختران با سنين بالا حتما ميزان ازدواج را كاهش مي دهد در صورتي كه فورا در موردش تصميم گيري شد. شايد اين ها قوانين بدي نباشد اما آيا پشتوانه فكري خوبي داشته اند و يا شرايط اجراي آن را سنجيده اند؟
وي كه دانشجوي رشته حقوق است، ادامه مي دهد: اخيرا كه هر وقت قانوني تصويب شد دولت در مورد آن موضع گيري كرد. چرا دولت و يا مجلس در مورد همكاري با هم تا اين اندازه سهل انگاري مي كنند در صورتي كه محصول كار رفع مشكلات مردم است و اين دو بايد هماهنگ عمل كنند .
اعتماد مردم سرمايه اجتماعي است
موضوعي كه دكتر امان الله قرائي مقدم عضو هيات علمي دانشگاه و جامعه شناس بدان اشاره دارد، اعتماد مردم به نامزدهاست .
وي مي گويد: آنچه از لحاظ اجتماعي و بحث سرمايه اجتماعي در جامعه شناسي مطرح است و امروزه جامعه شناسان بزرگ بدان تاكيد دارند بحث اعتماد است. اعتمادي كه چه در سطح افقي بين مردم و چه در سطح عمودي بين مردم با مسئولان شكل مي گيرد بسيار در مشاركت مردم و حمايت آنها موثر است. اين كسب اعتماد زمان مي خواهد كه به محك آزمايش گذاشته شود و مردم اگر مطمئن باشند كه فرد منتخب شان معتقد است و اگر قولي مي دهد عمل مي كند حتما او را دوباره انتخاب مي كنند .
وي با تاكيد بر تاسي نمايندگان مجلس به مرحوم مدرس در امور مردم اضافه مي كند: اعتماد متقابل بين مردم و نمايندگان هنگامي شكل مي گيرد كه ببينند وكيل آنها در مجلس در زمان رويارويي با خلاف مبارزه مي كند و به خاطر پول و رشوه خود را مديون مردم نمي كند. پس اعتماد حرف اول را مي زند. بنابراين نامزدها به محك آزمايش مردم منطقه شان قرار مي گيرند و اين سرمايه اجتماعي مي تواند عاملي باشد كه مردم مشاركت كنند .
وي همچنين تصريح مي كند: البته در صورت اعتماد نداشتن، اين موضوع مانع از آن نمي شود كه مردم در سرنوشت خود دخالت نكنند و نسبت به كشور و سرزمين و آينده فرزندانشان حساس نباشند.
بنابر فرمايش امام راحل مجلس در راس امور است و به هر صورت تصميم گيري ها از طريق اين قوه صورت مي گيرد و مسئوليت مردم و نمايندگان مجلس هم بر اساس اين گفته ارزشمند سنگين تر مي شود.
دكتر عباس قاضي ها مدرس رشته مديريت در دانشگاه به ضرورت احساس مسئوليت نمايندگان اشاره دارد و در گفت و گو با گزارشگر كيهان مي گويد: مسئوليت در وهله اول پاسخگويي و پاسخگو بودن است. فردي كه مسئوليت بر عهده مي گيرد در هر كاري بايد پاسخ هاي قابل قبول بدهد. فردي كه كار مهمي مثل نامزدي مجلس را بر عهده مي گيرد بايد براي خدمت به مردم احساس تعهد كند و اين احساس تعهد بايد مسئولانه باشد .
قاضي ها ادامه مي دهد: نامزدها بايد اصول برنامه هاي شان را در چارچوب امكانات تنظيم كنند و با پرهيز از شعارهاي واهي واقع گرايي در تعيين هدف را ملاك تبليغات قرار دهند. اين افراد بايد با مشكلات مردم آشنا باشند و با حل آن اعتماد مردم را جلب كنند .
مسئوليت اخلاقي سنگين
حركت طبق قانون اساسي و مطابق با سوگندي كه روز اول خوردند و پاي بندي به اصول اساسي نظام جمهوري اسلامي از مباني قانوني، حقوقي و قضايي است اما از لحاظ اخلاقي هم وقتي گروه زيادي در يك اتحاد دسته جمعي فردي را به عنوان نماينده مجلس تعيين مي كنند مسئوليت اخلاقي بر دوش وكيل مردم سنگين مي شود .
آيت الله حسن ممدوحي عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم و نماينده مردم كرمانشاه در مجلس خبرگان رهبري هم با اشاره به انتخابات مجلس نهم و لزوم حضور حداكثري مردم در آن خاطر نشان مي كند: بايد افرادي وارد مجلس شوند كه بدون توجه به قوميت و مذهب در راستاي حفظ نظام اسلامي و ارزش هاي آن گام بردارند .
وي در گفت و گو با گزارشگر كيهان مي گويد: اگر دشمن بر ايران اسلامي مسلط شود، اوضاع ما بدتر از اوضاع مردم عراق و افغانستان خواهد بود زيرا دشمن از ما سيلي سنگيني خورده است، از اين رو از انجام هيچ جنايتي كوتاه نمي آيد .
وي ادامه مي دهد: دشمنان هر بار نزديك انتخابات مي شود موج آفريني و جريان سازي هاي رسانه اي خود را در سطح وسيع و گسترده اي عليه انتخابات آغاز مي كنند بنابراين بايد توجه كنيم كه انتخابات در اين برهه خيلي حساس است و نبايد گرفتار تبليغات سوء شويم و از مشاركت در انتخابات بكاهيم.
با توجه به جايگاه رفيع مجلس در انديشه سياسي حضرت امام (ره) مجلس شوراي اسلامي وظايف مهمي را بر عهده دارد كه مهم ترين آن موضوع قانونگذاري است.
به همين علت آيت الله ممدوحي تاكيد مي كند كه در اين راستا مجلس بايد با نگرشي جامع و كارشناسي خلأهاي موجود را از زواياي گوناگون بررسي كرده از طريق كميسيونهاي تخصصي به تهيه و تدوين قوانين براي اداره مملكت بپردازد كه اين اتفاق مرهون حضور نمايندگان واجد شرايط در مجلس است.
در اصل، امنيت و سلامت انتخابات به عنوان يك مقوله جدي و اساسي كه محل طمع و توجه دشمنان است مورد توجه قرار مي گيرد و بايد آحاد مختلف مردم و خود نامزدها و حاميانشان در اين زمينه كاملا هوشيار باشند و با بصيرت كامل رفتار كنند و كاري نكنند كه سوژه به دست ضد انقلاب و دشمنان قسم خورده نظام و انقلاب بدهند .
اما در كنار اين موارد بايد اشاره كرد كه حضور گسترده مردم در پاي صندوق هاي راي بدون شك تمامي نقشه هاي دشمنان را نقش بر آب خواهد كرد و آينده كشور را در مواجهه با استكبار جهاني تضمين و دشمنان را نااميدتر از هر زماني خواهد كرد

مسؤولیت افراد در برابر رأی خود

نکته اول این است که ما باید بدانیم مشارکت در انتخابات به معنی شریک شدن در نتایج رفتار شخصی است که انتخاب می‏شود. به عبارت دیگر، رأی ما به هر یک از نامزدها به این معنی است که از الان رفتارهایی را که به صورت قطعی و یقینی یا بر اساس ظن و گمان پیش‌بینی می‏کنیم در آینده، پس از به دست گرفتن قدرت، توسط آن شخص انجام شود، امضاء و تایید کرده‌ایم و ما هم در ثواب و عقاب آنها شریک هستیم.

متأسفانه این مطلب هم به درستی تبیین نشده و حتی بسیاری از افراد متدین تصور می‏کنند رأی مثل مالی است که متعلق به کسی است و می‌تواند هرگونه مایل است از آن استفاده کند؛ حتی می‌تواند آن را آتش بزند یا در دریا بریزد. در صورتی که چنین نیست؛ ما تکلیف واجب شرعی داریم که فرد اصلح را شناسایی کنیم و به او رأی بدهیم و اگر در شناسایی اصلح کوتاهی کنیم یا بعد از شناختن او به دیگری رأی بدهیم، گناه بزرگی مرتکب شده‌ایم. بر خلاف تصور رایج، رأی ملک شخصی افراد نیست که آن را به هر کس مایل باشند واگذار کنند. این تصور ناشی از فرهنگ غلط الحادی غربی است که بر اساس آن انسان مالک همه چیز است و حتی خدای خودش است و بر همین اساس می‌تواند حاکمی را با هر شرایطی که خواست تعیین و اختیاراتی را به او واگذار کند؛ گویا این اختیارات ارثی است که به او رسیده و می‌تواند آن را به هر که خواست، بدهد.

بر اساس بینش اسلامی که در نقطه مقابل این تصور است، تمام اختیارات، اصالتاً متعلق به خداست و به ما دستور داده‌اند کمک کنیم که فرد اصلح سرکار بیاید و این تکالیف را بر عهده بگیرد و این کار از باب اعانت بر تقواست؛ نه این‌که ما اختیاری داریم که آن را به رئیس‌جمهور می‏بخشیم. ما از خود، چیزی نداریم که بتوانیم آن را ببخشیم. مگر حکومت حق ماست، که آن را به دیگری ببخشیم؟

بر اساس اومانیسم غربی که انسان را خدا و همه چیز را برای او می‌داند، انسان می‌تواند به هر که ‏خواست رأی بدهد، هر که را مایل است حاکم ‏کند و هر که را نپسندید عزل ‏کند. لیبرال دمکراسی نتیجه فرهنگ اومانیستی است و در این فرهنگ همه امور تابع رأی مردم است و انسان می‌تواند هر قانونی را به هر نحوی که مایل است وضع ‏کند.

ولی در فرهنگ اسلامی بر خلاف فرهنگ اومانیسم، حکم مخصوص خداست؛ «ان الحکم الا لله»2. در آیه دیگری هم پس از نقل ادعای گروهی از کافران در خصوص حلال یا حرام بودن نعمت‌های خدا، می‏فرماید: «قل آلله أذن لکم، أم علی الله تفترون»3؛ آیا خدوند به شما اجازه داده که چیزی را حلال یا حرام کنید یا بر خدا افترا می‏بندید؟ به عبارت دیگر، کسی بدون اجازه خدا حق ندارد کاری را جایز یا ممنوع بداند. امر و نهی و وضع کردن قانون حق خداست و انسان از پیش خود اختیاری در این زمینه ندارد. اختیار ولی‌فقیه در امر و نهی هم اولاً در چارچوب احکامی است که خدا وضع کرده؛ ثانیاً این اختیار به اذن خداست که به بواسطه فرمایش امام معصوم(ع) که فرمود «فإنی قد جعلته علیکم حاکماً»4، به ما رسیده و اگر چنین اجازه‌ای نبود ما هیچ‌گاه چنین حقی را برای ولی‌فقیه قایل نبودیم. چون او هم از جهت این که اصالتاً اختیار و حقی ندارد، مثل سایر مردم است.

بنابراین، این تصور غلط است که رأیْ ملک شخصی ما و مثل مالی است که می‌توانیم آن را به هر نحو که خواستیم صرف کنیم. هر چند ما در خصوص اموال خود هم اجازه اسراف، تبذیر و استفاده در امور حرام نداریم. ما هیچ چیزی از خود نداریم که بتوانیم به دیگری واگذار کنیم. وظیفه‌ای که در این جهت بر عهده ما گذاشته شده این است که سعی کنیم حاکمی که احکام اسلام را بهتر اجرا می‏کند، مصالح جامعه اسلامی را بیشتر تأمین می‏کند، ارزش‏های اسلامی را بهتر رعایت می‌کند و با دشمنان اسلام سرسختانه‌تر مبارزه می‌کند، انتخاب شود. چنین کسی زمانی می‌‏تواند عهده‌دار مسؤولیت شود که مردم با رأی و حمایت‏های گفتاری و رفتاری خود به او کمک کنند. در غیر این صورت چنین کسی نمی‏تواند مسؤولیت را بر عهده بگیرد.

وظیفه ما این است که چنین کسی را شناسایی کنیم و این کار مثل اقامه نماز، تکلیف واجب قطعی است که بر عهده ماست. متأسفانه هنوز این فرهنگ در جامعه ما پذیرفته نشده و بسیاری از مردم تصور می‌کنند رأی حق آنها است و می‌توانند آن را به هر کس مایل هستند واگذار کنند. منشاء این تصور غلط، مغالطة «حق» و «تکلیف» است. حق، ناشی از تکلیف است نه در برابر تکلیف.

ما در برابر رأی خود مسؤول هستیم و روزی از ما سؤال می‌کنند که چرا به فلان شخص رأی دادی. ما باید برای کار خود حجتی داشته باشیم؛ بنابراین باید سعی کنیم به کسی رأی دهیم که بر اساس شناختی که از او داریم، پیش‌بینی ما در خصوص عملکرد آینده او کار کردن برای دین و به نفع اسلام باشد؛ نه این‌که فردی لیبرال‌منش را انتخاب کنیم که در برابر ترک شدن احکام اسلام، آزاد شدن رباخواری، ترویج اباحه‌گری، برپا کردن مجالس رقص و مسایلی از این قبیل با تساهل برخورد کند؛ هر چند ممکن است چنین کسی محسناتی هم داشته باشد. اگر به واسطه رأی ما چنین کسی زمام قدرت را در دست بگیرد، ما هم در گناه سکوت یا تایید چنین اعمالی توسط او شریک هستیم. چون بدون رأی ما او به قدرت نمی‌رسد.

انتخابات

همه ما ایرانیان با حضور در با ی صندوقهای رای دشمنان خود را مایوس نماییم

آداب نمازاز منظر رجبعلی خیاط

يکي از ويژگي‌هاي برجسته تربيت شدگان مکتب جناب شيخ رجبعلي خياط، حضور قلب در نماز است. و اين نبود مگر بدين جهت که شيخ براي جسد بي روح نماز، ارزش چنداني قائل نبود و مي‌کوشيد علاقمندان او حقيقتاً نمازگزار باشند.

آداب نماز
در رهنمودهاي جناب شيخ درباره نماز چهار نکته اساسي وجود دارد که هر چهار مورد برگرفته از متن قرآن و احاديث اسلامي است:

1- عشق
شيخ رجبعلي خياط معتقد بود همانگونه كه عاشق از سخن گفتن با معشوق خود لذت مي‌برد، نمازگزار بايد از راز و نياز با خداي خود احساس لذت كند. او شخصاً چنين بود و اولياي الهي همگي چنين‌اند.

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) لذت خود از نماز را اين گونه توصيف مي‌فرمايند:

«جعل الله جل ثناؤه قرة عيني في الصلاة، و حبّب إلي الصلاة كما حبّب إلي الجائع الطعام، و إلي الظمآن الماء، و إنّ الجائع إذا أكل شبع، و إنّ الظمآن إذا شرب روي، و أنا لا أشبع من الصلاة؛ خداوند (جل ثناؤه) نور ديده مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانيد، همچنان كه غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه. (با اين تفاوت كه) گرسنه هر گاه غذا بخورد سير مي‌شود و تشنه هر گاه آب بنوشد سيراب مي‌شود، اما من از نماز سير نمي‌شوم.»

2- ادب
مؤدب بودن نمازگزار در محضر آفريدگار متعال، يكي از مسايلي است كه اسلام به آن اهميت بسياري داده است. امام سجاد عليه‌السلام در اين باره مي‌فرمايد:

«و حق الصلاة أن تعلم أنها وفادة إلي الله عز و جل، و أنک فيها قائم بين يدي الله عز و جل فإذا علمت ذلك قمت مقام الذليل الحقير، الراغب الراهب، الراجي الخائف، المستكين المتضرع، و المعظم لمن كان بين يديه بالسكون و الوقار، و تقبل عليها بقلبك و تقيمها بحدودها و حقوقها.

حق نماز اين است كه بداني نماز، وارد شدن بر خداي عز و جل است و تو با نماز در پيشگاه خداوند عز و جل ايستاده‌اي، پس چون اين را دانستي، بايد همچون بنده‌اي ذليل و حقير، راغب و راهب و اميدوار و بيمناك و بينوا و زاري كننده باشي و به احترام كسي كه در مقابلش ايستاده‌اي با آرامش و وقار بايستي و با دل به نماز رو كني و آن را با رعايت شرايط و حقوقش، به جاي آوري.»

جناب شيخ درباره ادب حضور مي‌فرمايد:

«شيطان هميشه مي‌آيد سراغ انسان، يادت باشد كه توجه خود را از خدا قطع نكن، در نماز مؤدب باش. در نماز بايد همانند هنگامي كه در برابر شخصيت بزرگي خبردار ايستاده‌اي باشي، به گونه‌اي كه اگر سوزن هم به تو بزنند تكان نخوري!»

امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «فضل الوقت الأول علي الآخر كفضل الاخرة علي الدنيا؛ فضيلت اول وقت (نماز) بر آخر وقت، همچون فضيلت آخرت است بر دنيا.»

3- حضور قلب
باطن نماز، ياد خدا و حضور صادقانه دل نمازگزار در محضر قدس حق تعالي است، و از اين رو پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد:

«لا يقبل الله صلاة عبد لا يحضر قلبه مع بدنه؛ خداوند نماز بنده‌اي را كه دلش با بدنش حضور ندارد، نمي‌پذيرد.»

جناب شيخ با توجه به اين نكته، سعي مي‌كرد قبل از اقامه نماز جماعت، حاضران را آماده نماز با حضور قلب كند. نماز او نمونه يك نماز با حضور قلب بود.

دكتر حميد فرزام در اين باره مي‌گويد: نمازشان خيلي با طمأنينه و با آداب بود و گاهي كه دير مي‌رسيدم و قيافه ايشان را در نماز مي‌ديدم انگار لرزه‌اي بر اندامشان مستولي، قيافه نوراني، رنگ پريده و غرق در ذكري بودند كه مي‌گفتند. حواسشان كاملاً جمع نماز بود و سرشان پايين، استنباطم اين است كه جناب شيخ هيچ شكي، حتي به اندازه سر سوزن در دلش نبود.

يكي ديگر از شاگردان شيخ مي‌گويد: گاهي به من مي‌فرمودند:

«فلاني! مي‌داني در ركوع و سجود چه مي‌گويي؟ در تشهد كه مي‌گويي: «اشهد أن لا اله ألا الله وحده لا شريك له»، آيا راست مي‌گويي؟ آيا هواي نفس نداري؟! آيا به غير خدا توجهي نداري؟!»

4- مواظبت بر نماز اول وقت
در احاديث اسلامي بر نماز گزاردن در اول وقت تأكيد فراواني شده است، امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد:

«فضل الوقت الأول علي الآخر كفضل الاخرة علي الدنيا؛ فضيلت اول وقت (نماز) بر آخر وقت، همچون فضيلت آخرت است بر دنيا.»

جناب شيخ مقيد بود كه نمازهاي پنجگانه را در اول وقت مي‌خواند و ديگران را نيز بدان توصيه مي‌فرمود.

خشم، آفت نماز
از شيخ رجبعلي خياط نقل شده ‌است كه:

«شبي حوالي غروب از نزديك مسجدي در اوايل خيابان سيروس تهران عبور مي‌كردم - براي درك فضيلت نماز اول وقت - وارد شبستان مسجد شدم ديدم شخصي مشغول اقامه نماز است و هاله‌اي از نور اطراف سر او را گرفته، پيش خود فكر كردم كه بعد از نماز با او مأنوس شوم ببينم چه خصوصياتي دارد كه چنين حالتي در نماز براي او پديدار است. پس از پايان نماز همراه او از مسجد خارج شدم نزديك در مسجد، وي با خادم مسجد بگو مگويي پيدا كرد و به او پرخاش كرد و به راه خود ادامه داد، پس از عصبانيت ديدم آن هاله نور از روي سرش محو شد!»
منبع:
کتاب کيمياي محبت،‌ حجة الاسلام محمدي ري شهري،‌با تصرف
تبيانت