حیف نیست توبا این خرها نشستی
وزی بهلول، پیش خلیفه " هارون الرشید " نشسته بود . جمع زیادی از بزرگان خدمت خلیفه بودند .
طبق معمول ، خلیفه هوس کرد سر به سر بهلول بگذارد. در این هنگام صدای شیهه اسبی از اصطبل خلیفه بلند شد.
خلیفه به مسخره به بهلول گفت: برو ببین این حیوان چه می گوید ، گویا با تو کار دارد.
بهلول
رفت و بر گشت و گفت:این حیوان می گوید: مرد حسابی حیف از تو نیست با این"
خر ها " نشسته ای. زودتر از این مجلس بیرون برو. ممکن است که : " خریت "
آنها در تو اثر کند.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 19:54 توسط عادل نواصری
|